تعبیر خواب مانی

تنها معبر خواب در ایران

هدیه خدا

تا حالا خدا منو نا امید نکرده .......من هم تصمیم گرفتم که سعی کنم تا خدا رو نا امید نکنم ...من با شما فرق دارم ولی قدر خودم رو نفهمیدم..... و به همین خاطر نتونستم  شکر گذار خدا باشم ...البته خدا هم مرا بسختی مجازات کرد....  صحبتهای من خیلی ها رو ناراحت میکنه ولی .... به جهنم ؟  چون فعلا نمیتونم از ایمیلم استفاده کنم از این طریق میگم  تا خودتون جوابتون رو بگیرید : من هیچ کدام از علمائی رو که شما قبول دارید  ، قبول ندارم این علما مال شما و شما هم مال همون علما    ، بقول حافظم :  مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند .... که اعتراض  بر اسرار علم غیب کند........ تعبیر خواب به هیچ عنوان ربطی به روانشناسی و یا متخصصین مغز و اعصاب ندارد ...... کتابهای تعبیر خواب خارجی و داخلی موجود نیز فقط حرف مفت هستند ...... چرا که این علم یک علم الهی است و به هرکسی داده نمیشود که بخواهد در مورد  آن چیزی بگوید و یا  چیزی بنویسد ...... علم تعبیر خواب علمی است برای  گذشتن ازخط قرمزهائی که علم فیزیک آن را بنا نهاده .... علم تعبیر خواب راهی برای رسیدن به خداست ....راهی برای رفتن به عرش الهی ...... مگر نشنیده اید که حافظ عزیز میفرماید : دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند ..... گل آدم بسرشتندو به پیمانه زدند....... ساکنان حرم سر و عفاف ملکوت ..... با من راه نشین و باده مستانه زدند..... و یا کسانی که میپرسند چرا ادعا میکنی که تنها معبر خواب هستی باید از حافظ بپرسند که چرا میگوید : من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب ...... مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند...... هاتف آنروز بمن مژده این دولت داد ...... که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند...... و اما از همه شما دوستان ممنون ...و شما اعظم خانوم صبر کن تا پایان بهمن بعد اگر شد یا نشد بیاسراغم...... و اما کوثر عزیز ..... اول اینکه از بیماری اون خانوم خبلی ناراحتم کردی ... خودت هم میدونی که این بیماری مداوا ندارد اما  اگر امیدت  به خدا رو از دست ندهی و برایم دعا کنی بحق امام حسین (ع) من هم بهت قول میدهم که در مورد بیماری اون خانوم کمک کنم  و بهت قول میدم که خوب شود و یا حداقل از پیشرفت بیماری جلوگیری شود... اما یه چیز مشخص است و آن این است که دعای تو برای من مهم است ...مگر نشنیده ای که حافظ میفرماید : دلا بسوز که سوز تو کارها بکند ..... نیازنیم شبی دفع صد بلا بکند........ بقول استاد جعفری : عجبا ! ! باور میکنی کوثر ... خودم میخواستم برای شادی یه بنده ای یه بیمار ناعلاج رو شاد کنم و در همین زمان این تو بودی که بیماری اون خانوم رو معرفی کردی  ، ..... پس برام دعا  کن 15/11/92... ... می بینید  که ما با چه جونورهائی باید کل کل کنیم  این مشتی از خروار است و این با ادب ترین و روشنفکر ترین و فهیم تر ین اونهاست  آ.... ( کیهان شناس ) روشنفکر  ، حافظ شناس ، و از همه مهمتر منتقد و از  بازهم  مهمتر معتقد به تعبیر خواب مامان و خاله و آبجی عزیزشون .... خوب آ کیو  هزار یا بالا تر  از هزار  شما برای بدست آورد ن ایمیل و یا وب آنها میتوانید روی اسم نظرات کلیک کنید تا با اونها آشنا بشید مثل همین مینا خانوم  عزیزو اگر ایمیل و سایت نمیزارن  و یا ندارند تا آدم مگسی مثل   شما مزاحمشون بشه ...... معنیش این نیست که من نظر ها رو خودم مینویسم ..مثل خود نادانت که نظر گذاشتی .... یه کم فقط باید فکر کنی در حد کلاس پنجم ا بتدائی...... بکذریم .... من سر قولم  هستم کوثر عزیز  فقط میخواهم  با دلی خوش به عهد خودم وفا کنم و مطمئن باشم که اگر این کار رو انجام میدم ... فقط برای وفای به عهدم است .... پس تو هم به عهد خودت وفا کن تا خدا  هر دوی ما را اجابت کند...و شما شایان عزیز من سر قول و قرارم خواهم بود......و اما شما مینا خانوم ...... من فقط به بیمارانی پاسخ خواهم گفت که علم طب کلاسیک امروز آن را غیر قابل مداوا تشخیص بدهند...کار من طبابت نیست ولی  درسال شاید یک و یا دو بیمار را ببینم  ، بیمارانی که واقعا نا امید هستند ..... آنهم خیلی خیلی خصوصی ..... حوصله این را نداریم بیایند گوش ما را بگیرند بگویند  : حالا دیگر طبابت غیر مجاز هم میکنی  ؟ پدر سوخته ... میخواهی پدر پدر پدر سوخته ات را در بیاوریم ........... و اما پیشگوئی : در مورد پیشگوئیهای سالانه ام باید به عرض  برسانم شاید خیلی مختصر و شاید هم اصلا چیزی نگویم .... من هم مثل همه شما مشکلاتی دارم و مشکلات شاید تنها واقعیتها و شاید هم یکی از اصلی ترین واقعیتهای زندگی باشد  و زمانی که مشکلات تمام شود شاید وقتی برای ماندن نیست ... پس سعی کنید شما مشکلات را بر طرف کنید نه مشکلات شما را......دوستون دارم ...بای بای 21/11/92... ... محمد  عزیز هر چه زودتر خانه رو بخر ید و گوش به این حرفهای کارشناسانه نزنید چون مسکن درسال آینده در حدود 35% حداقل گرانتر خواهد شد ، پروانه عزیز شما همزاد مرا در خواب دیده اید و این بمعنی دیدار من و شما خواهد بود ، در ضمن من دیگر زیبا نیستم و از این موضوع هم کاملا راضیم ، برام دعا کن طبق قول و قرارمون تا بعد26/11/92..... ...
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 16:0  توسط ارژنگ  | 

من خوبم یا بدم ؟


خیلی ها میگن  من بد اخلاق هستم  و موضوع بد اخلاقی من همیشه مورد توجه  شما عزیزان بوده ولی چون خودم قبول نداشتم  ، گفتم یه چیزی بگم ولی خوب شاید هم حق باشما باشه ......  چون این بد اخلاقی شاید بخاطره دوران نوجوانی و جوانی من باشه ..حالا بگذریم به چه دلیل  ...همین دیروز یه نمونه اش تو خیابون اتفاق افتاد : داشتم تو خیابون جمهوری میرفتم که یه دختر خانوم مکوش مرگما بهم گفت : ببخشید آقا ، این کارت من گیر کرده ، میشه بکشید بیرون  ؟ گفتم ببخشید من بلد نیستم! دختره که خیلی بهش بر خورده بود گفت : بلد نیستی بکشی بیرون  ، بیا خودم یادت میدم  ، هی........ با توام .....هی  عمو ...  غریبی نکن  ..... و چیزهای دیگه ....... پیش خودم فکر کردم و دیدم  حرکت خوبی انجام ندادم و از رفتارم پشیمون شدم چون هرکسی جای من بود شاید بجای کشیدن کارت ..... حاضر بود برای این خوشگل خانوم  کل تلفن رو از جا بکنه ...ویا اگر بجای من یه آخوند متعصب هم بود به این  خوشگل خانوم کمک میکرد  ....... ولی من نکردم  ؟ چرا کمک نکردم ؟ آیا بد اخلاقم  ؟ شاید کمی بد اخلاقی باشه ولی بیشترش برمیگرده به همون دوران زندگی من  در جوانی......... من ناخود آگاه مردم رو از خودم می رنجونم  و این رو قبول دارم ولی چیزی رو که شما قبول ندارید اینه که من میتونم چهره واقعی  شما رو ببینم و به همین دلیل نمی تونم با شما طبق اصول  آداب و معاشرت رفتار کنم  و اگر بخواهم  طبق قوانین اجتماعی  با شما گفتگو کنم در پیشگاه خدا  خودم رو منافق میبینم . وقتی  به فقیری کمک نمیکنم تا مدتی نگران و پشیمون میشم  ولی وقتی که به بعضی از شما کمک نمیکنم  اصلا احساس بدی ندارم  واحساس مسئولیتی هم  نمیکنم  ، من نجات دهنده شما نیستم  و شما خودتون باید مسیر اصلی زندگیتون رو پیدا کنید  ! وقت ندارید نماز بخونید  ، وقت ندارید به خدا توکل کنید  ، وقت ندارید بدون رشوه گرفتن کار کنید ، وقت ندارید فکر کنید که در آمد حرام چه به سر شما و نزدیکانتان  خواهد آورد  ، وقت ندارید که  خوب باشید ...........و خیلی چیزهای دیگر.....   من فقط میتوانم راهنمای شما باشم و یا اگر بیشتر به هم نزدیک شدیم فقط یه نشانه  برای شما خواهم بود ....و  از این که بیشتر شما حرفهای مرا  نمیگیرید زیاد هم ناراحت نیستم چون میتونم بیشتر از وقتم استفاده کنم..... تا به دیگران محبت نکنید  خدا بشما محبتی نخواهد کرد ..... خدا بشما  توجه نخواهد کرد مگر اینکه در گفتار و کردار  با مردم با اخلاص رفتار کنید.... پس مهم نیست که مردم از شما ناراحت شوند  ، پس مهم نیست که شما از من برنجید  ! مهم اینه که  خدا از شما راضی  باشه اما سو تفاهم نشه من نمیگم با مردم با بد اخلاقی و غرور برخورد کنید  ، چون اون موقع خدا هم با شما با غرور  رفتا ر خواهد کرد...... خیلی از شما مخصوصا خانومها میپرسن چرا دعا های ما مستجاب نمیشه ، چرا وقتی که به خدا توکل میکنیم ، از خدا جوابی نمیشنویم  ، چرا وقتی خوبی میکنیم پشیمون میشویم  ، .......... حالا فکر نمیکنید شما بد اخلاق هستید  نه من ! غیر ممکنه که شما اخلاق خوبی داشته باشید و خدا شما را اجابت نکنه ....... میگید چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟  مگر نشنیده اید که پیامبر اسلام میفرماید : من مبعوث نشدم مگر برای اخلاق نیکو...... به تاریخ نگاه کنید : در هر جامعه ای  ویا در هر خانواده ای که اخلاق مرد و یا کم رنگ شد ..... یا از بین رفت و یا به لجن کشیده شد.......  هر چقدر خوش اخلاق تر باشید ،  هم خدا بشما نزدیکتر خواهد شد و هم دنیا ...... بعضی وقتها به خودم شک میکنم که خوب هستم و یا بد ! ! و البته این خاطره رو دوباره میگم  : یه روز بخدا عرض کردم خدایا چرا چیزی رو که میخواهم اجابت  نمیکنی  ؟ با آنکه من از همه در این شهر بهترم ...... شب   حافظ شیرازی را در خواب دیدم که گفت : اگر میخواهی به همه  خواسته هات در این دنیا برسی دست از این کار بردار ......... من این خواب رو تقریبا 20 سال پیش دیدم  و همین  سال پیش هم  دوباره شکایت کردم و جواب آمد : درسته تو از همه بهتری  ! چون گناهانی را که دیگران میکنند تو نمیکنی ......... اما کاری را که تو میکنی دیگران نمیکنند  !  حالا بماند که ما چه میکنیم و دیگران نمیکنند  و یا دیگران چه میکنند و من نمیکنم  ........ منظورم اینه که من میدونم مشکل اخلاقیم چیست ..... و شما هم اکثرا میدونید مشکلتون چیه  ولی آیا قبول دارید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس  باور کنید اگر مشکلات اخلاقی خودتون رو برطرف کنید به همه آرزوهای خودتون خواهید رسید  .  چرا ؟  چون نا خود آگاه  شما در مسیر طبیعی زندگی خودتون قرار خواهید گرفت  و نیروهای  الهی  شما را هدایت  خواهند کرد ..... و زمانی که  به مسیر  واقعی زندگی خودتان برگردید  ، میتوانید خیلی  بهتر زندگی کنید...... پس وقتی  میخواهید که من باشما  مهربون باشم  ، فکر کنید من وجدان شما هستم  پس نه دروغ بگوئید نه تهمت بزنید ونه بی ادب باشید چون من نه ناز کسی را میکشم و نه  از کسی چیزی  طلب خواهم کرد...... من فقط یه فرصت هستم برای شما  و شما فقط یک  پیام هستید برای من  از جانب  تنها خدای این جهان هستی  .... 18/10/92... ... در مورد مانی پیامبر ایرانی در کتابم گفته ام و من مثل مانی نیستم ..... در ضمن من نمیگم دروغ نمیگم  ! ولی در مورد تعبیر خواب دروغ نمیگم چون همانطور که خواب دروغ گفتن گناه است  ، تعبیر خواب دروغ هم گناهی است نابخشودنی  ، در مورد عیدی من در روز تولد پیامبر  چیزی که قابل شما  عزیزان باشد ندارم که بشما بدهم  ولی تو این دنیا خیلیها هستند که به کمک احتیاج دارن مثل کسانی که نا امید هستند ولی میشود به آنها کمک کر د ولی خودشان نمیدانند ...... هنوز هم همه انتظار دعا از من دارن با آنکه گفته ام که چگونه باید دعا کنید تا اجابت شوید ولی نا امید هستند و یا زرنگ هستند و یا تنبل و یا بازیگوش ......  به زور که نمیشود به کسی کمک کرد ...برای مثال یه بنده  زرنگی  گفتم ...... بگذریم ارزش گفتن رو نداره ...ولی اگر همه چی خوب پیش بره یه خبر میدم که شاید به نفع خیلی از شما بندگان خدا باشه 92/11/1.... ....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1392ساعت 21:57  توسط ارژنگ  | 

طلا میخری یا سخنم رو؟


من فقط خوابهائی را تعبیر میکنم که دیگران نمیتوانند ....نه خوابهای ساده شما عزیزان را ، اما گفتم  ، نگفتم ، خوب گوش کنید ، چرا گوش نمی کنید ؟ چون استاد دانشگاه اقتصاد نیستم  ، چون گزارشگر اقتصادی  شبکه من و تو نیستم ، شاید به این خاطر هست که تریپ روشنفکری نمیگیرم ! و شاید کسی نیستم ؟ فقط یک پیشگو و یا فقط یک معبر خواب و شاید یه آدم که هیچکس نیست......... خوش بحال مالکوم ایکس که میدونست کسی نیست و یا خوش بحال مارکینگ لوتر کینگ که فهمید که دشمناش هیچکس نیستند... فقط وقتی باید مسلمان باشید که به نفعتون باشه ؟مگر علی (ع) نفرمود به سخن توجه کنید نه به گوینده آن......... وقتی گفتم  امسال در طلا سرمایه گذاری نکنید چرا گوش نکردید ؟ کدوم اقتصاد دانی در دنیا این چنین صادقانه شما را راهنمائی کرد ؟ اصلا کدوم اقتصاد دانی در دنیا فکر میکرد این چنین طلا  ذ لیل  خواهد شد  ؟ ؟ چون اقتصاد دانها  با  سواد وفرمولهای خودشون نمی توانند فکر سیاستهای سیاستمداران رو در مورد تحولات اقتصادی بخوانند! برای مثال : مگر میشود تورم  و هزینه ها  بالا برود ، و طلا بیاید پائین !  !  مگر میشود نفت ثابت بماند و طلا بیاید پائین  ! مگر میشود تولید کشاورزی و صنعتی بیاید پائین و طلا هم بیاید پائین ! !  و مگر میشود  های دیگر که نگوئیم بهتر است...... پس مطمئن باشید همانطور که برای امسال پیش بینی کرده بودم سرمایه گذاری در طلا صلاح نیست  چون سیاست نه در ایران بلکه در جهان دستخوش  بازی سیاستمداران محترم  شده و مردم باید حواسشان را جمع کنند که فریب نخورند...... و اما شما دوستان مثل اینکه فراموش کرده اید که من مثلا معبر خواب هستم و نه مشکل گشای شما عزیزان  .....و قتی درد و دل میکنید از یک جهت به خودم میبالم که اینچنین به من اطمینان میکنید  و از این جهت ناراحت که  چرا نمیتوانم بشما کمک  کنم  ، من نمیتوانم برای شما  دعا کنم  ، من فقط میتوانم شما را در بعضی از موارد  راهنمائی کنم  که البته گوش هم نخواهید کرد، و یا خوابهای خوب  شما را تعبیر کنم. در ضمن چشششششششم قول میدهیم  بیشتر جواب داده و پست بیشتر بگذاریم ........ جوابها : البته این پروا با ادب ترینشون هستند این نظر رو گذاشتم تا ببینید من  مورد توجه چه موجوداتی هستم.....! کوثر عزیز در مورد توکل بخدا به ایمیلت میزنم ولی در مورد فال میگم تا دیگران نیز عبرت بگیرند: هر گونه فالی چه برای خودتون و یا دیگران کاملا حرام است .. از فال قهوه و ورق و  دعا نویسی وطلسم تا جادوگری  بخت باز کردنو وبستن و حسادت و غیره  حتی فال حافظ ! ؟  حتی در این مکانها تردد کردن حرام است با این افراد حتی معاشرت حرام است و این کارها فقط بدبختی بوجود میاورد........ با تاسف با مهاجرت دهاتیها به شهرهای بزرگ مثل تهران این عادت زشت  و کثیف و حرام را به همراه خودشان برای ماشهر نشینان  به  ارمغان آورده اند .... مگر نمیبینید یا این دعا نویسی و طلسم به چه پست و مقامهائی رسیده اند همه دهاتی و بیسواد ولی همه جناب دکتر  ، مدیر عامل و مدیر و کارشناس و غیره ....... و میشود این وضعیت این شهرقشنگ ...وای به حال شما مردم ..... و اما پاکی و ساغر و سامان  بمن ایمیلی نرسیده که جواب بدم در ضمن اگر رسید و دیدم لازم است جواب خواهم داد 27/7/92 ... ... پروا .... نه به خوبیت دل خوشم و نه به بی ادبیت ، خدا بتو عقل بده و به من هم پول و پله ...... اسماعیل عزیز  : از خوابت چنین بر میاد  که از همه همسایه هایت بهتر هستی و اما نباید غم و غصه این روزگار  رو بخوری چون  حداقل تا دوسال دیگر زندگی و روزی خانواده ات  نزد خدا تضمین است و بعد از دوسال هم برقرار خواهد ماند انشالله  ،  تعبیر این خواب شبیه به خواب حضرت یوسف (ع) برای فرعون است بااین تفاوت که بعد از دوسال رزوی شما قطع نخواهد شد.....و اما شما آقا فرهاد  تعبیر خواب شما  این است که اگر به حقانیت امام حسین (ع) ایمان بیاوری اجابت 3 آرزوی بزرگ تو نزد خدا واجب خواهد شد ، در چه ابا می هم این خواب را دیده ای  ! و اما شما محمد رضا : من علاقه ای به تبادل لینک ندارم چون وقتش را  ندارم و شما کتایون عزیز نباید این قدر حرص دنیا رو بخوری و اعصاب خودت رو خورد کنی.11/8/92 .... ...  پاکی در مورد سامی یوسف باید بگم خوب منهم از صداش خوشم میاد و اصلا آدم سالم مگه میشه از صدای زیبا خوشش نیاد ؟  اما بعضی از آهنگها و صدا ها الکی درست نمیشن و بر حسب تصادف آهنگ و شعر و خواننده درکنار هم قرار نمیگیرند پس همه چیز حساب کتاب داره حتی آهنگهای بد ولی آهنگهای بد برای آدمهای بد هست و آهنگهای خوب برای آدمهای خوب ولی چیزی که من در شکیرا  و یا عدل ویا سلندیوم  میبینم  در دیگران نمیبینم و  این نظر تنها یک سلیقه شخصی نیست. .....و شما آقا حسام که حواسش جمع باید باشه ......در کشور ما یه حباب اقتصادی وجود داره و کسی در موردش حرف نمیزنه همون حباب بورسه ...نه عزیزم بورس از نفس نمیفته مگر اینکه یه زلزله در تهران رخ بده و یا یه زمزمه جنگ ! بورس در یک کشور با اقتصاد حبابی همیشگی هیچ وقت از نفس نخواهد افتاد !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و احتیاجی به پیشگوئی نیست ....... صبا خانوم من برای تعبیر خواب یا پیشگوئی از کسی پول نمیگیرم و برای هر کسی هم تعبیر ویا پیشگوئی نمیکنم  ...... ثریا خانوم شما اصفهانیا تو خواب هم دست از پول در آوردن بر نمیدارید ؟ و اما تعبیر خواب شما : شما در موقعیت خوبی قرار میگیرید که از آن استفاده  مالی میکنید و لی دیگران میایند و جای شما را میگیرند ...پس مراقب باش ؟ ......و شما محمد عزیز تعبیر خواب شما: تا خودت رو عوض نکنی نمیتونی دلش رو بدست بیاری خواهش و التماس از خدا جای خود و عمل خودت جای خود ش نگران نباش او منتظر حرکت بیشتری از جانب توست ضمنا اگر نگران شغلی رو شروع کنی نگران نباش شروع کن و بدون که تقریبا به اندازه بابات پول در خواهی آورد و کوثر عزیز صبر کن تا بهت ایمیل کنم ...29/8/92... ..اسماعیل باید  با این آقا کاملا  راه بیائی و دلشو بدست بیاری چون یکی  از راهای زندگی توست تو همیشه سعی کن در بیداری هم پشت سر او و یا کنار او باشی تا زمانی که به رودخانه برسی و در اونجا هست که میتوانی به یک مقام بالا تر برسی ( رودخانه همون مدیر کل و یا مدیر عامل و یا رئیس هیت مدیره ویا بالاتر است )..... محمد باید از هر موضوعی برای صحبت استفاده کنی و محیطی را بوجود بیاوری که صحبتی بین شما بوجود بیاید یک علاقه خاس به یک موضوع مثل درس  ، شعر ، خرید  ، خدا  ، مغازه و غیره ، هرجیزی که بتواند سکوت بین شما را بشکند ..... و اما حامد بعضی اوقات بهتر است جواب ندهم و خودم میدانم چرا و تو هم بگو قبول..... و تو شقایق نا امید ...خدا حواسش به همه هست حتی تو... 30/8/92... ....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392ساعت 14:48  توسط ارژنگ  | 

امام مهدی (ع)


  خیلی از شما دوستان می پرسید در مورد امام مهدی ..... ولی من فکر میکنم در وبلاگم در این مورد زیاد گفتم ! ولی باشه به کوری چشم بهائیان احمق باز هم براتون میگم ..... هرکسی میتواند از امام مهدی  چیزی بخواهد به جز بهائیان وهمجنس بازان ... البته دزدها و بدکاران و حسودان وحقه بازان و منافقان وغیره  هم اگر بتوانند پشیمان شوند و توبه کنند  میتوانند از وجود این  نشانه زنده خدا بهر مند شود..... میدونم که خییلی ازشما در این شب به امید امام چیزهائی رو طلب میکنید ، نذر میکنید ، سفر میندازید ، سور میدهید و یا شیرینی و شربت و غیره ..ولی به هرحال باید یادتون باشه که امام وظیفه ای نداره که در قبال آدمهای مشکل دار  جوابگو باشه ، درسته که توسل به امام یه راهی برای رسیدن به حاجتتون است ..... اما باتوجه به فهم و ادراک شما است که امام مهدی میتونه جوابگوی شما باشد و یا نباشد ...... یعنی اگر یه آدم بی سواد بودید و لی حتی متعصبانه به امام اعتقاد داشته باشید بهتر است از اینکه دکتر باشید و فقط با زبان به او اعتقاد  داشته باشید ... بابا چرا راه دور ؟ ... زن بابای بدجنس من از این طرف میرفت برای من جادوگری از این طرف میرفت مکه ! از این طرف میرفت کثافت کاری از این طرف میرفت سوریه و کربلا و ختم قرآن میگرفت و سفره مینداخت ...و البته این هم شده آخرو عاقبتش!  شما هم اول خودتون رو تو آینه ببینید و واقعیتها رو  اگر تونستید برید آینه وجدانتون رو ببینید و بعد اگر به این نتیجه رسیدید که خدا غفلت کرده و یا شما را باصبر مورد امتحان قرار میده بعد برید توسل کنید به امام مهدی (ع)....... از من نخواهید که برای شما دعا کنم  ، از من نخواهید که واسطه قرار بگیرم ، مگه من کی هستم ، من به خیلیها گفتم به شما هم میگم : من برای شما فقط یه نشانه هستم ، یه نشانه تا راه رو پیدا کنید واون هم یه نشانه در یه کوره راه نه یه راه درست و حسابی ، بعد از اون دیگه خودتون هستید که باید بفهمید که میخواهید راه خدا رو و یا راه دروغ و ریا رو ... پس اگر گناه کار هستید چرا خودتون  رو خسته میکنید ، اول ببینید عیب شما در کجاست .... این که میگم اگر کسی نتونه خودشو بشناسه نمیتونه خدا رو بشناسه.... اینجاست ؟ ...اصلا خودشناسی رو وله لش ...شما بیائید خوب باشید ،یعنی حسادت نکنید ، حرص مال این دنیا رو نخورید ، خوشرو باشید ، دوروئی هم نکنید  ! اگر شما چنین بودید .....اگر شما چنین شوید .... من ضامن خواهم شد که امام مهدی (ع) به حق اختیاراتی که خدا به او داده شما را در همین دنیا به آرزوهاتون خواهد رساند.... از ما گفتن بود ..... این جمله هم برای شما دوستان  اهل دل : امام مهدی(ع) تنها به دنیا آمد ،تنها به امامت رسید ، و تنها خواهد ماند ،و تنها خواهد رفت........ و شما اهل دنیا به چه جرئتی خود را  پیرو او میدانید ودر این روز برای چی  شادی میکنید ؟ و به اسم او چکار میکنید ؟ 3/4/92...  بازهم جواب :  اعتقاد به وجود و ظهور امام مهدی از زمان ظهور پیامبر اسلام وجود داشته و در احادیث موجود است ، در زمان امام پنجم و ششم ما نیز این احادیث وجود داشته تا میرسیم به خود امام حسن عسگری و بعد از آن هم احادیث معتبراز علمای سنی  و از همه جالبتر اعتقاد فرقه های صوفی به وجود امام و ظهور آن حضرت است !  اعتقاد به تولد امام مهدی و امامت ایشان و وجود ایشان بر میگردد به شناخت انسان از خود و به همین دلیل اصلا تعجبی ندارد که چرا امام مهدی متولد شد ، چرا به امر خدا از دیدگان پنهان شد و چرا ظهور خواهد کرد چون  مبنای فرقه صوفیان بر شناخت خود و خالق هستی است ،پس پذیرفتن واقعیتهای امام مهدی  برایشان بسیار ساده است ...ولی اگر نظر مرا میخواهید همین است که در وجود مبارک امام مهدی کوچکترین تردیدی ندارم ....من خودم تا کنون نتوانسته ام ایشان را  درخواب ببینم ولی اولین تجربه من از ایشان خواب عمه ام بود.. خوابی که ایشان از عمه ام برای رفتم به مکه دعوت میکند... و من تعبیر میکنم که خیلی زود به مکه خواهی رفت ! در صورتی که هیجی پولی در بساط نبود ...اما 3 روز بعد از خواب دخترش میگویدمن از رفتن به مکه منصرف شدم وفیش آن را داد به مادرش و دوست پدرم نیز تمام مخارج سفر را به عهده گرفت ! تجربه دوم من خواب دختری بود که خیلی مشکل داشت و امام مهدی درخواب به او میگوئید این ذکر را بسیار بگو تا درهای نعمت این جهان بر تو گشوده شود ! و من هم همان تعبیر را کردم ، با آنکه دختر باورش نمی شد انجام داد و تنها در عرض یک هفته زمینی بزرگ در کرج به ارث برد که خودش بیخبر بود..... و من خودم یکبار از او چیز ی خواستم و همان شب  در خواب جوابش را گرفتم ، و به هر حال شاید در بیداری نتوان به ملاقات ایشان رسید ولی در عالم خواب چون حصارها ی فیزیکی شکسته میشود میتوان ایشان را ملاقات کرد .... حداقل برای خودم این امر ثابت شده چون تمام خوابهائی که مردم از ایشان دیده اند و من تعبیر کرده ام دلیلی بر این مدعاست و  جالب اینجاست که تمام این خوابها خیلی زودتعبیر خواهد شد.....3/4/92  ...... ساراگل خانوم تو خودت درست خوابهاتو تعبیر کردی در ضمن کشتی ما رو تاریخ دقیق تولد واسم واقعیت رو به ایمیل من بفرست .... هانیه خانوم سوال مشکلی کردی ولی باید بگم که حتی چنین خوابهائی میتواند از کانالهای غیر الهی هدایت شده و ممکن است شما رو گمراه کند  .....و اما شما دوستان بی تربیت وحسود : زمانی که خواب اون بنده خدا رو تعبیر کردم که جلیلی رئیس جمهور نخواهد شد ، گفتید یه خواب ساده  از یه آدم ساده نمی تواند سرنوشت شخصیتی مانند آقای جلیلی را تغییر دهد و یا زمانی که گفتم وقت آقای قالیباف تمام شده دوستانش خندیدند که حالا که تو را راه ندادیم این حرفا رومیزنی  ! ؟ من چی باید بگم بشما که حتی الفبای سرنوشت و یا پیشگوئی را درک نمیکنید  ، شما خبر ندارید همین دیروز هم ما را دعوت کردند ولی وقتی که آقایان باید بروند  یاد ما افتاده اند  .... علم من باید در اختیار کسی باشد که لیاقت آن را داشته و خدا را همیشه در نظر داشته باشد ، نه فقط دوستان دهاتی خودشان را ، این هم نتیجه حمایت دوستان بی سواد و .....  ولی ما هم خدائی داریم خدائی که شما از آن بی خبر هستید.... 6/4/92 ... میخواستم جواب ندم ولی دلم نیومد خبر و خواب به این قشنگی رو تعبیر نکنم پس بگیر تعبیر خوابت رو فرشته خانوم : تعبیر خواب تو این است که این آقا پسر هم مثل تو عاشق است و تو فکر ازدواج با توست  ، پس تو میتوانی با او ازدواج کنی ...مبارک باشد... 16/4/92 ....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1392ساعت 22:14  توسط ارژنگ  | 

عشق زرشکی


ناگهان چه زود دیر میشود....... این تیتر اول من توی  نامه ای  بود که  برای خاتمه رابطمون برات نوشتم و بعد به این نتیجه رسیدم که : << چه خوب شد که  زود دیر شد  >> من که گفتم ناخواسته  رفتارم مثل  یونس است  ، نگفتم ؟ من به امر خدا تو را رها کردم  ولی من مجازات شدم  چون  در مورد تو صبر نکردم و میبینم که تو بخشیده شدی چون از کارهای زشت دست بر داشتی... این روحم بود که بهم خط داد تو  بلاگفا پیدات کنم اونم خیلی بی اراده  که دیدم روحم کاملا درست میگه:  و تو مدتهاست که حضور داری ومن بی خبر....میبینم که هنوز هم دروغ میگی ولی این دفعه با یک پز شاعرانه... چرا باید تیتر اول وبلاگت جمله من باشه ؟ ! ... برای این که هنوز نتونستی منو فراموش  کنی ؟ و این همون پیشگوئی من بود: که تا لحظه مرگ  و بعد از مرگ هم نمی تونی از این عشق فرار کنی ! به قول خودش متاهل و داری یه بچه !؟  شاید خط قرمزی باشه برای بازدید کنندگان مرد... کاری ندارم ... برام مهم نیست ... و اصلاهم  برام مهم نیست که  خدا مرا مجازات کرد ...من این مجازات رو  با شجاعت و غرور پذیرفتم و خدا رو بعنوان قدرت مطلق قضاوت بازهم پذیرفتم ...ولی آیا تو هم میتوانی چنین شجاعتی داشته باشی؟ .... نه ..هرگز...  چون من  به انتقام خدا اعتقاد و ایمان   دارم .....چرا ؟ چون که درسته خدا قوم یونس رو بخشید ولی یونس را فراموش نکرد ، به همین خاطر او را مجازات کرد و به همین خاطر او را بخشید  و به همین خاطر اسم اورا در قرآن جاودانه کرد واز همه مهمتر به همین خاطر بعد از مرگش به او منزلت بخشید و ..... این بود تفاوت بین قوم یونس با یونس در نزد خدا ی مهربان ...مانند فرق من با تودر نزد خدا....... << پس چه خوب شد که  زود دیر شد >> نمی دونستم که وبلاگ داری و میای بهم سر میزنی ولی این بار که اومدی و این پست رو خوندی تازه متوجه میشوی که من چقدر هم خوشحالم که تو رو ترک کردم ولی چقدر دلم بحالت میسوزه هنوز هم با منی ولی بادیگری همین چند شب پیش بود که خواب دیدم چمدونت رو بستی و باچشم گریون گفتی من دارم میرم ، پس تعبیرش همین بود که این پست رو میخونی و.... بگذریم به جهنم .....  به قول منوچهر :اگر عاشق بودم من ،اگر عاشق نبودم ،اگر عاقل بود من..همون روزاول که خدا امر به ترک تو کرد  باید تو رو ترک میکردم و میگفتم : اگر عاقل بودم من ..... جوابها: اول بگم که روز23/2/92 روز من است ،روزعید من ، روزعشق من، او در این روز بین ساعت 12تا 5بعد ازظهر به زمین میاید ... از ما گفتن بود.... هر کسی چه مسلمان یا غیر مسلمان به او ایمان داشته باشد دعای او مستجاب خواهد شد ...از ما گفتن بود، اگر توانستید بفهمید که اوکیست معلوم میشود که در دایره عشق ومحبت او هستید و اگر نتوانستید بفهمید زیاد کنجکاوی نکنید و سعی کنید بهترین بنده خدا باشید و نماز بخوانیدو توبه کنید و از خدا حاجت بخواهید  و در این روزمرتکب گناه نشوید تا خدا اجابت کند شما را......ازما گفتن بود..... الهام عزیز تعبیر خوابت رو فرستادم به ایمیلت..... نسیم خانوم  ماجرای مشکلاتت رو به ایمیل من بزن شاید تونستم کمک کنم ....... از همه عذر میخوام اگر جواب نمیدم و یا خوابهای شما رو تعبیر نمیکنم .... کمبود وقت ، حوصله ، عشق یا وجدان ، نمیدونم.....11/2/92.... ... صحرا خانوم من به کسی ایمیل نمیزنم مگر اینکه شما بزنید و شاید جواب دادم... من آقای رام الله رو نمیشناسم ولی اگر به شب یلدا اعتقاد دارد و خودش به این راز رسیده پس لیاقت مرید داشتن را دارد .... و شما کوثر خانوم : تو چرا این قدر  در مورد من مهربونی ...اما اشتباه حدس زدی ولی مهم نیست ، همونی که گفتم ،  چون اجازه ندارم بگم ،فقط این روز رو فراموش نکن ... 92/2/13... ... شماها هم فقط در این روز دنبال آرزوهاتون باشید ، چون شما ها هم اشتباه گفتید( شبنم ، رضا ، حمید ) و شما فاطمه خانوم : بیشتر حواس من به خانومها نیست ولی از هر 10 بازدید از وبلاگ من شاید 9 یا 8 نفر خانومها هستند ، حالا چرا این جوری هست دیگه نه بمن مربوط هست و نه بشما آدم بدبین ..92/2/14... .... اسماعیل عزیز در روز 23اردیبهشت بهترین کار رو انجام خواهی داد ، نمی تونم اسمش را ببرم چون من خودم مهمان هستم آنهم نا خواند ه! پس نمی توانم  ... و شما احمد و نوشین و سمیه شما هم اشتباه حدس زدید16/2/92... ... کسی  تا حالادرست نگفته در ضمن دعا رو هر طور که دوست دارید  بخوانید و سعی کنید با خدا و خودتون صادق باشید هرکسی باید خودش از خدا بخواهد و نرود زیز بار دعاهای از پیش  تعیین و یا ساخته شده .. 18/2/92... ..  تا کنون هر چه در مورد فردا حدس زدید اشتباه بود و اما من گفتم که خدا انتقام میگیرد.... نگفتم ؟ شنیده ام خیلی خیلی  کمپین انتخاباتی طرف به هم ریخته است ..... به جهنم ؟ ! گفتم ..... نگفتم ؟ 22/2/92

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 17:1  توسط ارژنگ  | 

بازهم جواب


بازهم جواب :خیلی سوال هست که ازمن میپرسید و میبینم که خوب حق هم دارید ، شما به دنبال حقیقت هستید و من به دنبال خودم ، یکی اینکه وقت ندارم ، مثلا رفتم تو فیس بوک  ولی حتی به یکی از مراجعه کننده ها نیز جواب ندادم و از این بابت خیلی ها ازمن دلخور شدند و خوب حق هم دارن  ولی من نمی توانم وقتی بزارم حتی تو همین وبلاگ هم اگر توجه کنید من جواب کسانی را میدهم که واقعا کمک لازم دارن و یا با اصرار منو از رو میبرن ، چند نفر ی هم که عاقل تر هستند از من میپرسند : ما از شما چه چیزی بخواهیم و یا چه چیزی بپرسیم  ...........البته این درخواست خود من بود ولی حالا که دوستان از من چنین درخواستی میکنند  میبینم که از خواست خودم پشیمان  هستم  به این دلیل که  من نمی توانم شما را عوض کنم  و شاید نباید در سرنوشت شما دخالت کنم ، یکی از قوانینی که در سرنوشت شما تاثیر دارد اخلاق خود  شماست و اخلاق شما از پندار شما تا کردار شما رو شامل میشه  ، همون خواستهای نفسانی شما ، همون نقشه هائی که میکشید ، همون تفاوت باطن  شمابا ظاهر تون است.... ثریا تو همون مشکل کوثر رو داری ... من برای بار سوم بود که برای تو پیشگوئی کردم و خودت هم شاهد بودی که درست بود و حالا برای چهارمین بار از من پیشگوئی میخواهی  ! یعنی همون پله اول ........ ثریا ی عزیز دیدی پیشگوئی فایده نداره ! ؟  ( من جواب ثریا رو در واقع به تمام آن کسانی میگم که از من پیشگوئی میخواهند )  دوستان  عزیز : شما  با این ایمان ضعیفی که به خدا دارید نمی تونید در مقابل دشمنانی که نمیتونید ببینید مقاومت کنید  ، نمی تونید در مقابل آنها پیروز بشید و وقتی از من پیشگوئی میخواهید و من اجابت میکنم ، در واقع شما موقعیت و آرزوئی خودتون رو گذاشته اید در مقابل نیروهای اهریمنی ... آیا دشمن باید بداند شما چه آرزوئی دارید ، آیا میدانید لحظات بعد از پیشگوئی من چه خواهد شد ... میدونم باور نمیکنید ولی این نیروهای شیطانی هستند که پیروز میشوند نه شما ... اگر قرار بود که انسانها به همه خواسته های برحق خودشون برسند و یا اینکه عشاق واقعی به هم برسند  که دنیا خیلی قشنگ میشد..  اونوقت شیطان و همدستانش چکار میکردن و یا چرا اصلا بوجود آمدن... یک نصیحت ازمن بشما : باور کنید که موجود قدرتمند دیگری به جز شیطان وجود دارد و اسم این موجود روح دنیاست  ( که من در کتابم از رازش پرده برداشته ام ) این موجود هم نمی گذارد شما به آرزوهاتون برسید ، چرا که شما و آرزوهای شما را مال خودش میداند و حقی برای شما در این دنیا نمیبیند ، به قول مولایم علی (ع) : دنیا از پی شما میپیچد  ! ! حرف مرا قبول ندارید ، اگر هنوز هم کمی در وجودتان ایمان باقی مانده می توانید درنهج البلاغه   در مورددنیا بخوانید....... پس زیاد به دنبال خواسته ها تون نروید  ، این آرزوهای شماست که باعث نابودی شما ست چون این دنیا ارزش ندارد ولی شما موجود با ارزشی هستید ولی اگر خودتان را بشناسید ، اگر آرام بگیرید و بگید من چیزی احتیاج ندارم  همه چیز دارم  نه برای آینده نقشه میکشم  و نه ازاین دنیا چیزی میخواهم ... باور کنید راحت تر میتوانید به جنگ مشکلات بروید و این مشکلات را شکست دهید.... ومن چیزی از شما نمیخواهم مگر اینکه برام دعا کنید ..........الهام عزیز میدونم مشکلات زیاد هستند اما از اونها نترس ، به قول اصفهانیها ( طوری نیس ) خانوم معلم عزیزم کتاب من چاپ اولش خیلی وقته تموم شده و کامل اون آماده چاپ هست اما ناشر خوب پیدا نکردم ، اولی که سرم رو کلاه گذاشت و میخواست با خقه بازی امتیاز ش رو ازمن بگیره ومیگفت این کتاب بدرد نمیخوره ولی بخاطر خدا حاضر بود امتیازش رو ازمن بخره و یا با کتابهای دیگه عوضش کنه ! میبینی چه مردم خیر خواهی داریم  ! بعد از 8 ماه حتی یک کتاب هم برام نفروخت و میگفت این کتاب فروش نمی رود ... !  البته چوبش رو هم خورد ! من هم کتابها رو ازش گرفتم و آنها رو در دکه روزنامه فروشیها و 4تا از فروشگاههای شهروند در عرض 3 ماه فروختم .... ولی اگر یک ناشر خوب پیدا کردم حتما یکی از اونها رو بهت با امضای خودم به عنوان یادگاری خواهم داد ، به هر حال  یه شاگرد با وفاباید به معلم خوبی مثل تو یک هدیه بدهد ... کوثر ، افسانه ، میترا ، و رضا از همتون ممنون 3/12/91 .... ثریا از صداقتت ممنون ولی حق همیشه با خواست خداست و ما آدمها فقط نشانه های از او ، البته نشانه هائی مثل تصویر ما ذر آینه ، آخر کلام : یعنی ما و کل این جهان فقط یک تصویر هستیم از قدرت خدا و من تنها یک نشانه هستم مثل نشانه یک راه در بیابان شوره زارحتی یک تابلو راهنما نیستم و فقط یک نشانه هستم  مخصوصا برای آدمهای نازنینی مثل تو در ضمن خوابهای تو بمن نرسیده لطف کن به ایمیل من بزن تا خصوصی بگم و اگر نشد تو همین نظرات برام بفرست 4/12/91
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 20:24  توسط ارژنگ  | 

جواب شما

من همه شما رو دوست دارم و دلم میخواد که همه شما موفق و خوشحال باشید و یا حداقل یه آرامش کوچولو داشته یاشید  اما بریم سر جوابها ی کوتا ه من بشما عزیزان اقا محمد عزیز این حرفها نیست ... از خودت بیا بیرون این دنیا ارزش نداره که بخواهی بخاطر نعمتی که خدا بهت داد و تو نتونستی استفاده کنی غصه بخوری و بگی دنیا تموم شد برای من ...نه ، یادت باشه اگر این دنیا هم تموم بشه همیشه یه فردائی وجود داره ، حتی اگر خورشید هم طلوع نکر دباید ایمان داشته باشی که یه خورشید دیگه ای وجود داره که میتونه برای تو طلوع کنه ... شاید خانومها و روانشناسها و یا جمعیتهای ضد مردخوششون نیاد از صحبت من ولی باور کن که زنها برای مردها آفریده شده اند  نه برای خودشون  ! و لی خانومها این طور فکر نمیکنن  و به همین خاطر نمی تونن خوبی و یا بدی مردها رو تشخیص بدهند و به همین دلیل است این همه طلاق و یا این همه ناسازگاری .. اما نگران نباش و یادت باشه که در قرآن آمده مردان و زنان خوب و مومن برای یکدیگر آفریده شده اند و زنان بد برای مردان بد ... پس غصه این دنیا رو نخور چون زنها نیز برای این دنیا آفریده شده اند و بیشتر آنها در همین دنیا باقی خواهند ماند و نمیتوانند به بهشت و یا حتی به دنیا های بهتر بروند  چون از جنس همین دنیا هستند .... افسانه خانوم من از پس جواب دادن به همین دوستان مختصر  رو هم نارم چه رسد به دوستان شما ...ضمنا من این سخن دالای لما  رو قبول ندارم و اسلام رو برترین دین میدونم با آنکه بسیار به بودا علاقه دارم  ولی دالای لما در واقع جواب اون آدم زرنگ را نداده و حرف دلش  رو زده که اخلاق داشته باش هر دینی میخواهی داشته باش ...مثل امام حسین که فرمود : اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید .... و اما شما کوثر نازنین و افسرده : وقتی با اصرار ازمن پیشگوئی میخواهید همین میشود ( بهتر است همه شما گوش کنید با آنکه میدونم درس نخواهید گرفت )این همان پیشگوئی است که من برایت گفتم ، درسته که گفتم این جریان در سال دیگه اتفاق میفته ولی این همون واقعه بود چون پیشگوئیهای من در واقع از اول ماه محرم است و یا از اول ماه دی ..... یادت است که چقدر اصرار کردی پیشگوئی کنم  ؟ ! حالا تونستی از این پیشگوئی استفاده کنی ؟ بریم سر اصل مطلب : زمانی که من برای شما پیشگوئی میکنم یعنی از اتفاقی که قرار است برای شما پیش بیاید خبر میدهم  و شما از این واقعه خبر ندارید و البته آن را جدی نخواهید گرفت اما این نیروهای شیطانی هستند که حرف مرا جدی میگیرند و نخواهند گذاشت تا شما به آرزوی خودتون برسید ! این جوری سرنوشت شما تقییر خواهد کرد ... چون شما آنها را نمی بینید و آنها نمیخواهند که شما خوشبخت شوید ... یک اصل را شیطان به همه پیروان خود هر روز سفارش میکند و ان این است که نباید عشقهای واقعی به یکدیگر برسند ، نباید آدمهای خوب باهم ازدواج کنند ،... ولی شما آدمها از این دشمنی ها با خودتون بی خبرید .... به گفته خودت این کار انجام نشد .... با آنکه تفاهم شما با یکدیگر در زندگی بینظیر بود ولی این فرصت از شما گرفته شد فقط به خاطر این که دل کوچیکت نتونست طاقت بیاره و ایمان داشته باشه که ارژنگ حرفش بالاتر از پیشگوئیش ارزش داره  ، اگر کمی صبر میکردی و به من ایمان داشتی این جوری نمیشد ... اما ناراحت نباش اولا فرصتهای دیگه ای هم هست البته تا پایان سال 1392 و دوم اینکه این آقا تو فکر شما هست و ممکنه برگرده ولی تو بهش فکر نکن و ایمان بیار و صبر کن ، مثل اینکه تازه منو پیدا کردی و من هم تنهات نمیذارم .... ثریای عزیز من امیل هاتو دریافت نکرده ام .... خیلی دلم میخواهد به همه شما جواب بدم ولی وقت ندارم و نیستم ..ودر ضمن پیشگوئی سال آینده رو نیز بیشتر در لفافه خواهم گفت و اگر کسی نمی پسندد می تواند برود خدمت پیروان نستر آداموس و یا دیگر پیشگوها و غیره..... کوثر خانوم خوشم اومد ، منظورم رو تا اندازه ای گرفتی ! اگر قراره که اتفاقی بیفته بهتر از من مشاوره بگیری تا پیشگوئی چون چیزی رو که من میدونم لازم نیست تو هم بدونی اما چیزی رو که لازم هست بدونی این است که آیا داری کار درستی رو انجام میدی یانه ... من دوست ندارم کسی من رو به چشم مولا و یا ولی خودش ببینه ....ولی دوست دارم مردم رو راهنمائی کنم ، چون اینجا دیگر شیطان کاری نمی تواند انجام دهد و یا فرصت آن را نخواهد داشت ولی زمانی که من پیشگوئی میکنم این نیروها فرصت دارند تا همه چیز رو یا خراب کنند و یا همه کارها رو در جهت منافع خودشون کارسازی کنند .... شیطان و نیروهایش نمی توانند آینده را پیشگوئی کنند ، ولی انسان می تواند اما انسانی که بتواند روح خودش را درک کند .. پس گوش کنید و نروید به دنبال پیشگوئی و یا فال گرفتن  چون این شما هستید که  بازی سرنوشت را خواهید باخت ... فاطمه خانوم عشق واقعی باید دو طرفه باشه ولی عشق واقعی میتونه اسانهارو جاودانه کنه و به همین علت هست که نباید عاشق و معشوق واقعی به هم برسند.. 28/11/91


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 0:35  توسط ارژنگ  | 

بالا وپائین سوخته

این پست قبلی من خیلی ها رو نا امید کرد چون  امید وار بودن که  من اشتباه خواهم کرد .. از بچه مسلمانها که  فکر میکردن امام زمان ظهور خواهد کرد  تا نستر آداموس  و قوم مایا و امریکائیها و اروپائیها  و یهودیان و غیره...... اونهائی که مارو فبول ندارن میگن شما آدم فریبکار ی هستید که به دنبال منافع شخصی خودتون این وبلاگ رو درست کردین  ! یه عده هم میگن شما برای زنها و دختران جوان دام گسترده اید  ، یه عده هم میگن تمام پیشگوئیهای شما از روی فریبکاری و یا جهل و نادانی است  ، و یه عده هم میگن شما اصلا مسلمان نیستید ! یه عده هم میگن شما باید برید خودتون رو معالجه کنید اون هم پیش روانشناسان بسیار محترم  ، و خیلی چیزهای دیگر ! تنها جوابی که من میتونم به این آدمها بدم این است که : اگر این حرفها رو هم نزنید میخواهید چی بگید  ؟  دربین این نظرات اون چندتا روانشناس و یا روشنفکر خیلی سعی میکنند که مرا با نصیحت  به راه راست هدایت  کنند ولی جواب من اینه که این وبلاگ رو من به این بحثهای روانشناسانه و فیلسوفا نه و یا عارف ا نه آلوده نخواهم کرد.... این وبلاگ یک وبلاگ مرجع برای تعبیر خواب است ، آن هم معتبر ترین وبلاگ .... و یک وبلاگ برای پیشگوئی و بحث پیرامون همین چیزها  اما بعضی وقتها یه جوابهای دیگر هم باید به آدمهای دیگر بدهم و یکی از این جوابها همین است  : یک خبر نگار باهوش و زرنگ از ژان پل ساتر میپرسه که از شما بعنوان یک فیلسوف و یا بزرگترین فیلسوف قرن میخواهم بپرسم : چرا فیلسوفا ن  در سرتا سر تاریخ مدعی هدایت انسانها و جامعه  بسوی موفقیت بوده اند ولی خودشان نمی توانند  درکار ویا زندگی موفق شوند ؟  و  ژان جواب میدهد : به این دلیل که ما فیلسوفها وقتی میخواهیم کاری انجام دهیم همش در فکر انجام درست کار در تجزیه و تحلیل هستیم ولی آدمهای معمولی  تصمیم میگرند و کار رو انجام میدهند .. یعنی ما فکر میکنیم و لی به عمل نمیرسم اما آدمهای معمولی فکر میکنند و به آن عمل میکنند ..... ؟  من نمی خواهم بگم که فکر کردن بد است  اما من اعتقادی به فکر فیلسوفان و نهایتا روانشناسان  در مورد شناخت انسانها ندارم ...چون انسان پیچیده تر از فکر یک فیلسوف خانه نشین  یا دانشگاه برو میباشد .... زندگی  و شخصیت انسانها نمی تواند در اتاق فکر و کتابخانه ها و یا دانشگاهها  ترسیم شود.... همانطور که هنر نمیتواند ...و حتی در بسیاری از موارد ویا بیشتر میبینیم که حتی پیشرفتهای عظیم اقتصادی و یا علمی  بیرون از دانشگاها بوجود آمده  !  آیا در جامعه ما  کم کارشناس و دکتر و دکترا ی  ویا فوق تخصص داریم ؟  کم نداریم اما چرا این همه مشکل داریم  ؟ از اقتصاد تا هنر ، از تجارت تا پزشکی  ، از مهندسی تا کشاورزی  ، از صنعت تا اخلاق ، و بالاخره از عشق تا تنفر ......... وقتی که بزرگترین فیلسوف قرن چنین صادقانه از ضعف شناخت انسان سخن میگه ، اونوقت شما جوجه روانشناسان پر مدعا چی میخواهید عرض کنید ..... چرا نخبه های ما  فرار میکنند ؟ فقط بخاطر آدمهای کوتوله ای مثل شما ست که همه قوانین و روابط اجتماعی رو در چهار چوب همون کتابهای مصرف گذشته  روانشناسانه ویا جامعه شناسانه خودشون میبینید  ! بیسوادی همه جا رو فراگرفته  و مدارک علمی جای  شعور علمی رو در جامعه  گرفته  ... اون از ترافیک ، اون از محیط زیست ، اون از کشاورزی ، اون از هنر و سینما ، اون از صنعت  ، اون از تجارت ، اون هم از مومن ها ، اون هم از کارشناسها و مدیر عاملها و مسئولان بسیار محترم  و اون هم از اخلاق و رفتارهای اجتماعی . وای به حال اونهائی که بما بدون دلیل تهمت میزنند چون ما خواهیم گذشت چون زندگی خواهد گذشت  ولی این خداست که از حق خود نخواهد گذشت....... اما این ور قضیه هم از همه شما عزیزان موافق و یا همدل متشکرم و در مورد آقا گاوه هم باید عرض کنم : اگر من در کنار آقا گاوه قرار بگیرم ، پیروز خواهد شد  ، چون همانطور که گفتم درست است که خدا سرنوشت ما انسانها رو مقدر خواهد کرد اما این ما انسانها هستیم که سرنوشت خودمون رو میسازیم ...  این هم یک جواب کوتاه و مختصر  سارای عزیز چرا خودت رو در مورد چیزهائی که نباید بفهمی آزار میدی ؟ بهترین راه برای  توتعبیر خواب نیست .. بهترین راه اینه که آرام باشی و خودت رو  از این حرفها رها کنی مخصوصا نظرت رو منعکس کردم تا دیگران نیز بفهمند که حرف من یکی است .. تعبیر خواب اونی نیست که شما در کتابهای تعبیر خواب میخونید و من نیز نمی تونم از واقعیتهای عالم خواب برای شما توضیح بدم چون نه جاش هست و نه وقت آن ۹/۱۰/۹۱..... سارا خانوم منو از رو بردی  باشه خوابتو دوباره بنویس تو نظرات  چون پاکش کرده ام ولی قول دادی که اولین و آخرین بار باشه درضمن امشب یا فردا بنویس چون دوشنبه دارم میرم سفر۹/۱۰/۹۱ ....... تا اونجاکه خودت تعبیر کردی درست است سارا خانوم ولی خودت میگی این خواب رو دوسال پیش دیدی و لی خودت باید درک کنی که ایا فرصت رو از دادی یا نه که البته به من مربوط نیست وفقط این است تعبیر خواب تو : اگر تو پیش قدم بشوی می توانی با او شوی و حتی میتوانی او را آدم کنی به دلیل (درخشندگی نگین )اگر چنین کنی در واقع او را از چنگال زنی فریبکار و کثیف نجات داده ای .. البته دوست تو به دلیل زیبائی او ن زن تو را ترک کرد و رفت .. ولی چون زمان خواب گذشته این دیگه خودت هستی که باید جوانب امر رو در نظر بگیری که حالا نیز میتوانی او را از چنگال آن زن نجات دهی یا نه و شاید در این زمان اون زن نیز در زندگی دوست سابق تو نباشد ۱۰/۱۰/۹۱و به خاطر همین زمان از دست رفته بود که من از زیز بار تعبیر در میرفتم و از این نوع خوابهای تاریخ گذشته زیاد برام میاد و من هم حق بدید که طرفه برم و من رفتم مسافرت و تا مدتی نیستم.....  این هم تعبیر خواب شما ساناز خانوم ..فکر کنم همونی هستی که تو   شهر صفا ..شهر شور ونشاط آبادان هستی ..حالا نمیدونم چجوری شده چون خیلی وقته که آبادان نیومدم...بگذریم : تعبیر خواب تو اینه که اگر حاجت خودت رو میخواهی باید اخلاقتو  با مردم درست کنی مخصوصا با خواهرت و همچنین خانواده ات و همکارات تو محیط کار در ضمن اگر این کار رو نکنی ممکن است با خواهرت اختلاف پیداکنی و باعث رنج و تنهائی خودت بشی ... این خواب بی دلیل تعبیر نکردم ...چون بقیه باید بفهمند که با اخلاق خوب میتوانند به خیلی از آرزوهاشون برسند ! ولی خوب چه میشه کرد تو جائی که همه فکر میکنند خودشون خوب هستند و بقیه بد !۲۵/۰۱/۹۱ ....آقا سعید  واقعانمی دونم در روز ۱/۱۱/۹۱ چه اتفاقی خواهد افتاد در ضمن حوصله ای این رو هم ندارم که وقت ویا انرژی بزارم تا بفهمم و اگر اتفاقی هم افتاد ماهم باشما خواهیم بوددر ضمن تو تنها کسی بودی که این سوال رو ازم پرسید۲۶/۱۰/۹۱.....آقا مجید خواب قشنگی بود ولی تعبیرش کمی سیاسی است و من هم از سیاست بیزار..ولی خودت شاهد این مارمولکها در خیابان در اردیبهشت و خرداد ۹۲ خواهی بودوفقط امیدوارم تو به قول خودت جزو آنها نباشی چون این حیوانات درواقع همان (تندروهای کاسب دین و دنیا) هستند در ضمن محمد کسی را نمی پذیرد مگر آنکه خودش بخواهد ..و اما ترانه عزیز خوابت رو تعبیر نمیکنم چون خیلی ساده است و کوثر صبر کن  و آقا محمد چشم ..ولی شاید نتونم بیشتر از این بیام ولی خودم خیلی دوست دارم تا با شما عزیزان بیشتر از این ها وقت بگذارم اما باید پول در آورد و من بیشتر فعلا دنبال پول هستم تا دوستان عزیزی مثل شما با آنکه از پول خوشم نمی آید و ازمصاحبت شما دوستان لذت میبرم ولی چاره نیست۲۸/۱۰/۹۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 12:35  توسط ارژنگ  | 

با عشق

خوشا به حال شما  که عاشق خداهستید . ولی من عشق به خدا را نمی توانم درک کنم  ، من هیچ کتابی در مورد عرفان و یا صوفی گری وعشق به خدا و  غیره نخوانده ام چون  علاقه ای هم به این کار نداشته ام ، من نمی توانم عشق به خدا را درک کنم  ، چرا که خدا را نمی توانم  ببینم ، و درک من از خدا آنقدر نیست که بتوانم با چشم بسته عاشق او شوم  ، من آن زاهد خلوت نشین و یا آن راهب بزرگ بودائی و یا اسقف اعظم فلان و یا عارف بیابان گرد نیستم که آنطور که آنها میگویند خدا را درک کنم چه رسد به اینکه بخواهم عاشق آن شوم ، من موجودی کوچولو هستم با خواسته های زیاد ، حتی بعضی وقتها میبینم که از یک پرنده کمتر هستم ، و.لی بعد به خودم  میگوئیم نه بابا من یک انسان هستم و یا لااقل یه زمانی  یک انسان بوده ام .. یادم میاد اولین بار در 12 سالگی عاشق شدم  .... بعدش هم  عشقهای دیگه  ، یه آدم عاشق پیشه  ، من با دوستام چهارتا فرق داشتم : یکیشو نمیگم ، دومیش انرژی بیش از حد بود و از همین موضوع فهمیدم که انرژی دارم  ، سومیش  روهم نمیگم  .. اما چهارمیش  شناخت روحم در 16سالگی بود... همین  تفاوتها بود که عشق و قدرت اون  رو شنا ختم و خیلی ها هم طبق گفته خودشون عشق رو با من شناختن ...  خدا عشق رو به انسان هدیه داد ...... این جمله رو شما در دیوان حافظ  ، خیام  ، و دیگر رمانهای بزرگ عشقی در دنیا میخوانید و شاهد آن هستید .. خارجی ها وقتی میخواهند خیلی  معنی عشق رو بالا ببرند شعرهای خیام رو مثال میزنند و یا از اثری مانند بینوایان یا رمئو و ژولیت  ...ولی نمی دونم چرا هیچ کس نمی پرسه که خدا چرا به انسان عشق رو هدیه کرده ؟ فقط برای زیبائی و یا برای لذت و یا برای فداکاری ؟   با اینکه این چیزها رو گفتم ولی لازم نمیبینم تا که جواب بدم برای چی خدا عشق رو آفرید.. چون همه لیاقت  قدرت عشق رو ندارن  پس به قول حافظ بزار بمانند در غفلت و خود پسندی ... اگر لازم بود که بگویند خدا چرا عشق را آفرید حتما حافظ و مخصوصا خیام به آن اشاره میکردند . اما تعبیر خوابها بآنکه گفته ایم خوابهای ساده تعبیر نمیکنیم  افسانه خانوم  تعبیر خواب ماه این است که سه مرد برای خواستگاری در زندگی شما آمده و رفته اند و شما آنها را رد کرده اید و آنها  هنوز از این بابت کینه به دل دارند چون فکر میکنند کوچک شده و شما ارزشش را نداشته اید ...اما شما پشیمان نیستید ... در مورد آن خانه باید بگم اگر قبول نکنید حماقت محض است و چوبش را خواهید خورد ... و شما دوست عزیز  تعبیر خواب شما تاریخ مرگ شما در 26 سال دیگر است  ، پس تا فرصت است زندگی کنید .....و شما ترانه .... خودتان تعبیر میکنید بعد از من میپرسید ؟ نخیر جای نگرانی نیست و این فکرها را نکنید . ....... و با تشکر از همه دوستان ...  ... ساناز عزیز  ُ عزیزی چون صداقت داری  مهم نیست که از حرفهای من چقدر دستگیرت شده  .... باید بدونی اونهائی که میگن حرفهای مرا درک میکنند بیشترشون دروغ میگن ولی تو صداقت داری پس بگیر تعبیر خوابت را  : اون خانه آخرت توست و عدد ۹۹ نشانه مورد توجه بودن تو نزد خداست و تو زندگی اصلی خودت رو بعد از مرگ آغاز خواهی کرد  ولی باید مغرور نشی ازحرف من و به خوب بودنت اضافه کن تا این سعادت رو از دست ندی ... و اما تو در حین عمل جراحی در واقع مرگ رو تجربه کرده ای و چون مرگ کامل نبوده تو حرفهای دیگران را به همین خاطر میشنیدی ... وقتی فشار خون انسان پائین میاد ... بدن انسان شروع میکنه برای حفظ نقاط حساس بدن و خالی میشه از انرژی و سلولها ی بدن  شروع میکنند انرژی خودشون رو بفرستند برای مغز و برای همین موضوع بدن شروع به سرد شدن میکنه و به همین دلیل مغز آخرین نقطه زندگی در بدن خواهد بود... ساناز خانوم اگر خوابت رو تعبیر کردم بخاطر اینکه از صداقتت خوشم اومد ... یکی از قانونهای من اینه که خوابهای ساده رو تعبیر نمیکنم با اینکه میدونم تعبیر خوابهای ساده  رو هم مردم نمیتوانند بدست بیارند و خوابی هم که گفتی کاملا خصوصی است و نمیشود در اینجا تعبیر کرد .. به هرحال من هم متشکرم چون من خودم رو خیلی بتو نزدیک احساس میکنم ......  ۷/۵/۹۱ساناز خانوم دیدی گفتم تو و من یه جورای بهم نزدیکیم  ! کاملا درست فهمیدی زندگی تقربیا مشابه ای داشتیم و ...... به هرحال اگر خوابت رو تعبیر نکردم فقط بخاطر خصوصی بودنش است  نه بد بودنش  در ضمن از شعرهایت خیلی خیلی ممنون.۸/۵/۹۱ ساناز خانوم  یا همدرد ... جوابتو ایمیل کرده ام دیشب.. اسماعیل .. باید مراقب اطرافیان باشی و به هیچ قیمتی با کسی شریک و یا کارجدیدی رو آغاز نکنی و به کسی قرض ویا سرمایه گذاری نکنی که شکست حتمی است وبالاخره باید مراقب مسائل اقتصادی باشی. ۹/۵/۹۱ . همدرد خانوم حالا متوجه شدی چرا بعضی چیزها خصوصی است ... و البته یه جواب به همه برای بارها ! اگر خوابی رو تعبیر نمیکنم یا بی ارزشه ویا خصوصی ویا به نفع شمانیست ... درضمن به من چه که چه احمقی رئیس جمهور بعدی امریکاست  و یا جریان سوریه چه خواهد شد  ... این همه هم که گفتیم فقط پشیمان شدم ... در ضمن به کسی مربوط نیست... ببینید این افسانه خانوم چقدر خانومه و منو درک میکنه  .... با شما ها هستم نظر شو بخونید و یاد بگیرید۱۰/۵/۹۱...... یه تظاهرات خیابانی در ولی عصر ! خیلی جالبه ولی بی فایده  ... آقا رضا دیدن فرشتگان ارزش وقت گذاشتن نداره و هر کسی از چشم سوم حرف میزنه یعنی اون رو درک نکرده و این که پیامهای درونی اشتباه هستند ُ تقریبا ۵۰٪ از یه چیزی ُ یه چیزی فهمیده ... بله  اما ممکن است که چنین پیامهائی اشتباه باشد .... در ضمن من یه مدت نخواهم بود ... تا ببینیم که فردا چه خواهد شد... بای بای ُ بای بای برای همه ...۱۲/۵/۹۱

 چی بگم از ااین آدمهای پر مدعا  ، خودپسند ،خود شیفته و نادان  ! با شما هستم آلیسیا ، ویا شما  خواهرمومن مسجد رو ... و مخصوصا مولودیا خانوم .... چی فکر کردین  ؟ خوابهای شما رو میزارم برای دید عموم  ولی من تعبیر نمیکنم شاید یکی مثل خودت خوابها ی شما را تعبیر کنه و شما به این جور آدمها بیشتر نیاز دارید چون مثل خودتون هستندوبهتره از همون آدمها التماس و دعا کنید ؟ آدمهای درست مثل خودت !...  من بارها گفته ام وقتی شما برای من خوابی را تعبیر میکنید  من به خوب بودن ، معمولی بودن و یا  بد بودن شما پی میبرم و شما نمی توانید شخصیت خودتون رو از من مخفی کنید ... مثل اون کسی که از خوابش فهمیدم یک فاحشه است و یا اون کسی که در محیط کارش از مردم رشوه میگرفت و یا شخصی که برای پیشرفت و ادامه زندگی ننگین خودش به همکاران خود به عناوین مختلف تهمت میزد تا پله های ترقی را طی کندواسرار ، اسرار، و اسرار که خواب مرا تعبیر کنید... ؟ ! این دنیا ارزش این همه گناه ، فساد ، دروغ  ، خود فروشی ، زنا و یا غیره رو نداره ........ بعد بمن خورده میگیرن که چرا از فلان خواننده خوب میگم و از بعضی از مومن نما ها  بد ........ یک تار موی اینها میرزه به همه شما ها ..... بگذریم.... اما شما محمد عزیز...... شما نگران گذر زمان هستید و من در آرزوی گذشتن سریع ترآن! این دنیا ارزش نداره ، پس سعی کن ازش تا میتوانی استفاده کنی ، خدا ی قادر این فرصت را بما انسانها داد که زندگی کنیم تابهترین و بدترین ما انتخاب شویم و شاید در پستهای بعد بگویم که چرا باید انتخاب شویم  به قول خیام عزیز که میفرماید : می نوش که ندانی از کجا آمده ای     می نوش که ندانی به کجا خواهی رفت ........ ویا زمانی که میفرماید: اکنون که گل سعادتت پر بار است     دست تو زمی و جام چرا بیکار است
می خور که زمانه دشمنی غدار است     در یافتن روزی  چنین  دشوا ر است ......... اما  بشنو باز ز خیام عزیزم که میتوتن باآن تمام قوانین فیزیک رو زیر پا دید    اگر بتوان با چشم دل دید ....  خیام میفرماید :
چون نیست زهرچه هست جز باد بدست       چون هست به هر چه هست نقصان و شکست
انگار که هر چه  هست د ر عالم  نیست        پندار   که   هر  چه  نیست  در عالم  هست
اما شما عزیزان فراموش کنید دروغها و تزویر ها را ... چیزی که واقعیت داره این است که خدای قادر همیشه آماده بخشش شما و محبت بشما ست و در این ماه مبارک رمضان فراموش نکنید خواسته های خودتان را  ! چرا که به امر خدا در این ماه نیروهای اهریمنی به حداقل  قدرت خود میرسند و همه کانالها باز هستند تا خواسته ها و نیازهای شما  شنیده شود ... شما در این ماه می توانید به اوج خودتان برسید ... بجنبید و از دست ندهید دقیقه های این ماه را ...  و شما ها ناراحت نشین از من ، برید دنبال کار خودتان ...و حداقل سعی کنید خودتان باشید یا یک خوب خوب و یا یک بد بد.. چون خدا  از منافقان نخواهد گذشت  نفاقی که همه منکر آن هستند .. از مومن نما ها  تا آدمهای خلاف کار ، از هنرمندان تا طبیبان  ، از آبدارچیان تا بالاترین ها  و همه و همه ... و همه که از خدا میخواهند  و میخواهند و میخواهند .. چون همه خوب هستند و خوب هستندو خو
ب  !۲۵/۵/۹۱...... ملودیا ..من قضاوت نکردم ..من حقیقت رو گفتم .. آن دختر مسجد رو تو نیستی ولی من فرقی بین تو و اون احساس نمیکنم.... تو فقط ملودیا هستی .. یک دختر پر از انرژی مثل همه دخترهائی مثل خودت که با یک ادبیات خوب سعی دارن بگن من آدم روشنفکری هستم ...مشکل آدمهائی مثل تو اینه که تازه از راه رسیده اند و فکر میکنند علی آباد شهری ...ولی به نظر من افکار شما فرقی با متعصبان دینی یا برادران طالبان  نداره و شاید از این حرف من بخندی  و پیش خودت بگی این بابا خیلی شوته .........من رو داره با چه کسانی مقایسه میکنه ! ! ! ولی باور کن همین است که من میگم ..... شما ها فقط تازه از راه رسیده اید و فکر میکنید.. تهران شهری است .در ضمن اگر ناراحت شدی ببخشید و اگر هم نشدی به جهنم !۲۶/۵/۹۱ ....   ملودیا دوست داشتم باشما کل کل کنم به این دلیل که شما در واقع نماینده کسانی هستید که بیشترین مراجعه رو به سایتم دارند  ... و شما بهانه ای شدید تا به دیگران نیز جواب بدهم مثل گوشت جلوی توپ این قانون من است که به هرکسی که مایل باشم جواب بدم و به هرکسی که بخواهم بگویم نه و این بخاطر بچه بازی و لجبازی نیست ... من قانون خودم  رو گفته ام حالا کسانی مثل شما توجه ندارند من مقصر نیستم  در ضمن تهران شهری بود زیبا و مردمی خونگرم و پر از شادی و نعمت ولی حالا شده چیزی که شما فکر میکنید آینده ای روشن دار د و میشود شهری مانند پاریس  ... خودت میگی خدا انتخاب کننده اصلی است پس اقرار میکنی که همه ما فکر میکنیم که در راه خدا هستیم  از شما گرفته تا آن  دختر مسجد رو  ویا برادران طالبان که البته سرور شما  هم هستند ؟ !.. پس در این وسط حق با کی هست .. عاشق کی هست و آدم بده کی هست ؟ بهتر نیست قبل از آنکه خدا قضاوت کند  خودمان در مورد خودمان قضاوت کنیم و برای یک بار هم که شده همه قرارداد ههای دینی و اجتماعی و فلسفی را کنار بزاریم و بگیم خدا وکیلی آیا ما آدمهای خوبی هستیم و آیا خدا ما را قبول خواهد کرد .. من برای همه شماو آدمهائی مثل شما  کاری نمی توانم بکنم و نمی توانم کمکی بکنم و هر خوابی راهم که دلم بخواهد تعبیر میکنم  ولی به همه عزیزان در پست بعدی توضیح میدهم که چرا به نظر بعضی ها بد اخلاق شده ام و یا متکبر  و در ضمن از این بگو مگو ها خوشم امد چون بهانه ای بود برای حرف زدن و لی دیگر ادامه نخواهم داد بای بای.. ۲۷/۵/۹۱...... آقا رضا خوابهای شما فقط دلیلی بر ناملایمات فکری است ۸/۶/۹۱

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1391ساعت 11:40  توسط ارژنگ  | 

با عشق ممکن است

ما پاسخ رو میگیم حالا هر کی هر جور دوست داره میتونه برداشت کنه ویا نقد کنه ولی کسی برنده است که واقعیت حرف منو درک کنه ..نه اینکه از نظر خودش تحلیل کنه .. چرا که اون میشه فلسفه  ، میشه همین حرفهائی مفتی  که مدام دارید صبح تا شام از تلویزیون ، اخبار و اینترنت  میشنوید که: چی درسته ، چی غلطه ، چی رو باید خورد  ، چی  باید پوشید ، چی باید خرید ، چی باید بگیم ، به چه کسی باید رای بدیم ، به چه کسی باید بد بگیم ، چجوری نگاه کنیم ، چه جوری راه بریم ، و خیلی چیزهای دیگر !  مثل اینکه میخواهیم هزار سال عمر کنیم  !  ما آدمها اکثرا (99/99%) نهایت تا 45 سالگی میتونیم از نعمتهای این دنیا با نشاط و شادی استفاده کنیم ... اما بعدش چی  ؟  آقا اصلا 100 سال جوانی ... آیا ارزش این همه منم منم و این همه دروغ و سیاست زد گی رو داره .. اول اینکه علم تعبیر خواب یعنی حقیقت گفتار روح با میزبان خویش  ؟ درصورتی که علم امروز نمی تواند وجود روح را درک کند  .. پس فیلسوفان و روانشناسان  نمی توانند در این مورد اظهار نظر کنند  ، جالب اینجاست که حتی بزرگانی مانند مولوی ، حافظ ، شیخ الرئیس ، عطار ، خیام ، شیخ بها  که به ماهیت روح پی برده بودند  از نوشتن و  یا اظهار نظر خوداری کرده چون این علم نباید در اختیار دیگران قرار گیرد .... البته در خیلی از مکاتب منحرف مانند : هندوها ، اینکا ها ، سرخپوستان ، و حتی مکاتب بودا ئیان جدید وفرقه های مسیحیت و حتی  از همه مسخره تر .. فراماسیونرها .. و مخصوصا فراماسیونرهای یهودی .....  که تدارک پیامبر جدید را در سر دارند همگی در ارتباط با روح در اشتباه و خرافات و سیاست زدگی هستند و حتی بزرگترین  عصب شناسان آمریکا نیز از بیان وجود روح در تردید هستند  چه رسد به بیان ماهیت آن ، پس با این احوال فعلا میگوئیم تعبیر خواب آن است که ما میگوئیم نه دیگران . هیچ قومی به اندازه قوم یهود از گذشته تا به امروز به دنبال ماهیت روح نبوده است و به همین دلیل خدا به بزرگان یهود زمانی که از پیامبر ما محمد (ص) میپرسند از ماهیت روح  ، میفرماید، تو را از روح میپرسند ؟ به آنها بگو آگاهی شما از علم ناچیز است و شما به حقیقت روح پی نخواهید برد ( سوره بنی اسرائیل .. فکر کنم آیه 84 یا 85 شاید هم 87 )البته یهودیان پدرسوخته میدانند که اگر به ماهیت روح پی ببرند میتوانند دنیا را تسخیر کنند و به همین دلیل به دنبال ماهیت روح هستند و خدا و پیامبر او هم در 1400 سال به همین خاطر به آنان چیز ی نگفتند و یهودیان این آرزو را به همراه قوم خود به گور خواهند برد...دوم اینکه انرژی درمانی : شما با یک گذر کوتا در بسیاری از دانشگاههای دنیا مانند : دانشگاههای معتبر مینه سوتا ، هاروارد ، میشیگان که فکر میکنم جزو 10 دانشگاه معتبر دنیا ست در رابطه با انرژی درمانی استاد و کرسی داشته و آن را به عنوان یک طب اختصا صی و مکمل کاملا به رسمیت شناخته است  > البته در تمام دنیا چنین است و نه تنها در دانشگاه بلکه در کلینیک های متعدد  مورد استفاده قرار میگیرد ..... البته بگذریم از ایران که هنوز مردم در فالگیر خانه ها به دنبال آن هستند و جوانان متجدد گرا و روشنفکر آن را خرافات دانسته و مسئولان آن را خطر ناک ! ولی بطور مختصر باید بعرض برسانم که معنی  انرژی درمانی  در یک جمله ساده این است که : تقویت سلولهای هر قسمت در بدن  جهت بازسازی و مقاومت و غلبه بر تما م بیماریها ست و البته انرژی برای انواع بیماریها طیفها و فرکانسهای مختص به همان بیماری را داراست ... سوم اینکه از پیشگوئی میپرسند: پیشگوئی در نزد بسیاری از اقوام دنیا وجود داشته ، در بعضی از آنها مانند یهودیان و سرخپوستان و مصریان که از جادوگری استفاده میشده و البته هم اکنون نیز استفاده میشود ، و بسیار معتقد نیز بوده اند مثل پیشگوئی تولد موسی  در قوم یهود ، پیشگوئی سرخپوستان برای نابودی زمین در 2012 ،پیشگوئی کاهن اعظم مصر برای به قدرت رسیدن کلئو پاترا همگی دلیلی برای وجود علمی بنام پیشگوئی است  . هر قوم و ملتی برای پیشگوئی روشی داشته و حالا چه از راههای شیطانی و یا ستاره شناسی و کف شناسی ، قیافه شناسی ، فال قهوه ، خوردن گیاهان مخدر ، متوسل شدن به جن ها ، و یا فرشتگان  ،پیشگوئی از طریق انرژی ، تماس با ارواح مرده گان و بالاخره تعبیر خواب که معتبر ترین آنها همین پیشگوئی از طریق خواب بوده و هم اکنون نیز هست و به نظر من بر تمام روشهای پیشگوئی افضل و برتر است ، ( همین سال 1389بود که بوسیله تعبیر خواب بر پیشگوئیهای استاد انرژی ایران چیره شده و او را شکست دادم و برخی از حوادث سالهای 90و 91 را که مربوط به خود او بود برایش پیشگوئی کردم و امروز که میبیند پیشگوئهای مرا در مورد خودش به حقیقت رسیده ما را فراموش کرده و میگوئید من ، منم ) ، (ولی سال 92 را دارم براش) وقتی که از چنین کسی چنین رفتاری را فقط بخاطر تنها خوری  و مال دنیا میبینم چطور انتظار دارید به شما دوستان مجازی کمک کنم  !    شما اگر نگاهی به تاریخ بیاندازید خواهد دید که بزرگترین اتفاقات جهان بوسیله تعبیر خواب پیشگوئی شده است ، تولد پیامبران  ، تولد امامان ما ، تولد کورش کبیر ، تولد کاوه آهنگر ، شکست شهر ترویا ، شکست ایرانیان از اعراب ، تصرف مصر بوسیله اعراب و صدها مورد دیگر، چهارم اینکه واقعا معذورم از اینکه بیان کنم سرنوشت انسانها یعنی چی ، چون این بحث میماند برای همراهان دل و عاشقان سرمست ، به هر حال بهتر است بروید دنبال زندگیتون  و قدر لحظه های ان را احساس کنید . خوشبخت کسی است که راضی باشد به سرنوشت خودش  و با قدرت عشق بتواند از این دنیا  به دنیای بهتری برود  و رفتن به دنیای بهتر فقط با عشق ممکن است نه با چیز دیگری وبا تشکر از همه دوستان......

۳/۵/۹۱آقای نصر الله : من خودم بهتر از شما میدونم که شما چی در مورد من فکر میکردین و یا میکنید و یا خواهید کرد ، اول اینکه این چیزهای که شما بدست آورده اید مربوط میشود به دنیای شما نه یه خدای قادر .... مشکل شما خیلی راحته و با کمک انرزی درمانی  قابل حل است و لازم نیست منتظر معجزه باشید .ما انسانها فقط به دو دلیل با هم برخورد میکنیم : یکی برای نجات و دیگری برای فریب ... پس شما نه فرشتگان را ملاقات خواهید کرد و نه حتی شیطان را .. چون دیدن شیطان نیز احتیاج دارد به عزیز بودن شما نزد خدا.. شما با مردم ملاقات میکنید ، یکی مثل من ( پس فرشته و یا شطان شما من خواهم بود ) پس انتخاب شما برای موفقیت و یا عدم آن بستگی به هوش و رفتار شما  با مردم دارد وشما نتوانستید از من استفاده کنید ؟ مهم نیست ، ما بخیل نیستیم ولی شما برای معالجه  میتوانید بروید خ لاله زارنو ، بین منوچهری و جمهوری انتهای کوچه پیر نیا ، ساختمان پیر نیاوابسته به دانشگاه تهران  ومشاوره بگیری برای درمان ، در ضمن من خیلی زود قهر میکنم و نمی توانم افکار نادرست دیگران را در مورد خودم تحمل کنم  ، زود همه چیز را بهم میزنم  و این یکی از مشکلات رفتاری من است .... سرو ناز عزیز و یا افسانه خانوم  در مورد روح نمیشود بیشترنوشت وهمچنین در مورد سرنوشت و قدرت خدا ،  همین رو هم که نوشتم شاید عهد شکنی بوده و نباید مینوشتم و لی در کتابم نوشتم که اگر چاپ شد !  درضمن من از عشق ساده صحبت کردم ، عشق بین آدمها نه عشق انسان به خدا.. الهام خا نوم مشکلات رو بنویس .. شاید برای رهائی از آن بارها توسط خواب بهت اعلام شده و تو نمی تونی اون رو درک کنی  و اگر بخواهی از طریق خواب بر مشکل غلبه کنی باید شرایطی رو بوجود بیاری که شاید نشه  و از پسش بر نیائی  ، شقایق عزیز درست فهمیدی با عشق به همه چیز میشه رسید و خدا  قدرت عشق رو به انسانها داد تا اونها خیلی خیلی راحت به خوشبختی وبه دنیای بهتر بعد از مرگ و بالاخره به بهشت برسند .... اقا رضا شما لطف دارید وشما نگار خانوم : همیشه شاد باشی و شما  : فرید خان بحث انرژی با روح فرق داشته و ارتباطی باهم ندارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 14:45  توسط ارژنگ  | 

حقوق زنها یا مردها؟

،شاید نتونستم درست منظورم رو بگم  ، چون خیلی از خانومها از پست قبلی خوششون نیو مد ، من هم اون رو پاک کردم تا کسی زیاد دلخور نشه ولی این تجربه شخصی من است نه مثل آخوند ها درس خوانده ام و نه  فکر میکنم و نه مثل اروپائیها در مورد آزادی زن فکر میکنم...... چون خودم صا حب تجربه بوده ام ، البته این تجربه ها  فقط بخاطر زیبائی من بود و خانومها هم که فورا عاشق میشدن ... اون هم چه عشقی یا باید منو میکشتن و یا خودشون رو ، این عشقهای زود گذر و آتشین باعث شد که تا از قدرتم در شناخت خانومها بیشتر از دیگر موارد استفاده کنم  .. به هر حال فقط کافی بود دختر و یا زنی6 ساله تا 60 ساله  فقط حرف بزند ، البته در بیشتر موارد اصلا لازم هم نبود حرف بزند فقط کافی بود او را ببینم ! ؟ البته دوستان من از این موضوع خیلی استفاده میکردن و روزی نبود که در مورد دوستان دختر و یا ازدواج و یا چیزهای دیگر از من مشورت نگیرند ! ...  شما  خانومها  مثل آب خوردن در دام شیطان میافتید و شروع میکنید ناسازگاری با شوهر ، دوست پسر و یا معشوقتون  و در بیشتر موارد دست خودتون هم نیست...البته شما مردها هم رفیق شیطان هستید و لی خوبها مون  کسل کننده و احمق هستیم و  بدها مون جذاب و شاید هم تنفر آور واما ما آدمها چه زن باشیم و چه مرد ... درمقابل جنس مخا لف بد هستیم و فقط به این دلیل که به دنبال خواسته های خودمون هستیم  ! برعکس تفکرات روشنفکرانه اروپائی ها و یا امریکائی ها ما مردها با زنها کاملا متفاوتیم  و هیچگاه نمی تونیم  برابر باشیم ، پس نمی تونیم یک جور فکر کنیم ، اما چون متجدد هستیم میخواهیم منکر این تفاوتها بشیم و بگیم زن با مرد فرقی ندارد و از همین جا است که اختلاف پیدا میشه ! اختلاف بین زن و شوهر ، خیانت زن به مرد و یا برعکس  ، دعوا بر سر چیه ؟ حقوق زن  ، حقوق پایمال شده زن ، بی وفائی مردان  ، درک نشدن زنها و یا مردها   ، خسته شدن از یکدیگر ، من خیلی از زنها و مردها رو دیدم که از همسرانشون ناراضی هستند و یا به هم خیانت میکنند ... البته من به اونها واقعیت رو نمیگم ، چون خوششون نمیاد  ! پس سکوت میکنم .....ولی کمی هم باید گفت به جهنم که ناراحت میشن...... واقعیت این است که نیروئی در این دنیا وجود دارد که همه همجنسان را به هم متصل میکند  و البته خواهد کرد...... از زشتیها تا زیبائیها  ، از نادانیها تا دانا ئی ها  ، از گناهکاران  تا بی گناهان  از عشق تا تنفر .... به همین دلیل من همه زن وشوهرها رو مثل هم میبینم  ..... مگر آنهائی که اشتباه کرده اند و البته خدا هم طلاق را به همین سبب  بوجود آورد تا آنهائی که مثل هم نیستند زندگی شون حروم نشه و از یکدیگر جدا شوند ، .... اینکه من خوب هستم و شوهرم بد  و یا برعکس شاید 5% درصد درست باشه ولی باور کنید اون 95% عین هم هستند و این بخاطر همون نیروئی است که گفتم ! این نیرو نیروی ذاتی انسانهاست ولی یک نیروی متضاد دیگری هم وجود داره که در مقابل ما تلاش میکنه تا ما رو به همراه خودش ببره ... مثل نیروهای شیطانی که  سعی دارن آدم خوبها رو همراه خوشون کنند و یا نیروهای الهی که سعی میکنند انسانها رواز فساد و گناه آگاه کنند.... البته من از خیلی ها عذر میخواهم که فکر میکنن من می توانم محرم رازشون باشم و درد و دل میکنند و من با سردی جواب میدم .. مخصوصا در مورد خانومها به دلیل اینکه تا حرف میزنند میفهمم چی میگن و یا دردشون چی  ، نمی تونم ادای روانشناسان رو در بیارم و بگم عزیزم چیزی نشده ، اصلا خودت رو ناراحت نکن  ، همه مسائل حل میشه ، هیچ مشکلی وجود نداره ، زندگی زیباست و تو باید قدر خودت رو بدونی ، باید بتونی کودک درونت رو سرکوب کنی ، باید کودک بیرونت روکتک نزنی ، باید خودت رو باور کنی ، باید خودت رو پیدا کنی ،و بالاخره باید کوفت و زهرماربیشتری بخوری ...... باید خونسرد باشی تا مثل ما روانشناسها خوشبخت بشی ... و هزار اراجیف دیگر .... من روانشناس نیستم  و به همین خاطر نمیتونم شما رو با جوابهای قا لب زده ای که تو کتابها و یا دانشگاه یاد گرفته ام فریب بدم ،من هیچگاه فلسفه رو قبول نداشته و ندارم چون معتقد هستم دنیا در حال تغییر است و فلسفه نمی تواند جوابگوی نیازهای جدید جامعه باشد ... انسانها در حال تغییر هستند ... انسانها باید تغییر کنند تا یک روز به کمک علم  دنیا رو تسخیر کنند و خدا ی قادر  رو که خالق آنها و همه موجودات و کائنات است بشناسند و حتی آن را پیدا کند .... پس من واقعیت شما هستم و نه آن چیزی که شما میگوئید و دوست دارید که من باور کنم ... پس اگر جرات شنیدن دارید بسم الله ....

آقا محمد این هم جواب فاطمه خانم تا جگر شما آروم بگیره ، اون هم بخاطر شما نه فاطمه ... ... فاطمه  ، اگر قرار باشه بین شما و جنیفر لوپز یکی رو انتخاب کنم حتما شما نخواهید بود ، اگر قراره بعنوان دوست بین شما و یک دختر فریب خورده ایدزی یکی رو انتخاب کنم حتما شما نخواهید بود ، اگر قراره بین شما و یک بیمار سرطانی درحال مرگ یکی رو انتخاب کنم بازهم شما نخواهید بود .من کلا دوست ندارم جواب  مخالفان رو بدم مخصوصا کسانی که از در دوستی و چاپلوسی در میان ووقتی که می  بینن خبری نیست ، اظهار دشمنی میکنند .... من نظرم در مورد شما  همونی است که گفتم ... در این وبلاگ جای بحث نیست و من از بحث بیزار پس هم نظر رو پاک میکنم و هم جواب رو .... ما گفتیم خانوم بی خانوم مثل اینکه بدتر شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 11:14  توسط ارژنگ  | 

عزیزای

عزیزای من ... مثل رضا دنیا رو آسون بگیرید....... آدمهائی مثل رضا قهرمانهای زندگی  این دنیا هستند ... نزارید این فرصتها تمام بشه  ، هر مشکلی که دارید اگر صبر کنید درست میشه ... و اگر تا آخرین لحظه زندگی تون به آرزوتون نرسیدید  ، پس بدونید که ارزشش رو نداشته واگرآدم دل شکسته ای بوده اید و یا با خدا بوده اید و یا حتی مثل یک زاهد احمق  ، خدا رو ستایش میکردید ، مطمئن باشید  ، در دنیا و یا بعد از مرگ نه تنها به آرزوهاتون میرسید بلکه خیلی خیلی بهتر از آنها رو بدست میارید این دنیا برای شما زمانی تموم میشه که آماده سفر به دنیای بعد از مرگ هستید  ، پس عجله نکنید... با آدمهائی مثل شما هستم  آقا محمد ،خدا بندگان خودشو فراموش نمیکنه ، فقط سعی کنید آدمهای خوبی باشید و اگر توانستید به مردم خوبی کنید و اگر توانستید به عنوان یک مسلمان نماز بخوانید ،  البته با اخلاص واگر در شما نوری ایمانی پدید آمد برید بیرون از شهر و در دامن طبیعت به دنبال واقعیت وجود خود تون بگردید و اگر دیدید که نمی تونید حداقل برید سراغ یوگا و  مدیتیشن رو یاد بگیرید و اگر این رو هم نمی تونید برید یک ورزش اصیل شرقی یاد بگیرید مثل کاراته ، کونگ فو ، تکواندو و یا هر چیزی که بتونه بشما آرامش بده ، این ورزشها اگر بصورت کلاسیک انجام بشه شما میتونید به نیروی درونی خودتون دست پیدا کنید  ودید شما به زندگی بهتر میشه و میتونید با ناملایمات زندگی بیشتر کنار بیائید ، شاید باور نکنید ولی نیروی سلولی یک فردی که 2 سال یوگا کار کرده از یک قهرمان بوکس ویا کشتی ویا وزنه بردار بیشتر است ، میتونید برید سراغ گل و گیاه و باغداری و یا یکی از هنرهای تجسمی ، نشنید و بگید چکار کنم ، و یا شانس ندارم و یا این دنیا فایده نداره  ، بعضی ها از روی ناآگاهی این حرف رو میزنند ( مثل شما عزیزان )  و بعضی ها هم با تاسف از روی آگاهی ( مثل صوفیان و عارفانی که یه چیزهای از عالم مرگ فهمیده اند و میگویند این دنیا ارزش نداره  )  اگر وارد این دنیا نشید نمی تونید مرگ رو تجربه کنید و اگر مرگ رو تجربه نکنید نمی تونید به زندگی واقعی خودتون برسید و اگر به زندگی واقعی خودتون نرسید نمی تونید به بهشت برسید و اگر به بهشت نرسید نمی تونید به آرامش ابدی برسید ، چون برای رسیدن به بهشت برای آدمهای معمولی مثل ما راه بسیار است ، پس این زندگی ارزش داره و خدا بی دلیل این زندگی رو بشما عطا نکرده ، با با خسته شدم از بس که بشما این چیزها رو گفتم ولی یه حرفهائی شد که نمیشد جواب ندادو لی چون اسماعیل یه خواب درست وحسابی دیده بود گفتم تعبیر کنم : اسماعیل تو در سال 1391 بر تمام مشکلات و غم ها یت پیروز خواهی شد و اون ماهی کوچولوآخرین غم تو خواهد بود ، تو امسال از رازهائی در محیط کارت آگاه خواهی شد که ممکن است برای تو دردسر ساز باشد پس این رازها رو نشنیده بگیر و فقط به کار خودت مشغول باش در ضمن اگر سفری برات پیش آمد که به مکه و یا مشهد بود حتما برو که خیلی برات مفید خواهد شد... دوستان میبینید که خواب هم هنوز تعبیر میکنم اما خواب حسا بی ..  من رفتم تا بعد ... این هم جواب مهربون : من که گفتم ... امسال سال عشق و البته فریبهای عاشقانه است ... مراقب باش امسال از این تله جون سالم بدر ببری : تا از این بیماری عشق همه گیر امسال به یک بیماری واقعی تبدیل نشی ...مراقب یه بیماری باش مثل افسردگی .. یا بیماری های عفونی و یا حتی جنسی ....جدی میگم ..پس مراقب خودت باش و غیره..واین تعبیر خواب تو بود ... ثریای عزیز من خوابت رو تعبیر کرده ام که این معنی خیانت نیست ولی بهتره صبر کنی  و شما مینا خانوم : تنها انرژی نمی تواند باعث سفر در زمان شود .... کنترل آن شرط اصلی است ... ولی اگر من بخواهم در مورد سفر در زمان بگوئیم بهتر است با اهل دل بگوئیم نه شما و یا دیگر خوانندگان .. .جای این مطالب بصورت باز اینجا نیست .. در دانشگاه هم نیست چون سواد این کار نیست ..در محافل یوگا نیز چنین چیزهائی نیست  و همچنین در کل جامعه  ... این حرفها مال محافل خصوصی و اهل دل است ...  و رازهائی است برای اهل عشق و یا حداقل صداقت و درستی ... پس در این مورد اصرار نکن . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 7:21  توسط ارژنگ  | 

ایام نوروز91

پیشا پیش ایام عید نوروز را به همه شما عزیزان تبریک  گفته و از همه شما میخواهم که قدر این ایام رو دانسته و گفته های پیشینم رو در این ایام جدی گرفته و از آن به بیشتر خواسته های خودتون برسید ، خواسته هائی که شاید حق شما از زندگی است . تو این مدت که نبودم خیلی از دوستان تعبیر خواب میخواستند  ، اما من گفته ام که دیگر خوابهای ساده رو تعبیر نمیکنم و با اینکه میدونم تعبیر همین خوابها رو هم نمی توانید از جائی پیدا کنید، بی رحم نیستم و مغرور هم نیستم  ، شما با گفتن خوابها تو ن چیزهائی بمن میگید که در واقع جزو اسرار زندگی شماست و من به اعماق روح شما نفوذ میکنم و چیزهائی میفهمم که نباید بفهمم و بیشتر این چیزه فقط ا باعث آزار من خواهد شد ... پس شد فقط خوابهای استثنا ئی ! ؟ بعضی از شما هم میخواهید بمن نزدیک شوید ...       ..... یا به این دلیل که میخواهید از علم تعبیر خواب من چیزی بفهمید و یا حتی میخواهید از نظر عاطفی با من ارتباط برقرار کنید ... یا میخواهید  یک رابطه دوستی ایجاد کنید..... یا میخواهید از آینده خودتون چیزی بفمید و یا از آینده این دنیا....... بعضی هاهم میخواهند از چگونگی سفر در زمان چیزی رو درک  کنند و یا از انرژی درمانی چیز بدونند .........بعضی هاهم از عشق میپرسند ....و یا از خدا  و یا سرنوشت و یا چیزهای دیگر..... آیا واقعا انتظار داریدکه من هی بگوئیم و بعضی ها تشویقم کنن و بعضی ها هم حسادت و فحاشی ؟ من به همه شما احترام میذارم حتی به انهائی که حسادت و یا دشمنی میکنند ، اما به اونهائی هم که بمن اظهار لطف میکنند همیشه با احتیاط برخورد میکنم  ، اما بذارید یه چیزی بگم که احتمالا باور نخواهید کرد  و اون این است که خدا خیلی سخت از دشمنان من انتقام میگیرد ! نمی دونم چرا ؟ و باور کنید که من برای آنهائی که میخواهند بمن نزدیک شوند میترسم ، چرا که خدای من در مورد آنها سخت انتقام گیرنده است ! من آدم گناهکاری هستم ولی با این حال نمی دونم چرا خدا از دشمنانم و یا کسانی که بمن خیانت میکنند به این سختی انتقام میگیرد !؟ پس تنها کسانی میتوانند بمن نزدیک شوند که بتوانند در مقابل وسوسه ها ویا منطق شیطان بایستند .و این کار هر کسی نیست و به این دلیل است که من از آنها جدا خواهم شد و خدا هم طبق معمول انتقام خواهد گرفت پس به نفع شماست که ازمن دور باشید وبه فکر دوستی ویا ارتباط نباشید.... اما این انتقام چه سودی به حال من خواهد داشت ؟ اینجا هم من ضرر خواهم کرد و هم طرف مقابل من .دوستان عزیزم گوش کنید و ایمان بیارید که  این دنیا به دو قسمت تقسیم میشود .. نور و سیاهی ..و این ما هستیم که باید راه خودمان را در این جهان مشخص کنیم .. .... وسوسه های شیطانی ما را به دنیای تاریکی خواهد برد و هدایت خدای قادر ما را بسوی نور و روشنائی می برد و همه بندگان خوب و برگزیده خدا به روشنائی می پیوندند و با همین روشنائی ازاین جهان خارج خواهند شد و این جهان در سیاهی مطلق  به همراه شیطان و همه نیروهای اهریمنی و پیروان آن تا ابد یت گرفتار و معذب خواهند شد و این مطلب را من تنها از طریق علم تعبیر خواب دریافت نمودم ، و اما بعضی از دوستان به دنبال پیشگوئی 1391 هستند که آن را در ایام مبارک عید نورز شاید بیان کنم و شاید به دلیل دلخوری بیان نکنم  و اما آخر اینکه سعی کنید خوب باشید  تا خوب ببینید و به امید اینکه خدا همه ما رو با عشق و محبت بپذیرد و مارا بسوی خودش بخواند.  شما ها که منو به هر علتی دوست دارید بدونید که من شما رو بیشتر دوست دارم مخصوصا ثریا و   نرگس و میترای خیلی خیلی عزیزو و شما دیگر عزیزان ولی باور کنید وقت ندارم و شاید هم دل.... باشه تو تعطیلات نوروز تا همه جوره در خدمتتون باشم . ازسوم عید به بعد....... همتون رو دوست دارم ۰/۱۲/۹۰.......ثریای عزیزصبرکن تا برگردم...سارا ودنیا و ناهید و محمد و سامان خوابهای شما تعبیر نداره ...... بعضیهافکر نکنند اگر خواب مسجد و یا کعبه  رو خواب میبینند دیگه همه چیز درست میشه و شما مورد توجه و یا مهم هستید..... فکر نکنید چون تو چادر و حجاب و نماز و دعا موندید خدا با شما خواهد بود .. اگر هم جواب دادم برای این بود که واقعیت خودتون رو ببینید و نه اون چیزی که خودتون فکر میکنید هستید. میدونم بعضی از شما مشکل دارید ولی باور کنید که تا خودتون نخواهید مشکلات همین جوری دنبالتون هست و ربطی به خدا و یا روزگار نداره . باید ازحجاب خودتون  بیائید بیرون ....... نمیگم بمن چه ولی نه من وقت دارم و نه شما عوض خواهیدشد.مشکل اساسی اینه که عشق در جامعه مرده وجاشو غرور و خودخواهی گرفته وکاری هم نمیشه کرد  بیخیال بابا همینه که هست ...من برمیگردم فعلا بای بای.آقای نصر من زودتر از اینها منتظر این خبر بودم ، من  هم خوشحال هستم از خوشحالی شما و اگر به شما جواب نمی دادم به این دلیل بود که این اتفاق باید می افتاد  و احتیاجی به کمک و یا انرژی ویا دعای من نداشت  فقط تعجب میکنم که چرا در ماه بهمن  بمن این مژده را ندادی چون قرار بود این اتفاق در ماه بهمن باشد ! آقای محمد شما آدم باهوشی هستید ، به مرور زمان انسان به جائی میرسه که می بینه هیچی وجود نداره  مگر خودش  ، پس باید همت کنه و خودش رو نجات بده قبل از این که مرگ فرا برسه  ، تعبیر خواب ، علم پیشگوئی ، علم فیزیک ، و غیره  چیزی نیست جز گذر ایام .... پس از همه حرفهای زیبا و حکیما نه که بگذریم ، سخن عشق خوش است ... چرا که درست ترین سخن برای انسانها همین است : ( و این نیز بگذ رد ) وبه همه شما دوستان  تنها چیزی که میتونم بگم این است که  عشق تنها نیروی است که میتواند ما را در زندگی به خوشبختی و بعد از مرگ به رستگاری و بعد از مرگ این جهان به جاودانگی  برساند..... ، ، عشق حر به امام حسین (ع) ، عشق سلمی و عبدالرحمان ، عشق زلیخا به یوسف (ع) ، عشق لطفعلی خان زندو ستاره و خیلی از عشقهای دیگر....... و اما شما شراره خا نوم : قدرت ذهن اون چیزی نیست که شما در کتابهای روانشناسی ، فلسفی ویا روشنفکر ا نه امروزی  با اسامی گول زننده   ، تکنولوژی فکر  ، قدرت فکر و غیره میخوانید ، قدرت ذهن رو میگم بخاطر اینکه  خوشگلی ، فقط به همین خاطر و هیج جا ی دیگه هم نمی تونی پیدا کنی ولی چه میشه کرد من د رمقابل زنهای زیبا  نقطه ضعف دارم ... تو 35 سال سن داری  ، خیلی جذاب هستی  ، بیوه هم که هستی  ، یه دختر 4 یا5 ساله داری  و خیلی چیزهای دیگه  ... حالا برو حا لشو ببر..... به این میگن قدرت ذهنی  نه اون چرندیاتی که تو تا حالا خوندی  درضمن پست بعدی من پیشگوئی ۹۱ خواهد بود. سرو ناز عزیز من همه نیستم .. تعبیر خواب تورو اگر کسی نتونست بگه به این دلیل بود که کسی نمی دونست و اما تعبیر خواب تو مدتهاست که تعبیر شده ...تعبیر خواب تو در واقع ازدواجی است که مورد پدر بزرگ شما بوده است . خواب تنها یک پیام است برای مردم عادی و یا ادمهای خاص  ولی چه میشود و نمیشود در حوصله این مقاله نیست و اما ثریای عزیز تعبیر خواب تو همان آرزوی توست که صد درصد به آن خواهی رسید .. دیگه چی میخواهی دختر عجول من ....... با آرزوی خوبی و خوشبختی برای همه  در نوروز امسال و یادتون باشه ...... ایام نوروز رو مخصوصا در ۴ روز اول سال ۲۹/۱۲/۹۰.....

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 13:5  توسط ارژنگ  | 

ما و انگلیسیها

من خیلی هم انگلیسها رو قبول دارم و معتقد هستم که باید خیلی چیز ها از اونها  یاد گرفت ... ما اگر مثل انگیسها  فکر میکردیم که دیگه مشکلی وجود نداشت ...... شکی نیست که انگلیسها آدمهای بسیار باهوش و موقعیت شناسی هستند ... انگلیسها در مقابل تمدن ما هیچی ندارن مگر همان هوش و ذکاوت عمومی ... این هوش و ذکاوت عمومی هست که تا حالا  اونها رو آقای دنیا قرار داده ... انگلیسیها هم برای خودشون کار و تلاش میکنند و هم برای منافع ملی خودشون ......... و یاد گرفته اند که اگر منافع ملی رو در نظر بگیرند اینده فرزندان و نسل اونها همیشه تضمین خواهد شد ، به همین خاطر است که در مجلس نمایندگان انگلیس ، مخالف و موافق و ممتنع همیشه به آرما نها و عظمت  سلطنتی انگلستان توجه میکنند تا اختلافات بین خودشون.............. و سعی میکنند تمام طرحهای ملی و قوانین  اجتماعی منطبق با واقع بینی ومنافع ملی باشد   هر چند که کاملا از نظر شخصیتی و یا حزبی با هم مخالف باشند .... آیا در ایران هم چنین است  ؟ ؟ یکی از سیاستهای بسیار موفق و جالب انگلیس حمایت گسترده و جهانی از شخصیتهای هنری خودش است ، برای مثال با همین حمایتهای دولت  انگلیس بود که گروه بیتل ها  با شعرهایش توانست پا یه های  حکومت خونخوار و مستبد  شوروی  سابق را به لرزه در اورد و باعث تنفر جوانان از حکومت کمونیستی در شوروی و تمام اروپا گردید ...... و اکنون ببینید از خواننده جدیدشان (     بریتنی و یا هری پاتر   ) چه حمایت گسترده ای میکنند ؟ ! آیا در ایران نیز ما از خوانندگان  و یا هنرپشگان خودمان حمایت میکنیم  ؟ ؟  حالا صحبتی از علما  ، دانشمندان  و یا نوابغ  ، کارشناسان نمیکنیم  چون مشت نمونه خروار است  . اما ما در ایران همش میخواهیم  یا همدیگر را ضایع کنیم و یا زیراب هم بزنیم  چون نمی توانیم و نمی خواهیم  برتری دیگران رو نسبت بخودمون در هر زمینه ای ببینیم و یا بشنویم  یا  طرف رو ممنوع الصدا میکنیم و یا ممنوع التصویر .... اصلا نمی توانیم درک کنیم که می توانیم از هنرمندان  ، ورزشکاران ، نوابغ  و یا کارشناس  در تمام عرصه های کشور استفاده کنیم  و آنهم به نفع منافع ملی  خودمون  اگر میفهمیدیم امروز آمریکا و اروپا نمی توانست ما را تحریم اقتصادی کند ... و بالاخره اگر ما ملت هم میتوانستیم مانند انگلیسیها  حسادت نکنیم   وبجای آن  از نوابغ خودمون  استفاده  کنیم  نه تنها احتیاجی به فروش نفت نداشتیم بلکه می توانستیم   خیلی راحت تر و شادتر زندگی کنیم .... استعمار انگلیس در تمام دنیا امروزه بصورت  یک  تکنولوژی فکری است  و..... آنها با همین تفکر است که آ قای دنیا شده اند برای مثال : فکر میکنید مشکلات افتصا دی در اروپا    از کجا    نا شی میشه ؟ اگر کمی واقعه بینا نه به اقتصاد دنیا نگاه کنید میبینید که انگلستان قدرت اول اقتصاد  در جهان است و بی دلیل نیست که شهر لندن  بهمراه نیویورک و توکیو یکی از مراکز اصلی تصمیمات مهم اقتصادی در تمام دنیا است  ..پس انگلستان رو دست کم نگیرید و اشتباه فکر نکنید چون  انگلیسیها  همان چیزی رو از شما میخواهند که شما  در هر دین و آئین و مسلک  به دنبال آن هستید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 18:16  توسط ارژنگ  | 

بودا و انرژی

من خودم رو از  پیروان پیامبر خدا بودا میدونم  و همچنین خودم رو پیرو عیسی مسیح (ع) میدونم و همونطور بالاخره  خودم رو پیرو پیامبر اسلام محمد (ص) میدونم و از امام علی (ع)  و تا انتهای اما مت که هما نا امام مهدی (ع)  ا ست ....... و تاریخ تا حالا پر بوده از احمقها ئی مثل تو که....... بودا رو فیلسوف  میبینند ،  و مسیح (ع) رو جادوگر و پیامبر اسلام رو ........ بگذریم ما رو با احمقها کاری نیست....... اما همانطور که قول داده بودم میخواهم  دو نفر رو خوشحال کنم  این دو نفر میتونن د ر بین بیماران قلبی  ،  یا سرطانی ، ایدزی ، و یا غیره با شن و ...  اما این دو نفر رو خودم انتخاب میکنم  و  داوطلب شدن  شما  و دادن اطلاعات در مورد خودتون و یا بیماریتون  هیچ  امتیازی رو برای شما ایجاد نمیکند  پس اطلاعات مورد نظر رو بفرستید  به ایمیل من  تا من بتونم انتخاب خودم رو انجام بدم ..... از تعبیر خواب خسته شدم  ودیدم به هر حال از انرژی خودم  باید  یه جوری استفاده کنم  و این راه  رو بهترین راه دیدم فکر کردم این کار از پیشگوئی هم بهتر است.... درضمن حماقت یک صفت ذاتی است و گریبانگیر خیلی از انسانها و توهین نیست  بلکه یک واقعیت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 21:59  توسط ارژنگ  | 

حرف تازه ...عشق....

 نمی دونم این شعر ما ل کیست  :  کا فر اگر عاشق  شود    بی پرده مومن میشود   چیزی شبیه معجزه    با عشق ممکن میشود   .... ولی  من به واقعیت این  شعر رسیده ام و بسیار از عشق و نیروی آن معجزه دیده ام که در اینجا جای گفتن نیست ...... عشق احسا سی زیبا و قدرتی  بی انتها ست و دراین وقت کم و حوصله  این مکان  نمی تا بد .....ولی به هرحال انسان به عشق احتیاج دارد از خیابانی آن تا آسمانی آن.......در ضمن مثل اینکه بعضیها حرفم رو قبول نداشتند  وما هم حوصله این حرفهارو نداریم پس حذف کردیم مطا لب رو ... پس بی خیال شوید لطفا  !!   نه صحرا خانوم  این دوموجود  با هم فرق دارند اما این انسانها هستند که با هم فرق دارند و یا بعد از تولد فرق پیدا میکنند  و یا به هنگام بستن نطفه   بر  اثر  نوع  رفتار  والدین تقییر پیدا خواهند کرد و اگر شما برتری نسبت به بقیه دارید به آن مربوط نمیشود مگر اینکه با آنها بتوانید معاشرت کنید که این بحث نیز دراینجا  جایش نیست ......گفتم که میرم .....نگفتم .. مدتی نخواهم بود ...همه شمارا  بخدا میسپارم۲۵/۱/۹۰

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 20:42  توسط ارژنگ  | 

بخوانید مرا

بخوانید مرا تا اجا بت کنم شما را.............. این جمله در قرآن ما مسلمانها ست........اما چگونه ؟  بله من گفته ام که دعا وسیله ای برای رسیدن به آرزوها ست..... و پای حرفم نیز هستم  ،  اما من مثل بعضی از مسیحیان ، یهودیان  ، مسلمانان و رهبران آ نها در مورد دعا فکر نمی کنم  ...... درهمین وبلا گ بعضی از دوستان که کمی از بقیه باهوش تر بودند و از فرصت هائی که من در اختیارشان گذاشتم  هوشیارانه استفاده کردند  در مدت کوتاهی  به آرزوهایشان رسیدند ........ بعد بگذریم که بی وفا بودند و فراموش کردند  و جالب اینکه یکی از همونها  شروع کرد به کل کل کردن با ما  ،میبینید !..... از بس که پررو بودند روی هرچی ذغال بود سفید کردند ! .. حالا بگذریم چون نیت ما برای راهنمائی کردن  مردم  فقط رضا و خوشنودی خدای  رحمان است  نه چیز دیگری  ،اما بعضی ها فکر میکنند زرنگ تشریف دارند و حتی بعضی ها مسخره میکردن ....... این شد که ما  هم تصمیم گرفتیم  دیگر کسی را راهنمائی نکنیم و به مردم نگوئیم که مشکل شا ن چیست و یا در کجاست  ........... حتی تصمیم گرفتم  دیگرنگویم  کجا ، چه ساعتی  ، و یا چه روزی  خدا ی رحما ن  بربند ه گا نش  بسیار رحیم و بخشنده است و یا در چه وقتی میتوانید  با دعا با معبود خود ارتباط بر قرار کرده و از او یاری بجوئید...و کلا چگونه میتوانید خدای قا در را متوجه نیازهای خودتون بکنید...... چرا که این شما هستید که باید  خدا را بخوانید  ....نه او ..... این که میگویند خدا از رگ گردن بما نزدیک تر است  و یا اینکه خدا مراقب بندگانش است ........... کمی از فهم شما بیشتراست ...... وگفتن این حرفها در بعضی مواقع عین توهین و خود خواهی به تنها معبود این جهان است ........ کلا بعضی از آدمها و یا رک تر بگوئیم 9/99% آدمها  با خود خواهی  تمام  در پی فریب خود و خدای قهار هستند و غا فل از این که خدا دانا و همچنین قهار است .....فکر کرده اید. خدا یه آدم سا ده ا ست که اون بالا نشسته تا هر وقت عشقتون کشید از او چیزی  بخواهید ! ؟ و اگر به نتیجه نرسیدید کفر و نا سزا بگوئید که چرا خدا دعا ها و خواسته های ما را انجام نمی دهد  و یا خیلی ارزون همه چیز هائی  رو که دارید بیمه کنیه ؟!  فکرمیکنید و جود بی ارزشتون برای این جهان هستی و یا  درگاه با عظمت  خدای رحمان  ارزشی دارد ؟ ای آدمهای بدبخت چی  از خدا میخواهید  ؟ ؟ ؟ ؟ زن زیبا ، شوهر جذاب ،  پول زیاد ، زندگی راحت ،............ که چی بشه ؟ ؟ تا اینکه شهوتها و یا خودخواهی ها تون رو تسکین  بدید ؟؟ یا اینکه به دیگران پز بدهید که ما داریم ،  خوبش رو هم داریم  ولی چه خوب که شما ندارید ... و یا ما خوشبخت هستیم ... تا چه موقعی .. تا کی ... تاکجا............ ولی اگر شما ها همه بی سواد بودید  و کم حافظه و احمق ...به مانند همان چوپانی که در زمان موسی (ع) زندگی میکرد و  بدون کوچکترین خواستی خدای مهربا نش را پرستش میکرد  .... میتوانستید به همه آرزوهایتان  در این دنیا و در دنیای بعد از مرگ برسید............ نمی خواهم بگوئیم که احمق و یا بی سواد باشید ........ نمی خواهم شما را  از رحمت خدای  رحمان دلسرد کنم ........ نمی خواهم شما را نا امید کنم .... .... میخواهم شما را راهنمائی کنم   تا دعای شما مستجاب شود ! میخواهم شما  باور کنید که هیچ پناهگاهی به غیر از قدرت خدا  دراین دنیا وجود ندارد..... پس  به خودتون بیائید  تا دیر نشده و به خدای خودتون سجده کنید و توبه کنید وباور کنید که تا زمانی که در گناهان خودتون میغلتید نمی توانید از خدا چیز ی بخواهید  ، تا بخدا نزدیک نشوید  نمی توانید و تا زمانی که به قدرت خدا ایمان نیاورید  نمیتوانید و چیزی  عوض نخواهد شد. البته ساده نیست که آدم خوبی شوید ...چون خیلی مشکل است که دروغ نگوئید  ، غیبت نکنید ،  به مردم اخم نکنید ، زنا و یا کارهای حرام نکنید  و از همه مهم تر این که  به مال و ناموس مردم  چشم داشت نداشته باشید .... به هر حال مشکل است که بتوانید گناه را ترککنید ........ اما چطورمیفهمید که  آماده آن شده اید که دعا کنید و دعای شما مستجاب شود ؟ ؟   هرموقعی که احساس کردید که  میتوانید مانند کودکی خود فکرکنید واینکه بتوانید شاد زندگی کنید  ! !  در این زمان است که شما میتوانید  به قدرت دعا پی ببرید... و من تضمین میکنم که دعای شما مستجاب شود !  تعجب نکنید من این راه را رفته ام  همانطور که خیلی از انسانها این راه را تجربه کرده اند  ! پس خودتان را از خواسته ها ی نفسانی ، غرور و قیدو بندهای دنیا رها کنید و آنگاه ببینید که چطور خدا شما را اجا بت خواهد کرد و ببینید که چقدر راحت میتوانید به آرزوهایتان برسید ، و آنگاه ببینید چطور به خواسته ها و آرزوهای  خودتان خواهید خندید و خواهید فهمید که چقدر از آن خواسته ها ی شما  بدرد نخور بوده اند و شما در بدست آوردنشان چقدر بیهوده تلاش کرده اید ! و اگر شما بتوانید مثل کودکی خود فکرکنید .... در واقع شما جزو صالحان خواهید بود و از نظر ایمان در مرتبه سوم قرار خواهید گرفت و اگر نماز هم بخوانید  شما در مرحله چهارم ایمان قرار خواهید گرفت  و در همین مرحله به بعد است که میتوانم بشما کمک کنم  و یا خواب شما را تعبیر کنم و یا ..... .............. درود برمحمد (ص ) پیامبرپاک ما مسلما نها که فرمود : من مبعوث نشدم مگربرای اخلاق نیکو  ...... و این نکته تنها چیز ی است که ما فراموش کرده ایم ....... .ولی با این حال این همه از خدای قادر و رحمان  انتظار داریم. این بود جواب شما خانوم سایه ............و من خوابهای خوب را همیشه تعبیرمیکنم و حتی برای ادمهای تقریبا خوبی مثل شما آفتاب و اما تعبیر خواب: شما فرزندی دارید که باید بیشتر به او محبت کنید ، چرا که فرزند شما بسیار بشما وابسته است و بسیار بشما عشق میورزد و این عشق  حتی باعث حسادت اطرافیان است ، بگذارید هرکسی هرچه خواست بگوئید ولی فراموش نکنید که او به محبت و توجه  بیشتر شما احتیاج دارد و متشکرم از همه دوستان واظهار لطف آنان .......... سایه خانوم ازاین کارها برای مردم عادی  عادی است...ولی برای شما کاری بزرگ بود وبا همین امتحان بود که شما پاداش آن را گرفتید ... شما در آن لحظه خوب بودید چون نه ریا در کار شما بود و نه انتظار پاداش از کسی را داشتید ..شمادر آن لحظه به همان  دوران کودکی و  معصومیت خود رفته بودید.... مگر نبودید ؟  و یادتان باشد که آقای قاضی تنها یک وسیله بود  نه یک نجات دهنده... پس درمورد بقیه راه بیشترفکرکنید چون این کار دیگربه خوبی و پاداش شما ربط ندارد..........مگرهمین بالا نگفتم که ما فراموش کرده ایم اخلاق خوب را مگر در آن لحظه شما اخلاق نیکو نداشتید ؟ ۱/۱۲/۸۹

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 22:42  توسط ارژنگ  | 

عشق زوری نمیشه

وقتیکه از چیزی خسته میشم  ...دیگه خسته شدم ...... به قول یه  بابائی که  میگفت :  (عشق که زوری نمیشه  ؟)  خواب همین چند نفری که دور و برم هستند و تعبیر میکنم برام  بسه  و یا همین چند نفری که تو وبلاگم  میچرخن  ... پس باور کنین دیگه تمایلی به تعبیر خواب  برای برو  و بچه  های جدید رو ندارم  یعنی ( تعبیر خواب که زوری نمیشه؟ )........ از کسانی هم که  لطف دارن ومیگن چه جوری باید جبران کنند  ،  خواهش میکنم اصلا فکرش  رو هم نکنند چون اصلا قابلی نداره، من از کسی نه چیزی میخواهم و نه انتظاری دارم  و حتی نمی خواهم کسی برام دعا  بکند .... ...... چون معتقد هستم تقدیر من همان است که خدا به آن آگاه  است و تغییرنمیکند مگر به خواست او ...... اما  شاید هیچکس به مانند من به قدرت ( دعا ) معتقد نباشد ...اما نمیخواهم  وباورکنید که این غرور نیست ...  حالا بگذریم ............ و اما شما سایه خانوم : خواب ندیدن شما از دودلیل  خارج نیست : یکی به دلیل فیزیکی است که به هیچ عنوان معالجه ندارد و شما می توا نید ازمتخصصین   مغز و اعصاب این مشکل را  دنبال کنید و یا بپرسید و دوم اینکه شما یک مشکل روحی دارید که مطمئن هستم  در این  رابطه هم روانشنا سان و روانپزشکان  نیز نمی توانند بشما کمک کنند ..(چون سواد این کار رو ندارند) و سوم اینکه ، من میدانم ولی شما باور نمیکنید و به همین دلیل جواب نمیدهم  ، پس بااین حساب شما نه از دکترها جوابی خواهید داشت ونه از من (........ حالا.....)  به هرحال خواب دیدن هم خوب  است  و هم بد ... و اما پیشنهاد من :  نمی خواهد زیاد حساس باشی تا حالا زندگی  کرده ای و  بعد هم  همین ... خیلی از آدمها مثل تو هستند.... پس بهتره به کارهائی فکرکنی که می توانی انجام بدی نه کارها ئی که نمیتوانی..........  و شما مرضیه عزیز : من هم خوشحال شدم از اینکه تونستم  با گفتن حقیقت تو  رو خوشحال کنم...............و اما فاطمه عزیز شاید بیا یم به دید نتون  .... نمی دونم ..شاید  هم به دیدار  برادرتان  و شاید هم هیچکدام ! و شما الهام خانوم  تعجب میکنم که به قول خودت درعرض چند دقیقه با مطالعه مطالب خودت روبمن نزدیک احساس میکنی و اعتماد میکنی بمن با انکه نمیتونی زیاد به مردها اعتماد کنی  اما این دلیل نمیشه که من بشما کمک کنم  چون من پیشگوئی خصوصی نمیکنم مخصوصا  برای شما ( نرگس خانوم ) و اما شما ها که به دنبال پیشگوئی در سال2011 هستید باید بگم که حتما........ ولی شاید این هم آخرین پیشگوئی من در وبلاگم باشد....... و شما ها که ایراد گرفتید که چرا از سیاست حرف میزنید مگرشما  از سیا ست فراری نبودید  ؟  بعضی اوقات لازم میشه  ، آدم لجش میگیره  ! مثل همین قضیه مصر............ خودتون شاهد بودید که از سیاستمداران آمریکائی  تا ایرانی چه گفتند ...وخودتون شاهدبودید که چه شد ؟ !  (یشگوئی ما را نیز داشته باشید)به امید آن روزی که به قول سهراب سپهری : درتمام دنیا به جای سیا ستمداران  مردم درخت بکارند وامور زندگی را خودشان بدست بگیرند و سیا ست و سیا ستمداران را فقط در موزه ها دید .....!

 

می بینید ما باید با چه کسانی سر و کله بزنیم ...... اقا سعید و آقا و یا خانومهای همفکرشون.... من دقیقا میدونم که آقای مبارک چه روزی خواهند  رفت  همانطور که دقیقا میدونستم آقای موسوی  و یا آقای کروبی به قدرت نمی رسند . همانطور که د قیقا مید ونستم و میدونم جنبش سبز هیچگاه به پیروزی نخواهند رسید ......... همانطور که میدونستم چه کسی در سال 1384 و 1388 به  مقام  ریاست جمهوری  رسید...و همانطور که میدانم  رئیس جمهور آینده  درایران چه کسی خواهد بود ! ؟ حسادت و حرص خوردن برای چی ؟ !  با لج ولجبازی  ومسخرگی ویا تظاهرات خیابانی  و شعار دادن نمی توانید تقدیر و خواست الهی را تقییر  دهید  ،  آقای موسوی و آقای کروبی  آیا عبرت نگرفتید  ؟ حالا میخواهید برای براندازی  حکومت مصر  با تظاهرات خیا با نی آ نهم   در تهران از مردم  مصر حمایت کنید ..؟ !  اما واقعیت اینه  که شما نه برای مردم ایران میتوا نید کاری انجام دهید ونه  برای مردم  مصر  ... پس برای حفظ خودتان هم که شده بهتر است به خانه نشینی خود تا ن ادامه دهید  ، چون این کار باعث حفظ شما ودوستانتان خواهد شد............. همه ما انسانها  رفتنی هستیم .. مخصوصا سیا ستمداران عزیز.... .......  بعضی ها فکرمیکنند من هم مثل خودشان وقتی حرف میزنم برای مخالفت و یا موافقت با چیزی  یا شخص  و یا نمادی است  در صورتی که من  از سیا ست  و پیرامون آن خوشم نمی آید و سیا ستمداران را فقط مزاحم زندگی مردم می بینم و وقتی که میگوئیم  با راک ا وباما رئیس جمهور میشود که ... البته  خودتان هم شاهد بودید.... به این معنی نیست که من طرفدار این  ادم هستم و یا از ایشان خوشم میا ید و یا همینطور آقای حسنی مبارک رو و یا زمانی که میگویم آقای حسین موسوی رئیس جمهورنخواهند شد به معنی این نیست که من طرفدار یکنفر دیگر هستم .... من در عالم سیا ست طرفدار هیچکس نیستم ....... و اگر میگوئیم این آقا میرود و  یا این آقا می ماند  فقط یک پیشگوئی است  نه طرفداری و یا مخالفت  با یک شخص و یا یک جریان سیاسی ......... و حالا اگرپیشگوئی های من درست از آب در میاید  حسادت نکنید .. بزارید به حساب خوش شانسی ما ! ..........همه پیشگوئیها و پیشبینی های سیا سی از امریکا گرفته تاایران وحتی کشورهای عربی این بود که آقای حسنی مبارک دیشب استعفا داده و خواهد رفت وامروز همه مردم مصراز پایکوبی و شادی خواهند مرد ! ........ خوب مگر غیر از این بود ؟ ؟ ؟  پیشگوئی یک علم است  و این علم رو مردم عادی و یا روشنفکر و یا دکتر نمی تواند  درک کند .... ولی شماها که شده اید :   ( کاسه داغ تر از آش برای  مردم خوش گذران و بی خیال مصر)  ...چه خوشتان بیاید ، چه خوشتان نیاید  آقای حسنی مبارک تا به اهداف سیاسی خودش نرسد و مهره های سیاسی حکومت آینده  را نچیند و دهن آمریکائیها   خیانت پیشه را سرویس نکند  از قدرت کناره گیری نخواهد کرد ....ولی بیچاره امریکائیها و اسرائیلی ها .....  ،  22/11/89  در ضمن آقا محمد برام واضح بگو ُ متوجه نشدم که چه میخواهی .....مبارک دقایقی پیش استعفا داد ولی خیلی زود وشاید با عجله مهره های خودش را ومسیر آینده مصربعداز خودش را ترسیم کردو به این ترتیب امریکا را در بد موقعیتی قرار داد... شاید به دلیل تجربیات چند ساله اش در سیاست و شاید به دلیل جلوگیری ازخشونت به هر حال وقار و آرامش مبارک بود که باعث عصبانیت امریکا شد واگر بیشتر ادامه پیدا میکرد ممکن بود بد نامی این جریانات به پای او نوشته میشد........قراربود چند روز دیگربرود و پیشگوئی من در ۲۹/۱۱/۸۹بود  نه امروز............. خانوم سرو ناز واقعیت سرنوشت انسان و تقدیر انسانها و اختیارات انسان درمقابل تقدیر او مبحثی طولانی است ..... البته درکتابهای عرفانی و یا فلسفی مفصلا در این رابطه  صحبت کرده اند وخودتون و همه این رو نیز میدونیم که هیچی هیچکس آخرش نمیفمه وحتی من معتقد هستم که خود بیشتر علما و نویسندگان و فیلسوفان هم نمیفمم چی میگن و همیشه خودشون در مقابل این مباحث نمی توانند مردم رو قانع کننند و شاید به  همین دلیل باشد که در دنیا جوانان مخصوصا دراروپا و امریکا  ازدین مایوس و فراری میشوند ....ولی من درکتابم خیلی راحت و ساده درچند صفحه نوشته ام که جریان از چه قراراست ....چون این راز رو نمیخواهم به گور ببرم ...چه عیبی داره تا مردم واقعیت رو بدونن ؟؟ ولی اگربخواهم در اینجا حرف بزنم ممکن باعث سو استفاده بشه. ۲۳/۱۱/۸۹

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 20:0  توسط ارژنگ  | 

از حسین (ع)

اولا گفتم که فقط درموارد خاص خواب تعبیر میکنم ............آدمها تودرماندگی  به هروسیله ای میخواهند چنگ بزنند تا به آرزوهای  بی ارزش و یا با ارزش خود برسند ...من فقط به کسانی میتونم کمک کنم  که  یا در مرحله 4 یا 5 ایمان باشند و یا کسانی که هرچی میگم بی چون و چرا گوش کنند .... و چون همچین  کسانی گیرم نمیا ن  پس کمک  بی کمک  ؟  ...چرا  ؟  چون نمی تونیم همدیگر رودرک کنیم  ...چون شما ها نمی فهمید  چی  میخواهید و  این خواستن چه  عواقبی برای شما خواهد داشت ...  به همین خاطر شما طعمه شیطان و یا نیروهای  شیطانی  خواهید شد و زمانی  پشیمان میشوید که دیگرخیلی دیر شده و میائید سراغ ما  ...!  درسته که خدا  توبه  از گناهان رو  می بخشه اما ریسمان شما  به خدا قطع شده  و همین قطع ارتباط است که  انسان نمی تواند را ه خودش رو در زندگی  پیدا کند  ، نمی تواند از قدرت  ( دعا ) استفاده کند  و به ناچار میرود سراغ  فال قهوه  ویا سراغ فال ورق و یا فالگیران  دیگر    ........ و این همان کاری است که شیطان را خشنود میِسازد .... در  ایام دهه  محرم  هستیم  و شما فراموش کرده اید  که امام حسین  (ع) چرا تکرار میکر د .....چه کسی مرا یاری میدهد  ؟  ؟  ؟  آیا امام حسین (ع) به کمک و یا یاری  کسی احتیاج دا شت   ؟  نمیتوانست از خدا یاری  بخواهد ؟  نمی توانست  از نیروهای  الهی کمک بخواهد  ؟   ...  اما چرا از این مردم  پست  کوفه کمک میخواست ... چرا از مردمی که میخواهند او را بکشند کمک میخواهد ؟  چرا از مردی فاسد  ( ابن زیاد ) که آمده تا ارو را بکشد  کمک میخواهد؟ .... و از این میا ن تنها   (  حر  ) فهمید که امام  چرا کمک میخواهد  و در این میان  این ( عمربن  سعد بود ) که نفهمید و اولین تیر را بخاطر حکومت  ری و زنان زیبا یش بطرف حسین نشانه رفت و همه را شاهد گرفت که به یزید بگویند : که او اولین تیر  را به طرف حسین  (ع)  رها کرد  و  (  حر  ) نیز   اولین کسی بود که  برای دفاع از  حسین (ع)  شمشیر کشید....... و حر  به کجا رفت و  عمر بن سعد  به کجا ؟ سلمی  دخترعموی زیبای  امام   چرا به حسین کمک کرد  ؟ ؟ ، اربعه    چرا  عاشق امام شد  و زندگی با امام رو  به زندگی با یزید و بارگاه باعظمتش ترجیح داد.     اما م حسین ( ع)  از عاقبت کار خودش کاملا آگاه بود و به تمام اطرافیانش هم  خواست خدا را ابلاغ کرده بود و به همین خاطر میخواست از این فرصت استفاده کند و مردم را بسوی سعا د ت واقعی  راهنمائی کند  ....ولی شیطان همه گوشها را کر  کرده بود و خطاب به امام  میگفتند  : ما از حرفهای تو سر در نمیاوریم  ! ! و بالاخره این جن ها  بودند  که  به کمک  آمدند : ای امام  اگرهمه عالم در مقابل تو  صف  بکشند نخواهیم  گذاشت  ذره ای       بتو آ سیب وارد شود و اگر امر کنی سر همه را در یک لحظه به پا یت خواهیم انداخت  . و امام فرمود : (    در صفحه اول کتابم نوشته ام )  پس شما عزیزانی که بمن رو میاورید یا دتان باشد که امام فرمود: اگردین ندارید لااقل آزاده باشید .......  پس قبل از کمک گرفتن ازمن سعی کنید خودتون رو پیدا کنید چون شناخت خودتون باشه پیشکش.     این هم تعبیرخواب تو ......آفتاب..... چون میدونم تو ی هیچ کتابی نمی تونی تعبیرش رو پیدا کنی ... اون سیاره در واقع جایگاه بعد از مرگ توست  و اون کاری که میکردی مسئولیت و شغل تو خواهد بود  و اون گل  سرخ نشا نه خلاصی تو از همه غمهای این دنیا ست  و شستن اون اسباب بازیها نشانه این است که همیشه از مرگ میترسی ...میترسی اگر بمیری کی باید از فرزندت و یا کسی رو که مثل فرزند  دوست داری  ازش مراقبت میکنه..........و از این خواب میشه فهمید که تو از جنس این دنیا نیستی و باید برگردی به جائی که به آن تعلق داری . میبینی ؟ همین بالا گفتم خواب تعبیر نمیکنم ولی خواب تو استثنائی بود وبا اجازه شاید در کتابم هم بیارمش.تعبیرخواب در۲۶/۹/۸۹.....و این هم یک پیشنهاد درست از محمد... اگر به اختیار من بود جمله اگر دین ندارید لا اقل آ زاده باشید ..... رو قاب میکردم سر در همه مساجد میزدم....... نمی دونم که کدوم ثریا هستی ونمی خواهم هم بدونم  ولی به احترام همون ثریا خانومی که منو همیشه با ایمیلهاش شاد میکرد  خوابت رو تعبیر میکنم ......  و اما تعبیر خواب تو :  تو و برادرت فقط برای هم خواهید ماند .. پس قدر هم رو بدونید و یادتون باشه که که فقط به نصف آرزوهاتون تو زندگی میرسد  اونهم تازه اگر باهم باشد ... واگر بخواهید هر کدام راه خودتون رو برید خیلی کمتر تو زندگی موفقیت بدست خواهید آورد پس سعی کنید با هم باشید....میبینید قرار نبود خواب تعبیر کنم ولی چه میشه کرد ؟در ضمن نمی تونم دعائی برات کنم ...نه اینکه نمی خواهیم ... خیلی رو راست.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 12:15  توسط ارژنگ  | 

همینه

... منت  میزارین که ما آمده ایم تو وبلاگ شما ..... افتخارمیدهید که ا یمل زده اید ....... ای پدر سوخته ها ، بدم پدر،  پدر، پدرتون رو در بیاورند ، امنیت  همایونی رو  زیر سئوال میبرید   ، بدهم پدر پدرتون رو در بیاورند....... از شوخی که بگذریم ..........    از قدیم گفته اند که خورده که ناخورده شود دشمن صد ساله شود..... و کاملا درست گفته اند ...  بابا تموم شد  ، شما ها کجای کارهستید  ! ما اینطوری هستیم  دیگه ... وقتی که بریم دیگه رفتیم ... لجباز و یک دنده ... حرفمان حرف است   و دیگه عوض نمیشود ... تو این زما نه تنها ما که نیستیم   ، تعبرخواب یوزارسیف  هست ... تعبیر خواب با نوان هم که اومده  ..تازه اگر اینها جوابگو نبودند  البته با اجازه جناب آقای مهران مدیری عزیز ..... خوابگذلر اعظم  جناب  داموس السلطنه با تخفیف ویژه  درخدمت شما عزیزان جهت تعبیر خواب حاضر خواهند   بود......  بد تون آمد ؟ دلخور شود ید ؟  همین که هست  ، ما حرفمون رو عوض نخواهیم کرد.. ما برای بی وفا های گذشته و  دوستان جدید خواب تعبیر نمیکنیم ...مگر برای اهل دل و یا همونهائی که خودشون میدونند و یا خوابهائی تاثیر گذار و استثنائی  و البته برای همه  آدمهای خوب  و مهربون  .! در مورد تنا سخ  روح همین را فقط میتوانم عرض کنم که : عقاید هندوها و بودائی ها و یا شین توها  و همچنین عقاید خرافاتی و مسخره آمریکا ئی ها و سرخپوستان و آمریکائی های جنوبی و از همه مسخره تر عقاید اروپا ئیان  همه  بعلت نا دانی  بوجود آمده و تناسخ روح به هیچ  عنوان  نمی تواند بوجود بیاید  و همه اینها خرا فا ت است ....... در ضمن من نژ اد  پرست نیستم ولی برتری نژادی واقعیت داره و اگر در ادیان الهی میگویند انسا نها با هم فرقی ندارند به دلیل  دید الهی ادیان نسبت به انسا نها ست  و البته بیشتر تعا رف  و دلخوشی است تا واقعیت  اجتماعی ..... پس به نظر من انسانها با هم متفاوت هستند و این تفاوت رو میتوان از سخن مولایم علی (ع) دریافت که میفرماید : فرق میان ما و شما مردم  مانند فرق میان جو  و گندم است ........  آیا امام رضا  (ع) با مردم اطراف خود فرقی نداشتند  ؟ چرا یکنفر میشود دکتر حسابی و یا انیشتن و چرا یکی میشود ( اویا ما ) و چرا یکی میشود ( شینگن  و یا چنگیز و یا تیمور ) .... چرا یکی میشود ( بیل گیتس و یکی گاندی  ) اونی که  زیبائی و قدرت طبیعت رو میتونه احساس کنه با اونی که مثل یک خوک و یا یک خر به طبیعت نگاه میکنه یکی هستند ؟ آیا هابیل  با قابیل فرق نداشت  ؟ ریحا نا  و  لیدی گاگا  با هم فرق ندارند  ؟ ما آدمها از نظر ظاهری و یا بدنی  فرق نداریم  ؟ ازنظراستعداد و احساسات  فرقی نداریم ؟ پس مطمئن باشید که ازنظر  روح و قدرت روحی هم با هم فرق داریم    پس من هم با شما فرق دارم و شاید از بیشتر  شما برتر باشم ، همانطور که خیلی از شماها از من برتر هستید..... اما در علم تعبیر خواب  در ایران  فقط یک نفر از من برتر هست (درتعبیرخواب ) و اون یک  نفر هم   برای کسی خواب تعبیر نمیکند  ، ولی ا واز من برتراست و بسیار بخدا نزدیکتر  ............. حالا من باید  مثل شما ازحسا دت بترکم  ؟ ویا اینکه طبق نظریه ها ی روانشناسی سعی کنم به او برسم ؟ ! ولی واقعیت این است که فقط بعضی وقتها دردلم  آرزو  میکردم  که کا ش  من هم مثل او میتوانستم به خدای مهربان و قادر نزدیک با شم همانگونه که بضی از شما  به گفته خودتان آرزو داشتید  مانند من به خدا نزدیک بودید  ......... نزدیک بودن به خدا  برای انسا نها امکان  پذیر هست  ( با انجام فرایض و اصول دین ) اما  نزدیکی خدا  برای هر کسی امکان پذیر نیست  و این برمیگردد به گوهر انسانها و از همه مهمتر روح انسا نها ...........بگذریم ........ به  هرحال من در امام زاده  داود  این انرژی طبیعیزیادی رو  درک کرده ام و شما اگربتوانید از این موقعیت استفاده کنید  میتوانید شفا پیدا کنید ....و  شما عزیزی که بمن لطف دارید و میخواهید برای شما و پسرتان دعا کنم  : باید عرض کنم که اولا برایت دعا میکنم  تا به آرامش بیشتر ی دست پیدا کنی  ولی برای پسرت دعا نمیکنم  ، چرا که  تو در این رابطه برمن شایسته تری  چرا؟ : مگر نشنیده ای پیامبر اسلام  محمد (ع) میفرماید : دعای پدر در مورد فرزند  به درگاه خدا  رد نمیشود ، مخصوصا اگر این دعا بعد از نماز صبح باشد........ و اما تو دختر عزیزم  ، شک نکن تو درهمان آلمان  است که میتوانی به اون آرزوهات برسی.......... و اما شما عزیزم  من منکر تاثیرات مثبت یوگا و یا مدیتیشن  نیستم  ولی آن را یک ورزش کامل نمیدانم  و حتی نوع چینی آن را هم کامل نمیدانم .... به هرحال من مغرورم ویا بدم و یا چیزای دیگه ... به بزرگی خودتون بیخیال شوید.... به قول برو بچ ا ... بیشی بینیم با....م ...

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 16:5  توسط ارژنگ  | 

تلخ..تلخ

علم تعبیر خواب علمی است که دانش امروز  به آن راهی ندارد... این که نرونها  ویا آند ها  چنین  میکنند و یا رشته های عصبی چنان  و یا اینکه  چشمها  در خواب چنین پلک میزند و مغز با امواجهائی مثل بتا و یا دلتا  چگونه عمل میکند  و یا خوابها ی انسان  به دلیل عملکردهای روانی و یا حوادث روزمره است  ، چنین و چنان  و غیره  همه  دلیلی بر نا آگاهی مدعیان است .... علم تعبیر خواب علمی است  الهی ... پس کسانی که با تکیه بر مدارک علمی دکترا  یا پرفسوری  و یا دانشمندی  نظریاتی را در حوزه تخصصی خودشان ارائه میدهند ، نمیتوانند و تا کنون نتوانسته اند حتی یک خواب  ساده را تعبیر کنند ...  چون نمی توانند به مفاهیم  کلی خواب پی ببرند ... آنها درحوزه تخصصی خود حرفهائی درست و یا اشتباه میزنند اما نمیتوانند حتی یک قدم به این علم نزدیک شوند . چرا .........!!!  چون  به عنوان یک انسان  نمیتواند حتی تعادل  روند زندگی را دروجود خودشان حس و یا  کنترل کنند ... و من با تمام احترامی که برای انسانهای عالم و دانشمند قائل هستم  ،  ولی تنها امتیازی که آنها بر دیگر مردم دارند همان پشتکار و یا استعداد و یا حافظه قوی تر است و  این امتیازها نمیتواند ربطی به علم تعبیر خواب داشته باشد ... حتی مومنان و زاهدان  و یا موتقیان راه دین که بعضا در مورد علم تعبیر خواب چیزهائی میگویند  نمی تواند دلیلی بر علم تعبیر خواب در نزد آنان باشد ...... علم تعبیرخواب ربطی به ایمان  ، مذهب ،  زیبائی ، مدارک دانشگاهی  ، و یا پست و مقام ندارد ، سن و سال ویا پیرمرد و زن و بچه و نوجوان ، مسیحی و یا مسلمان و یا کافر  در مقابل علم و قانون تعبیر خواب یکسان هستند .... و  علم تعبیر خواب  تنها به خواست خدا آنهم به بعضی از انسانها ئی که توانسته اند خودشان را بشناسند  عطا خواهد شد .... و خدا چنین به بندگان خود ایمان را هدیه میکند و چنین  از آنها حمایت میکند ....... و حالا بعضیها می دوند دنبال  علم تعبیر خواب  از طریق عقل و یا از طریق مذهب ،و یا مکاتب  بی فایده فلسفی...... میخواهند  با عقل خواب تعبیر کنند!  ؟ ............ ... ما که بخیل نیستیم . در ضمن دیگه اون فرصت 9 روزه تموم و کسی را نخواهم پذیرفت به قول یه بابائی   ( یکی از همین 9 نفر ) حرفهایم خیلی رک است و شنیدن آن دل شیر میخواهد و حرفهایم تلخ است  .    درسته قبول دارم ...ولی باور کنید که خودم تلخ نیستم ولی دوست ندارم با حرفهای شیرین مردم رو فر یب بدم و یا اونا رو الکی امیدوار کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آبان 1389ساعت 7:17  توسط ارژنگ  | 

داود ( ص .......

قول داده بودم که اگرنذرم قبول شود  به زیارت ایشان خواهم رفت  و 9 نفر رو در رسیدن به آرزویشان کمک خواهم کرد. من این 9 نفررا از بین شما انتخاب خواهم کرد .. آنها ئیکه واقعا به کمک احتیاج دارند  ، نه آنهائیکه فکرمیکنند   احتیاج دارند و ........ نه آنها ئیکه درخیالات باطل هستند ....... در این رابطه فقط از طریق ایمیل جواب میدم  ...... دیروز حاجتم رو طبق  قولی که  بهم داه شده بود در همان روز چهارشنبه گرفتم ......  گرفتن حاجتم  نیز مثل زیارت  ایشان یک معجزه بود ..... تا یکبار دیگر ایمان بیاورم و بهم یادآوری شود که تنها هستم و کسی به غیر از خدا نمی تواند  مرا یاری کند ..... .......... ومن تنها یک واسطه هستم   بین شماو  ایما نتا ن  ...برای رسیدن . از امروز به مدت 9 روز مطالب رو دریافت میکنم و بعد از آن درمورد جواب به آنها تصمیم  میگیرم .( باعرض پوزش و تذکرشما عزیزم به دلیل اشتباه تایپ کلمه قاسم به جای داود)  که بدین وسیله اصلاح میگردد... بازهم تشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم آبان 1389ساعت 7:24  توسط ارژنگ  | 

تولد

مینویسم برای تو دوست بی ریا  ومومن  خدا ( مرضیه ) ........ تو تنها کسی بودی که ولادت امام رو  بهم تبریک گفتی  و از این بابت ازت متشکرم  تا  منو اینجوری یاد امام انداختی ........ خدا تورا شاد کند که مرا چنین یاد کردی.... ای مهربان من ، این تبریک تو بهانه ای شد تا از امام بگویم  تا شاید  دیگران  هم باور کنند  امام را  تا شاید به راه راست هدایت شوند  واگر ایمان آوردند به آرزوهایشان برسند........ بگذریم که پیامبر اسلام (ع ) در مورد امام رضا  (ع)چه گفت  ، بگذریم از امامان قبل و یا بعد از او که چه گفتند از مقام و عزت او  در نزد خدای  قادر........ بگذریم از شتری که به حرمش پناه میبرد  و یا آهوئی که به او متوسل میشود ......  بگذریم از شفا یافتن بسیاری  ازمردم و  زائران  او ..........  بگذریم از صورت و سیرت  زیبای او...... بگذریم ازدانش آن امام عزیز  وبگذریم و بگذریم   چون همه اینها رنگ مذهبی دارد.... و همه را با دیده شک بنگریم  که آقا همه اینها حرفها است  و ما  در خیالات وگمراهی  هستیم .......... اما مردی بزرگ وجود دارد که نمی شود منکرمقام علمی او شد  اما قبل از مرگش به خانواده  و شاه عباس  و صییت کرد : زمانی که از دنیا رفتم مرا در جوار امام  رضا ( ع) دفن کنید ...نه در لبنان  ونه در قزوین و نه در اصفهان  ...... مرا فقط آنجا دفن کنید ..... چرا آنجا ؟ ؟ ......  چون شیخ بهائی میدانست مقام امام رضا (ع) را  ، چون به زندگی بعد از مرگ  اعتقاد داشت  و میدانست کسی که با امام رضا باشد (ع)  هرگز نخواهد مرد... چرا ؟ ؟  چون کسی که به مقام امامت برسد  نمی تواند بمیرد ...... این مقام یعنی زندگی ابدی.............. پس شیخ بهائی اشتباه نمیکرد  ......... او به دنبال زندگی مجدد  بود و به این آرزویش  هم رسید و این چنین به زیارت اما م رضا  (ع) شتافت  ..........  اینها روگفتم تا اون عده که همه چیز رو ا زدریچه تجدد و علم   نگاه میکنند  بدانند  که همه زائران و عاشقان آن امام  آدمهای معمولی نبوده و نیستند هنوزهم معما ی پرونده علمی و اطلا عا تی شیخ بهائی  در مورد انرژی و گرما فکر برادران انگلیسی را رها نکرده است ......... پس شیخ بهائی  بی دلیل  عاشق امام نیود ومیدانست که به کجا خواهد رفت و در چه مکانی قرار خواهد گرفت ..... پس به امید روزی که همه ما حداقل به اندازه خودمان  بفهمیم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 7:31  توسط ارژنگ  | 

اون ..... رو لولو برد

برای شما هم وضعیت همین است ............. اون ......رو لو لو برد ، زما نیکه  میائید و خودتون رودخترمن و  خواهر من و برادر من و  ، دوست  من   وغیره مینامید و به قول خودتون زرنگی میکنید  و استفاده و یا سو استفاده میکنید  و بعد فکرمیکنید آخر راه رو خودتون بلد ید ....و وقتی گم  میشوید و یا سرخورده  و یا پشیمان از عمل خودتون ....اون وقت  است که فیل تان یاد  هندوستان میفتد  و میائید و بعرض ما میرسانید که :  ...ما را یاد تان میا ید  من فلانی هستم ... حق با شما بود ....... شما درست گفتید .... همان شد که شما گفتید ...... اگرحرف شما را گوش میکردم ...........  اما حالا چکار کنم  ... خواهش  میکنم مرا راهنمائی کنید ........... مید ونم خواب دیگر تعبیر نمیکنید  ولی خواب مرا تعبیر کنید  ، خواهش میکنم ..... خواهش میکنم  مرا راهنمائی کنید ..  اینها همون حرفهائی هست که این روزها برای من  زیاد امیل و یا پیغام  میشود ولی به قول ( ؟ )  اون ...... رو لو برد....  شما آقایا ن و خانمها ی بسیارمحترم  باید همون اول ایمان میاوردید ... نه حالا که به حرفهای من رسیده اید ..........  این بابا یه چیزهائی حالیشه.......... میخواهید دوباره شروع کنید به استفاده و یا سو استفاده ؟؟؟؟؟؟؟ فکرنمیکنید  کمی دیر شده ؟؟؟؟؟؟؟  ..... بعضیها فکرمیکنند من مغرور  یا بی ادب هستم ؟ ؟ .....   اگرهم هستم به خودم مربوطه و این مشکل خودتون است ولی مشکل من این است که همیشه یادم میره آخرین صحبتهای  عیسی مسیح (ع) به حواریونش را ؟ ! .......  مگر من عیسی مسیح (ع) هستم  که شما آدمهای کوچولو و نادان   رو تحمل کنم ؟ .......... زمانی که حواریون گفتند :  یا مسیح حالا که تو را دیدیم کاملا به خدا ی تو ایمان آوردیم  ...و مسیح (ع) که فرمود : خوشا به حا ل آنان که ندیدند و ایمان آوردند.  این همه معجزه دیدند و چنین به مسیح ( ع) خیانت کردند ، اونوقت  وای به حا ل و روز ما ..........  به هر جا که قدم گذاشتم  با خودم برکت و روزی بردم و از هرجا که ناراضی رفتم برکت را با خودم بردم ، به هرکس که پول قرض دادم به من پس نداد مگردونفر  ، یکی دختری بود که از پرورشگاه  آوردم بیرون و برایش کا رو زندگی درست کردم  و سر موقعی که قول داده بود پول رو پس داد و دومی مردی گردن کلفت و لات منش  بود که وقتی  در بیمارستان بستری شد یاد  حرف ما افتاد که کسی نمی تواند حق مرا ضایع کند  مگراینکه به زمین خواهد خورد ، پول را پس داد و حلا لیت طلبید..... ولی بقیه همه  خوردن و یک آب بالاش .....  نه اینکه من بی عرضه هستم ونمی توانم پولم را پس بگیرم .......من یاد گرفته ام طبق سنت پیامبر (ع) قرضم را پس بگیرم  وبه همین خاطر است که  وقتی پولی به کسی قرض میدهم هیچ وقت آن را مطالبه  نمیکنم ، .........  درمورد خوبی کردن هم همینطور است  ... من به هرکس خوبی کردم  ،  بدی دیدم   ......... حتی همان  دختری رو که از پرورشگاه آوردم ......این آدمهائی که قضاوت نادرست میکنند ویا بمن بد میکنند  ، نه اینکه آدمهای  بدی هستند  ،بلکه  اینها فقط آلت دست نفس و خودخواهی خود هستند ،  اما این جوابها ی بد و این خیا نت ها  اگرچه مرا نا امید و دل تنگ میکند  اما  همه این بدی ها ی  مردم است که مرا  به  درگاه  خدا   نزدیک و عزیز میگرداند......... در ضمن  من نه مخالف حجاب هستم و نه موافق آن و من فقط به ارزشهای باطنی انسانها توجه میکنم و این چیزی است که ازدین اسلام آموخته ام  همه میدانند که قرآن در مورد حجاب چه گفته است ... لازم نیست به این ایه ها استناد کنید  اما مثلااینکه فراموش کرده اید که نه خدا  انسان به کاری مجبور ساخته و نه قرآن  ....مثل اینکه فراموش کرده اید که علی  (ع) در مورد آن فاحشه ای که  سگی تشنه را سیراب کرد چه فرمود...... معیار ارزش انسانها به حجاب آنها نیست .... اگرچنین بود افغانیها از همه عزیز تر و به خدا و پیامبر و سنت آن نزدیکترهستند... حکم حجاب در قرآن یکی از احکام اصول دین نیست  و قابل تعقیر است  همانطور که  امروز میبنیم حکم حجاب در خیلی ازکشورها با توجه به حکم علمای آنجا متفاوت اجرا میشود ... پس دوست عزیز ارزش آدمها به نوع حجاب و یا پوشش آنها نیست ......ارزش انسانها در دنیا به علم ...معرفت و ایمان آنهاست ......

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت 8:44  توسط ارژنگ  | 

مشکل خودمون هستیم

هما نطور که گفتم دیگه  خواب تعبیرنمیکنم   مگربرای همون چند نفری که خود شون مید و نن و اون هم بصورت امیل جواب خواهم داد نه بصورت عمومی  در وبلاگ ، پس بیخودالتماس نکنید ........... اما درمورد اون سه نفری که میگن ما چکار کنیم  ؟؟؟      خیلی جا لبه نمی دونم چرا مردم  این جوری  هستند  ، بعضی ها  خیلی خود خواه هستند  ،  چون درآخرو یا لا بلای  نوشته هایشون  خوشون رو طوری معرفی میکنند مثل اینکه یک فرشته بال شکسته  بر روی زمین هستند ....وقتی برام مشکلات و یا سرنوشت خودتون را بیان میکنید ،  توجه  نمی کنند که چگونه  این مشکلات را  خودتان شخصا بوجود آورده اید... خودتون نمیفهمید که چقدر بد و یا بدجنس  هستید و چقد ر با مظلومیت  مشکلات خودتان رابیان میکنید و اصلا هم بدی های خودتون  رو قبول ندارید و عرض میکنید که : میبینید چقدر طرف آدم بدی است !  میبینید دنیا با من چه کرده  است  ! میبینید  که خدا با من چقدر بد تا  کرده است !؟ فهیمه خانوم: قبول دارم که طرف آدم بدی است ولی  باورکن که تو بدتر هستی و تو نمی تونی مشکل خودت رو حل کنی  ، چون تو هم آدم خیانت  پیشه ای هستی و این واقعیت داره که خدا  در و تخت  رو خوب  به هم  جفت میکنه  و اگرهم طلاق بگیری  باز هم یکی دیگه رو مثل همین شوهرت پیدا خواهی کرد .....تو  شاید از شوهرت بتونی یه چیز هائی رو قایم کنی  ولی ازمن که نمی تونی ، پس برو این ادا ها رو برای  یه کس دیگه  در بیار......... !؟ و اما شما حمید آقا: تمام  مشکلات شما  برمیگردد به زیاده خواهی شما ...... و این زیاده خواهی باعث شده تا نتوانید به امور  واقعی روزمره خودتون برسید ...

وشما خانوم محبوب : شما تو زندگی اشتباهات بزرگی مرتکب شده اید و این اشتباهات  بخاطر همون اطاعت محض از عقل تون است  ، چیزها ئی که گفتم درست است  ، نه تنها شما بلکه اکثر آدمها فکر میکنند و یا  فکر میکردند و یا حالا که در دنیای بعد از مرگ تشریف دارند  میبینند که فکر میکردند خدا را پرستش میکردند و یا فکرمیکنند و یا فکرمیکردند که خدا را میشناختند ، خدای امروز آن خدای خشن  حضرت موسی و یا آن خدای مهربان عیسی مسیح نیست ، گرچه این خدا همان خدای یکتای این جهان است اما خدای امروز  خدائی است که امام علی (ع) آن را بما معرفی میکند ، خدا ی پیامبر (ص) ......... و از همه مهم تر خدائی را که فاطمه (ع) آن را بما معرفی میکند.................. خدائی که ما انسانها را بسوی خودش میخواند .... و حالا چرا ما را بسوی خودش میخواند ...بماند ..... چون از حوصله این بحث  خارج است ...... ولی شما اشتباه میکنید و هنوزهم اشتباه میکنید و این اشتباه  ابتدا به تنهائی  و اندوه تبدیل میشود و این اندوهی و تنهائی همان هدف شیطان است  برای بدست آوردن هر انسانی  و حتی انسانهائی که فکر میکنند مومن و یا زاهد هستند .       در ضمن در مورد آن پسر باید بگم که : جریانش مانند قصه همان ( ماه پیشونی  ) است    ........  ببین این دهاتی های بیسواد چگونه با پاچه خواری و چاپلوسی ...به چه پست های بالائی میرسند  ........ بعدش هم یا سراز آمریکا در میاورند و یا اروپا .... اما این آقا پسر  به دلیل رفتار تند و نسنجیده آینده خود را تباه میکند  ، فقط به این دلیل که باهوش است !  مگر نشنیده اید که غرور انسان را خوار خواهد کرد ؟  دنیا تمام  نشده و درهرجا و یا مکانی میتوان درس خواند و یا موفق شد یا از نو شروع کرد ...من  میخواهم این درس را بخوانم ، من میخوام اینجا درس بخوانم  ، من میخوام این جوری باشم و یا دنیا این جوری باشد  نشانه سخت گرفتن تو زندگی و نهایتا سخت دیدن از روزگار است .................. و اما شما حامد عزیر که  در آن مکان به یاد ما بودی  و این خودش نشانه آن است که تو  در همان دایره ای هستی که من  هستم چون ما انسانها از یکنوع نیستیم و با هم تفاوتهای زیادی داریم و بی دلیل در بعضی جا ها به یاد یکدیگرنمیفتیم و بی دلیل آن را بازگو نمیکنیم ....یه صحبت کوچولومیکنم اول برای شما و مخصوصابرای آنهائی که از دنیا ، سرنوشت و یا سختی روزگا و یا ناکامی های عاطفی و یا مالی  مینالند و  روزگار ، حکومت  ،  و یا اجتماع  رو مقصر میدانند : پس بشنوید تیتر وار  از رازهای این دنیائی که ما تو آن زندگی  میکنیم و بفهمند که مقصر اصلی ناکامیهای ما فقط خودمان هستیم ...... نه خدا ی سبحان مقصر است و نه روزگار .......... ماانسانها بر روی سیاره زمین  به 14 نوع مختلف تقسیم میشویم  . از 2 نوع آنکه بگذریم  ، بقیه ما  به این دنیا میائیم که به دنیای بهتری برویم . ما در مداری مشخص حرکت میکنیم (  مانند الکترونهای  اتم  و یا مدار سیارات و یا حتی ستارگان) پس ما میائیم که برویم ...!!!  به کجا ؟ ؟   به دنیائی بهتر  ! !  چگونه  ؟ ؟  با حفظ تعادل  ! ! وچیز های دیگر که بماند.... پس با حفظ تعادل  میتوانیم در مسیر واقعی خودمان قرار بگیریم  و زمانی که درمسیر واقعی خودمان قرار گرفتیم نه تنها به یک زندگی خوب خواهیم رسید بلکه  به زندگی واقعی خودمان که بعد ازمرگ  شروع خواهد شد  خواهیم رسید.......... پس به دنبال خوشبختی نگردید ، ، و فریب این روانشناسان  رانخورید  ! ؟   پس یاد بگیرید و آگاه باشید که خوشبختی را  نمیتوان از روانشنا سان و یا فیلسوفان عالی مقام بدست آورد .....( خوشبختی موازی با مسیر درست شما در زندگی حرکت میکند  ! ! نه بیشتر و نه کمتر ) پس  تنهابا قرارگرفتن در مسیر واقعی زندگی خود به خوشبختی و تعادل طبیعی  خواهید رسید....... نه بیشتر و نه کمتر پس شجاعت داشته باشید وقبول کنید واقعیتهای خودتون و جریان سرنوشت خودتون رو .....و با تشکراز همه عزیزان

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 7:32  توسط ارژنگ  | 

معجزه قرآن

پس  به چی میگن معجزه  !؟ آیا همه درک و یا فهم این معجزه رو دارن ؟ بطور حتم ندارن ..... ندارن که این چنین احمقانه  نقشه کشیدند و این چنین احمقا نه منصرف شدند  ...در این بین  بیچاره اون تئوریسینهای  ذوق زده انگلیسی  که فکر میکردن از این  نمایش مسخره به نوائی خواهند رسید و مثل همیشه امریکائی های احمق رو دور خواهند زد  .... اما یک افغانی معمولی  در مصاحبه به خبرنگار ( بی بی سی  فارسی  ) گفت : قرآن  میتونه از خودش دفاع کنه  !!!!   اما معنی این حرف رو نه انگلیسیهای باهوش فهمیدن و نه آمریکائی های احمق و نه  ایرانیان بی تفاوت مقیم  آمریکا ....!!!! راستش رو بخواهید من هم امیدی به  توقف این طرح شیطانی نداشتم  و باورم نمیشد  که اون کشیش مسخره  با این ادعا ی  ناشیا نه  بخواهد خودش را نجات بدهد... !!!! اما خدا بالا تر و بزرگتر از   نقشه های  نخبگان احمق سیاسی  امریکا و انگلیس میباشد ...!!!!  این احمقها حتی به این فکرهم نتونستند بیفتند  که : مثلا آقای اوبا ما  ویا  سرکار خانوم کلینتون  ویا جناب آقای پاپ درواتیکان ...... و یا هر زرنگ دیگر خودش را بیاندازند  وسط معرکه و بگویند ما جلوی این کشیش شیاد را گرفتیم  چون به آزادی  ادیان و یا احترام به اسلام  یکی از وظایف ما در قبال  وجدان و همه جوامع بشری است تا ازاین نمایش به محبوبیت برسند ...... این احمقها به این فکر نیفتادند تا بتوانند از این درگیری سیاسی به نفع خودشون استفاده کنند ..!! پس تصمیم گرفتن که کشیش خودش حرف بزند  و آن هم چه  حرفی ...!!!!  ( خدا به من گفت که از سوزاندن قرآن صرفنظر کنم  ) پس من هم گوش میکنم چون خدا بمن گفته است !!!!!! ( یعنی  این کشیش  نا خداگاه و با حماقت تمام  حقانیت قرآن را اثبات میکند بدون آنکه بفهمد که چه اعترافی را انجام میدهد) اینجا بود که سرویسهای امنیتی آمریکا نیز راضی شدند و گفتند به این میگویند کشیش دولتی خوب .  به هرحال این یک شکست سیاسی  در داخل و خارج از آمریکا برای سیاستمداران بیمار و احمق آمریکا ئی بود  و همچنین  یک نا امیدی برای انگلیسیها ...   پس نتیجه میگیریم که اون برادر افغانی از همه ما بهتر بود . و اما گذشته از همه بد ی ها نمی دونم چه جوری از دوستانم تشکر کنم و ازهمه مشکل تر این است که نمیدونم چه جوری باید از خانم ثریا صبوری تشکر کنم  .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 20:31  توسط ارژنگ  | 

برای ادامه به معجزه نیازمندیم

ازقبل میدونستم که قرار است  بزودی دریک  مکان مذهبی قراربگیرم ... اماواقعیت این بود که هیچ علاقه ای به این واقعه نداشتم  ، برام مهم نبود ،چرا که ازهمه نیروهای الهی  دلخور بودم و  خودم رو تنها میدیدم ...... تا اینکه  نیروی غیر عادی   مرا به خلوتگاه همیشگی خودم ( ارتفا عات فرحزاد ) کشاند  ! من  به دلیلی نمیتونم روزه بگیرم  ولی هیچ آبی هم با خودم نبردم  ، چون فکر میکردم مثل همیشه بیشتر از 2 یا 3 ساعت  نخواهد شد ولی  این نیرو بسیار قوی تر از آنچه  که فکرمیکردم بود  مرا با سرعت عجیبی  بطرف خود ش میکشاند... کجا میرفتم  ...... نمیدونستم  .... هیچ اثری از خستگی  درمن نبود و اشتیاقی غیر عادی برای بالا رفتن ......... فقط میرفتم .... ولی میدونستم  که باید به جای برسم که قراراست برسم ....... بالاخره رسیدم به یک چشمه آب  ..... چشمه آبی بکر  که خو شبختانه  از چشم  کارشناسان  بسیار با سواد  آبخیزداری  وشهرداری و وغیره به دور مانده بود  و به همین علت   دراطراف آن پر بود از زندگی و نشاط طبیعی  .... از شاهین های بلند پرواز تا پروانه های عاشق  روی گلهای وحشی...... به هرحال باورش برام مشکل بود......... ولی من اونجا بودم و از همه اون سکوت و آرامش  لذت میبردم و با آب اون چشمه هم سیراب شدم و هم سر وصورتم رو شستم و  ازآفتاب ملایم و هوای خنک اونجا حسا بی لذت بردم  ولی  متوجه شدم که  اون نیرو هنوز هم منو به دنبال خودش میکشونه .... تا قله کوه چیزی نمونده بود و با رفتن اون بالا میتونستم  پشت  اونجا روهم ببینم  ، مثل بچه گی هام ومثل اینکه قرار من اون بالا بود... ولی زمانی که به قله کوه رسیدم   متوجه شدم  نیروئی روکه منو رو هدایت میکرد چی بوده....... !!!  سمت  غرب  پائین این کوه یک آبادی دیده میشد و وسط اون یک زیارتگاه با یک گنبد طلائی ....... تا از خودم پرسیدم که اونجا کجاست ، از خودم شنیدم که : امام زاده داود .......!! .. یعنی من این همه راه اومدم ، اونهم تو این مدت کم ؟ اصلا چرا من اینجا ایستاده ام ؟ پس نذر کردم و از خدا خواستم  حاجتم رو .... با آنکه من  تا حالا به امام زاده داود  نرفته بودم  ولی احساس کردم که او ن باید امامزاده داود باشد  ولی شک کردم و برای ازبین رفتن این شک  ، گفتم باید برم تا مطمئن بشم که خودشه  و من اصلا خسته نبودم  و  خیلی زود  به اونجا رسیدم باورش برام ساده بود  ولی باورکنید که  من اصلا خسته نبودم ........... بله  ، من واقعا در امامزاده داود بودم  و این همون نیروی الهی بود که منو رو بطرف خودش کشو نده بود......... من خیلی چیزها  از کرامات و معجزات  این امام زاده  شنیده بودم  ولی واقعیت این بود که هیچوقت علاقه ای به دیدن  این مکان نداشتم  به همین خاطر هیچ وقت حاضر نشدم که به زیارت این مکان مقدس بروم . من هیچی ازتاریخ این امام زاده  داود  نمی دونم ، نمی دونم او چه کسی بوده و چه مقامی داشته   ، هنوز هم نمی دونم  ولی من به این وسیله با ایشون آشنا شدم و با این دعوت عجیب به دوستی رسیدم  که فقط اسمش را شنیده بودم و به  همین دلیل هم برای ایشون بسیار احترام قائل هستم اما  به این واقعیت رسیدم که این مکان دارای انرژی بسیاری است وشاید فقط باید همین رو میفهمیدم ... همون انرژی که منو رو بطرف خودش کشوند و همون انرژی که   در نزدیکی مزار آن حضرت احساس کردم ، البته من اصلا خسته نبودم !  و این خودش بزرگترین معجزه ای بود که باعث شد من به وجود  ایشان ایمان بیارم  و اگرحا جتم رو بگیرم  طبق نذرم  به زیارت ایشان خواهم رفت  و به قولم وفا خواهم کرد و در ضمن متعهد خواهم شد تا 9 نفر ازشما را در امور زندگی راهنمائی کنم ... باشد که این روح با ایمان و عزیز( امامزاده داود) نزد خدای مهربان  از من را ضی شده  و مرا از محبت و دعای خیرش بی نصیب نگرداند..... اما باور کنید که در این مکان  انرژی بسیاری وجود دارد و اگر بتوانید به این انرژی و یا معجزه ایمان بیاورید .... می توانید به آرامش برسید  ، میتوانید به آرزوهای برحق خودتون برسید  و بالاخره می توانید بر بیماریهای صعب العلاج  خود غلبه کنید .......  فقط کمی به ایمان و محبت خدا احتیاج دارید و به این منظور نمیرسید مگربا اخلا ص  و تسلیم شدن بخدای مهربان........... و اما.......... اول اینکه متشکرم ازآنهائی که به تصمیم من احترام گذاشتند و دوم اینکه من گفتم دیگرتعبیرخواب نمیکنم  ولی تعجب میکنم که چرا هنوز هم برام خواب تعریف میکنند و تعبیر آن را میخواهند ،بدون توجه به خواسته من  !! .....من تنها برای 5 نفرخواب تعبیرخواهم کرد و اون هم از طریق ایمیل جواب آنها را خواهم داد  و اون 5 نفر هم خودشون میدونند که چه کسانی هستند.  و اما شما فاطمه عزیز که خواستی با منطق روشنفکرانه خود مرا با ادامه تعبیرخواب  آشتی بدی و نصیحت کردی بگذرم از نادانی دوستان  و یا از انتقاد بامزه محمد که گفت : این عقیده وروش شما مانند روش سرخپوستان است که کمک نمیکنند به کسانی که به کمک احتیاج دارند...و یا کسانی که حتی  مرا تقبیح کردند و یا................ به هر حال از همه ممنون هستم  و برای همه آرزوی خوبی و موفقیت دارم ولی به همه دوستان عرض میکنم  که مشکل این هست که دیگر برایم تعبیر خواب جذابیتی ندارد ، شاید به این دلیل که به واقیعت این شعر از خیام عزیز رسیده ام....... یک چند به کودکی استاد شدیم                یک چند به استادی خودشاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید            از خاک در آمدیم  و بر باد شدیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 11:6  توسط ارژنگ  | 

یه روزی

یه روزی تصمیم گرفتم دیگه خوابهای ساده رو تعبیر نکنم ، و به این ترتیب خیلی  از دوستان  دلخور شدند و بعضی ها هم قهرکردند ، ....... و امروز تصمیم گرفتم  که دیگه خواب ها رو تو وبلاگم تعبیر نکنم ... یعنی دیگه خواب تعبیر نمیکنم  ولی  یادتون باشه تنها معبر خواب  در ایران  فقط من هستم  و این دانش را با خودم خواهم برد ، هما نگونه که یوسف (ع)  با خودش برد......به قول دوست عزیزم لسان الغیب که میفرماید :

دل بسی خون بکف آورد ولی  دیده بریخت            الله  الله که تلف کرد و که اندوخته بود

یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد                  آنکه یوسف به  زر  ناسره بفروخته بود

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ           یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود

خوب به هر حال اگر شکی هم داشتم با راهنمائی حا فظ عزیز مرتفع شد ونوشتم و متوجه سادگی ام بیشترشدم ... اما من با همین سادگی بود که در ایمان از همه شما پیشی گرفتم و شما رو تنها میذارم با غرور و حسادتهایتان ........... ولی از همه دوستان انتظار دارم که مرا درک کنندو مانند گذشته مرا از دعای خیرشان بی نصیب نگذارند....... چون آنهائی که مرا نمی بینند ولی مرا به خودشان نزدیک  احساس میکنند  همان کسانی هستند که  از هم نوع من هستند.   
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 22:7  توسط ارژنگ  | 

اجابت دعا

بعضی وقتها میخوام فراموش کنم بد بوندن آدمها رو  و زمانی که این خوشبینی  طولانی میشه ،اون موقع هست که هم من غمگین میشم و هم بندگانی که به خودشون ضرر زده اند وحرف حق رو گوش نکرده اند . این ها همان پیروان نوچه ها ی شیطا ن هستند ، اما نه اینها این لیاقت پیروی از نوچه های شیطان رونیز ندارند ...و بهتر بگیم اینها پیروان نفس خودشون هستند و یک غذای آماده برای نوچه های شیطان.   و حالا میبینم که بعضیها با دلی شکسته  میخوان با من درد و دل کنند ...!!!!! بعضیها از من کمک میخواهند .....!!!  این 5 خانومی که حالا اسم نمیبرم  همون هائی هستند که من به درستی  اونها رو هدایت کردم  و اگر گوش میکردند  امروز خودشون رو فریب خورده نیمید دند ... امروز غمگین نبودند.... وقتی که خودتون میخواهید گول بخورید  من نمی تونم بشما کمک کنم...... وقتی که شهوت  یا نیازهای جنسی خودتون رو  با عشق و یا تفاهم اشتباه میگیرید ، من چه کار میتونم بکنم البته همه گناهان به گردن شما نیست  بلکه این  فرهنگ ویا نوع روابط اجتماعی حاکم  بر جامعه نیز به این مشکلات دامن اصلی را میزند و من همیشه گفته ام که تا زمانی که مشکل حقوق زن درجامعه ما وجود دارد ، زنها اولین قربانی  این روابط اجتماعی هستند و تا زمانی که مشکل زن در جامعه ما حل نشود هیچ مشکلی حل نخواهد شد  ......... و اما شما آقای دبیر  شما میتوانید دراین راه به موفقیت اقتصادی بزرگی  برسید ، پس بهتراست زودتر وارد عمل شوید.... و اما شما بهاره خانوم  اگر شما تو این دنیا به مشکل برخوردید به این معنی نیست که این دنیا برای دیگران زیبا نیست.. شاید با تمام شدن این رابطه شما از خواب خوش بیدار شده اید ولی شاید برای طرف شما یک شروع زیبائی باشد که فکرمیکند چه راحت از شر شما خلاص شده ... به هر حال این دنیا متعلق به کسانی است که فریب میدهند  ، نه   آدمهائی مثل شما که فریب میخورند  . و اما محمد عزیز: این پست رودر واقع بخاطر تونوشتم   تا بتو یادآوری کنم  موضوعی رو که شاید فراموش کرده ای  ( اجا بت دعا).....به زمان خودمان و با احتساب 10 روز تعقیر ماه قمری دیدار تو با او  در واقع در همان ماه رمضان خواهد بود.... همان ماهی که پارسال بتوگفتم برو به زیارت شیخ بها و امام رضا (ع)........ به هنگام غروب .... یادته....... یه چیزهائی هست که من نمی تونم به تو توضیح بدم  ولی درسته که تقریبا یکسال از این ماجرا گذشته ...ولی به حساب من از این ماجرا کمتر از یکدقیقه است که گذ شته و با توجه به خوابت  تو باید این فاصله رو از بین ببری ....... این فاصله رو از بین ببر تا  به خواستها ی دلت برسی و یادت باشه که زمان برای تو و او صبر نمیکنه  اون وقت نه توخوشبخت خواهی شد و نه او ...پس اگرواقعا دوستش داری باید تقاضای خودت رومطرح کنی و  اگراو نپذیرفت به معنی نه گفتن نیست .... شما برای هم سا خته شدید    و اگر با هم نشید هر دوی شما ضرر خواهید کرد ... سعی کن ازاین فرصت استفاده کنی ... به امید  فردای بهتر ..... در ضمن جواب پست قبلی رو که برای خیلی ها حساسیت بوجود آورد را خواهم داد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 20:9  توسط ارژنگ  | 

بچه واکسی

دیروز یکساعت اضافه بود تا سر جلسه و خودم رو روبروی پارک لا له دیدم  پارکی باخاطرات زیاد ...... رفتم و یه جای خوب پیدا کردم ... سمت چپم یه پیراهن رو شلوار بود و یه چادر به سر یه چشمی که با فاصله از هم  در حالی که به درختها نگاه میکردند روی نیمکت نشسته و   با هم صحبت میکردند....... البته  اگر بشه بهش کفت  صحبت !    چون زنه که  فقط به درختها نگاه میکرد  !   و همچنین پسره ! حالا چه لذتی داره این دیدار دبش عصر جا هلانه سنتی اعراب  ... حالا بماند ! ولی فقط می دونم که خدا چشم رو آفرید تا انسان و همه حیوانات  بتوانند   باچشم در چشم هم دوختن به وقعیتهای یکد یگر  پی ببرند و حالا این دو تا  موجود چطور میتونن  این جوری به صداقت هم در زندگی ایمان بیارن ...  حالا بماند !  اما طرف دیگه  من  یه دختر و پسر امروزی  و یا به رسم ایرانی   در حالی که چشم در چشم  و دست تو دست هم  به آرزوها شون میرسیدند ...  از هم بودن لذت می بردند....... ......... من نمی خوا م قضاوت کنم ...... ولی اگر شما خواستین قضاوت کنید  ، برام مهم نیست که مردم چه راهی رو میخواهند انتخاب کنند ، مهم این است که مردم به هم  احترام  بزارن  ، که میدونم نمی زارن ...... اما وسط این آدمها ، درست جلوی من  تعدادی گنجشک دختر و پسر و یا بقول  با سوادها  نر و ماده روی چمن ها میگشتند دنبال  غذا و  من میدیدم  که چقدر با هم خوب و  با صداقت هستند و چقدر  احساس خوشبختی میکنند... اون وقت بود که  به گنجشکها و رابطه اونها قبطه خوردم و گفتم کاش من هم گنجشک بودم........ دیگه باید میرفتم ... ولی توی رفتن  دیدم سه تا کودک افغا نی 6 الی 8 ساله واکسی رو که دوتا مشتری گیر آورده بودند ومیگفتن ومیخندیدند و شاد بودند.... آیا جائی برای خواب داشتند  ؟ آیا غذائ خوبی برای خوردن امشب داشتند ؟  آیا پدر و یا مادری مهربون داشتند ؟  ویا خیلی از چیز هائی که  ماها داریم اونها هم دارن ؟  نمی دونم    ولی  میدو نم  که اونها خیلی شاد هستندو خیلی نسبت به هم مهربون و این طوری من رفتم به دوران کودکیم و به یاد آوردم اون دوستیها ئی رو که دیگه ندارم  و این بار دیگه نمی خواستم گنجشک باشم ..... چرا که من هم یه زمانی مثل همین کوچولوهای افغانی  میخندیدم ، شاد بودم و خیلی خوشبخت .... چون صداقت داشتم ... ..... و  همچنین  دوستان  با صداقت .... عاشق هم میشدم  ، دکتر بازی ،  دزد میشدم ، شبها قایم موشک  بازی میکردیم ، و ....و.... و.... وبالاخره محبت  و حمایت ......... و حالا چی داریم  و چی شدیم......... این شهر ماست و این همسا یه های ما....... این شهردار ما و این  هم مدیریت شهری تهران !  این مدیریت ترافیک  است و این هم مدیریت فرهنگی ! و خیلی چیزهای دیگر به قول آقای حمید طالب زاده عزیز ...... همه چی آرومه  من چقدر خوشحالم ، من چقدرخوشبختم .........البته همه مسئولین بسیار محترم شهرداری تهران هم هر روز همین آواز و زمزمه میکنند تاباروحیه بیشتر ی بتوانند به مردم تهران خدمت کنند. به یمن همین مدیریت شهری است که در تهران  نه موش داریم نه چاله چوله ، نه ترافیک داریم  ونه  مشکل زیست محیطی ، و خیلی چیزهای بد دیگر ... همه چیز عالیه  مخصوصا شخص اعظم مدیریت شهری که تو آسمونها به دنبال آرزوی دیرینه خودش مدیریت کشوری میگردد......... به هرحال این تهران  دیگه تهران زیبا و دل انگیز سابق نیست ، تهران فقط مکانی شده برای مهاجران دهاتی که به دنبال حق خودشون اومدن تهران ! قبلا میومدن برای کارگری ....... اما حالافقط میان برای مدیریت !!!  

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مرداد 1389ساعت 9:20  توسط ارژنگ  | 

باعشق

من باز هم اومدم و با تشکراز شما و تاسف ازاینکه نتونستم بعضی ازخوابها رو به موقع  تعبیر کنم ..... شقی جون من هم همین جوریها فکر میکنم .... تیلا خانوم : همه چیز  تو این دنیا نسبی  هست و این موضوع درمورد تو  و یا من نیز صدق میکند  و تو برای رسیدن به اهدافت  باید قبول کنی که باید بعضی از چیز ها رو از دست بدی  ولی بدتر از اون افکاری است که خانواده شما رو عذاب  میده ....شما  زن مهربونی هستید و هیچ گاه خانواده  خود رو رها نمی کنید و اونها رو فراموش نمیکنید ولی خانواده و نزدیکان شما این طوری فکر نمیکنند و می ترسند که از شما دور بشن و یا شما رو ازدست بدهند...ولی خدا میداند که شما این طوری فکر نمی کنید....این تعبیر خواب شما بود. و شما آفتاب غمگین  من تو مسافرت شاهد غروبهای زیبائی بودم  ، ولی با تموم شدن اونها من هم اون زیبائی ها رو فراموش می کردم چون نمی تونستم  یکی ازاون غروب آفتابهای زیبای  رو برای خودم حفظ کنم ! شما هم همینطور ! شما نباید احساس کنید که به من ویا دیگران وابسته شده اید ، چرا که همه ما و همه چیز در حال تموم شدن است و تنها چیزی که برای ما باقی خواهد ماند عشق است  ....نه عقل ونه ثروت ، نه زیبائی ونه قدرت ، نه دوستان ونه خانواده  ...... فقط با عشق میتوان نمازخواند ، فقط با عشق میتوان دیگران را دوست داشت ، فقط با عشق میشود خوشبخت شد واگر عشق تمام شود و یا به نفرت آلوده شود و یا اگرآن را با شهوت و خواستن اشتباه  کنیم ، آن وقت است که ما از مسیر خوشبختی خارج خواهیم شد  ، چون خوشبختی فقط  یک  راه درزندگی است  نه بر عکس بعضی ها که فکر میکنند که یک هدف  در زندگی است ، پس امید وار هستم شما هم خوب و همیشه آرامش داشته باشید ، در ضمن این مطالب هم مال آفتاب بود و هم مال محمد.و شما علی آقا  خوابهایتان تعبیرندارد....... و اما شما سعید خان  ، من به کسی انرژ ی  نمی دهم  و اما شما خانوم صبوری  ...خیلی خیلی لذت میبرم از امیل ها یت و........ متشکرم  .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 22:2  توسط ارژنگ  | 

به امید روزی

از اینکه مدتی نخواهم بود عذر میخوام ... نه بی وفا هستم و نه دم دمی مزاج فقط کمی حالم از دذست زمونه گرفته و به این ترتیب نمی تونم تمرکزی داشته باشم و ممکنه بعضی ها رنجیده بشن ، پس مدتی نخواهم بود... اما حامد خان فکر ازدواج با طرف رو نکن ولی او برای تومیتونه دل انگیز و جذاب باشه و تو میتونی فقط رو همین مساله روابط خودت رو مشخص کنی و ..... تو محبوب خانم ،،،مردی رو با رفتارت از خودت دور خواهی کرد و یا کرده ای که پشیمون میشی تو دلت ولی پشیمون نباش چون بدرد نمی خورد و شما نصر الله اطلاعات کامل نفرستادی و تو مرضیه ، باور کن من هم همیشه تو ذهنم تو رو مثل یکی از اعضای خانواده ام می دونم و شما همه عزیزان دیگر ..به امید روزی دیگر.. اینهم جواب که چیزی وجدانم قلقلک نده: حامد جون قابلی نداره و جمله تومحبوب مربوط به یه بابای دیگه است..... و اما شما (فریاد) خواب تو دلیلی بر مشکلات فکری و کمی هم مالی توست که اگردقت نکنی تو مشکلت زیادی میوفتی که نهایتا ممکن به زندانی شدن تو هم برسه ، پس خیلی مراقب کارهات باش ...... و اما تو ساینا:.......  تو هم خیلی مشکل داری و این مشکلات با عث ناراحتی پدر شما به دلیل رفتار شماست که اون خدا بیامرز راضی نیست ... ولی باید بدونی که اول خواست خودت مهم نه خواست  دیگران چه مرده و یا افراد زنده ! ... تو هم باید خیلی مراقب خودت باشی ، من فقط میتونم به تو هشدار بدم ولی نمی تونم کمک کنم که کارت درست بشه.... و اما شما  شقایق خانوم  بهتر از این آدم برات پیدا نمیشه ، خودت هم که دوستش داری .......و اما دیگه ولم کنید من میرم یه سفر قلعه الموت و یه مدتی میمونم برای اینکه فکرمیکنم خیلی به انرژی و آرامش احتیاج دارم و شاید هیچ جا در ایران نمیشه به این خواسته رسید...و علت دیگه اش هم که افسرده ام اینه که تو این روزها بود که از طریقی فهمیدم  معشوق آسمونی من هنوز هم پشیمون است وهنوز در موردمن چنین فکرمیکنه و حافظ شد واسطه واین طوری اشک ما رو در آورد: یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود    رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود       یاد باد آنکه صبوحی زده در مجلس انس        جز من و یار نبودیم و خدا با ما بود   یاد باد آنکه خرابات نشین بودم ومست     و آنچه در مسجدم امروز کمست آنجا بود...... و شیطان سرمست از این پیروزی و او تنها ...و من هم به قول خیام که میفرماید : مائیم و می و مطرب و این کنج خراب    فارق ز امید رحمت و بیم عذاب ......... وهمین ............ پس بما کمی حق بدید که نباشیم ۲۹/۳/۸۹ ........ امروز بیست و هشتم است ؟ حق باشماست  ولی برای من تمام ایام خرداد ما ه  هر روز بیست و نهم است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 21:14  توسط ارژنگ  | 

عشق اردل

درود خدا برمحمد (ص) و دودمان او .....که اومهربان بود وجانشین بر حق او علی (ع) نیزمهربان بود... عیسی مسیح مهربان بود..... و ..... بودا.... نیزمهربان بود.... آیا غیر از این میباشد؟  اردل جان من با مهربانی توانستم با گیاهان تماس برقرار کنم !!برای مثال من یک گل خورشیدی خریدم و بچه آن را جدا کرده و  با محبت به آن  تونستم آن را در سا ل دوم به گل بنشونم در صورتی که همه دست اندر کاران میدونند که این گیاه حداقل درسال چهارم به گل خواهد نشست ....... یک درخت خرما لو نیز داشتم که در واقع رابط من با معشوقم بود...و به تازگی هم  به قدرت عجیب گیاه پروانش ( گل حنا ) که زیستگاه اصلی آن در مالزی  است پی برده ام که سعی میکنم مطلبی را از آن در کتاب دوم بیاورم .... در مورد درختان انار ، خرما لو تجربه عینی داشته ام ولی میدانم که میشود با بسیاری از درختان و گیاهان ارتباط برقرار کرد و  حتی میتوان از نیروی آنها استفاده کرد ....... عشق و محبت فقط مال گل و گیاهان نیست ، محبت حتی میتونه تو جبهه جنگ باشه ، محبت میتونه همه جا باشه ........  تیلا خانوم  شما خیلی به من محبت دارید و یادتون باشه که شما با محبت خودتون میتونید به همه چیزبرسید .... البته بعضی ها این حرفها رو مال قصه ها میدانند !!! اگر این طور هم باشه خوش به حال من و شما که تو این قصه هستیم ،  در ضمن  تو نا خود آگاه داری طوری رفتار میکنی که موفق خواهی شد ( حالا بماند) به هر حال من  شما رو از خودم میدونم و به  این ارتباط کاملا اعتقاد دارم .........و شما آقا نصر الله: اگربخواهی در مورد خودت راهنمائی کنم با امیل باید اطلا عات بدی .....ولی در مورد اوضاع کنونی نمی تونم بیشتر حرف بزنم ، چون از رنگ سیاست خوشم نمیاد.... زمانی که سیاست داخل اقتصاد روز مره زندگی میشود  اون موقع است که همه فرمولهای اقتصادی تعقیر میکند ، شاید این فرمولها به نظر اساتید دانشگاهی  اشتباه باشد و در عمل به زندگی مردم نیز لطمه وارد کند ولی اون چیزی که در عالم سیاست مهم است این است که پولهای کشور در مسیری حرکت کند که روشهای سیاسی آن را تعیین میکنند ، نه فرمولها و یا دانش اقتصادی روز ... در تمام کشورهای پیشرفته امروز سیاست محدود میشود  ولی شما یادتان باشد که ما در ایران زندگی میکنیم در ضمن اسم درخواست شما روهم سواستفاده نخواهم گذاشت  ولی تقدیر یعنی اتفاقی است که قرار است بیفتد  ، چون باید تعقیرات بوجود بیاید ....... این تعقیرات باعث خواهد شد که دنیا همیشه بر روی یک پایه نچرخد و این یک قانون است و این قا نون تنها در ایران و  مراکش و روسیه و یا سیاره زمین نیست!؟  این تعقیرات  در کل جهان هستی صورت میگیرد و گوشه های بسیار کوچک این جرقه ها در زندگی ما انسانها دیده میشود.......من که گفته بودم تعقیرات در راه است !؟ نگفته بودم؟ یعنی اگر شما تو این سه سال خوب و یا نسبتا خوب پول در آورده اید ، امسال توقع زیادی نداشته باشید ..من که گفته بودم شکستهای آنچنانی و پیروزی های آنچانی خواهیم داشت ........ اما مهم وضعیت خودتان است ، زیاد غم و غصه نداری دیگران را نخورید ، پس اول اطلاعات و بعد جواب...........آقا محمد اگرتونستم بیام مشهد ، همین کلام محبت آمیزت کافی هست تا خودم رو مهمانت بدانم و اما تعبیر خوابت : چیز مهمی نیست  چون در اطراف دوستان و آشنا و خانواده  دشمنانی داری که فقط میتوانند بتو حسادت کنند و کار دیگری از دستشان بر نخواهد آمد ....به هر حال مراقب این جماعت باش و با هرکسی شوخی و یا درد و دل نکن ، چرا که مردم تنگ نظر هستند و حتی شادی دیگران را نیز نمی توانند تحمل کنند....... واما شما فریبا خانوم : کسی که بمن شک کنه بهتره خودش مشکلاتش رو حل کنه ...من بشما گفتم که تو اردیبهشت شما روببینم فقط بخاطر اینکه شما رو در مکانی خوب از نظر کاری قرار بدهم تا بتونید به زندگی بیشتر امیدوار شید ... آخر کلام : با شما هم ...بای بای .....  و اما شما مینا خانوم : تعبیر خوابت رو برو تو امیل خودت .... به امید موفقیت شما      

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 8:55  توسط ارژنگ  | 

شب دهم نوروز89

 دوست برزیلی من درمورد چیزی سئوال میکنی که جای جوابش این جا نیست ........ چی فکرکردی؟ فکرمیکنی من  راهب اعظم هستم و تو شاگردی که قرار است جای مرا بگیری و من وظیفه دارم تا تمام رموز خودم رو بتو انتقال بدم..!؟ ما فقط یک دوست اینترنتی هستیم... .........حامد خان درست فهمیدهای و من در کتاب دومم خواهم نوشت.......ثریا خانم درست فهمیدی نصیحت نبود،اون تعبیر خوابت بود ولی راهنمائی  من بدرد تونمی خورد چون آدمها عوض نمیشوند........مرضیه عزیز ممنونم از این همه محبتت ، وهمیشه دلم میخواد خوشحال باشی.......... محمد اراده کن و کم روئی رو بزار کنا ر تا به همه چیزهائی که تو این دنیا به تو متعلق است برسی............................... تیلا خانوم من چه کارکنم از این همه توجه و محبت شما .... امیدوارم همیشه بتونم باعث خوشحالی وآرامش شما باشم ......وقتی فکرمیکنم  ، میبینم که من  برای شما کاری انجام نداده ام ..... وشما با این همه مهربانی فقط من رو خجالت میدهید  و امیدوارم که همیشه زندگی به روی شما لبخند بزند و شما را همیشه خوب و خوش ببینم................  در ضمن با اجازه شما  کامنت شما رو گذاشتم  ، چون وقتی میبینم هنوزهم آدمهای مهربونی مثل تو وجوددارند ، باورم میشه که  عشق هنوز هم وجود داره ،   تیلا خانوم تو با زبون وقلب مهربونت  در واقع سرقفلی  قلب من رو خریده ای ومن همیشه  درهمه موارد  دوست ومشاورتو خواهم بود و  .........شما نرگس خانوم و آقای کریمی من نمی تونم  با شما ملاقاتی داشته باشم  ولی همین جوری درخدمت هستم. و بالاخره شب دهم نوروز۸۹ هم رسید..و امید وارم که همه شما تونسته باشید از این ایام معنوی استفاده لازم رو برده باشیدو من هم رفتم تا پیشگوئی ۸۹.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 21:2  توسط ارژنگ  | 

یه نمه جواب

سبحان همون کاری رو بکن که تو فکرته .....نازنین همون که گفتم...حالا  با خود ته ....... مرضیه عزیز ممنونم که بفکرمن هستی با اینکه از من دور هستی ولی خیلی نزدیک به خودم احساست میکنم......... فریبا اگرنتونی از فرصتهای امسال استفاده کنی  چیزی برای سالهای سخت نمی تونی پس انداز کنی.. واز این روابط بیهوده و از این حرفهای مفت نارحت نشو و بهترین کار اینه که مثل من قطع رابطه کنی ...... سلطان شیرازی اصل خوابت رو تعبیرنمی کنم ولی همین رو بدون که ضرری بتونخواهد رسید.......سمانه و فاطمه خانوم طبق قولم خوابهای ساده رو تعبیر نمیکنم ..... هما و شیلاخانوم  بشماهاربطی نداره....... فومبوریا ..به خوشگلیت نناز ، ، دوستت نداره ......... ......... دوست برزیلی من  ، من به تناسخ روح اعتقاد ندارم اما در مورد  تناسخ روح و زندگی مجدد در کتاب دومم که سعی میکنم حتما تنبلی رو بزارم کنار و امسال به چاپ برسونم ، کاملا توضیح خواهم دادذ .کتابم برای چاپ آماده است ولی این تنبلی من است که مانع چاپ میشود ، فقط طرح جلد مانده ، یه کمی تدوین ........... بعضی وقتها فکر میکنم آنهائی که بسوی من آمده اند ، یعنی(90%) کسانی هستند که خدا را فراموش کرده اند و چون خودشان را نیز نمی بینند ، نمی توانند راه درست را پیدا کنند و یک بار دیگر که دقت کردم : دیدم بیشتر کسانی که تعبیر خواب میخواهند بیشترین آمار به ترتیب : زنا ، لواط ، خیانت ، حنا ، ببر ،شیطان ، نیروهای شیطانی ، قبرستان و زیارت قبور ، پرواز  ، و بالاخره اعداد است.  

+ نوشته شده در  جمعه ششم فروردین 1389ساعت 21:11  توسط ارژنگ  | 

عیدتون مبارک

عید تون مبارک باشه ........ ماخیلی چیزها در مورد عید نوروز گفته ایم.......! چیزهائی که دیگران نگفته بودند ..... اگر کمی دقت میکردید حتما متوجه میشدید...اما بطور  کلی  ایام عید نوروز خیلی مهم در سرنوشت آدمهاست ......... خیلی مهم در موردآ ینده زمین است ........ خیلی مهم در مورد رسیدن و یا نرسیدن به آرزوهاست .......... خیلی مهم در مورد رسیدن یا نرسیدن به معشوق است.......... خوشبختی انسانها در این ایام رقم میخورد........... اصلا زندگی در این روز آغاز میشود و در پایان  همین روز مشخص میشود که مردم چه کاره اند ؟! خوب هستند یا بد......... واقعی هستند و یا قلابی ....... عاشق هستند یا عاقل ......... عاقل هستند و یا نادان .... با خدا هستند و یا بی خدا..........  وبالاخره اهل زمین هستند و یا آسمان....... و همه این افتخارات مربوط به نژاد ایرانی است و بس ....... و بی دلیل این عید برای ایران و ایرانیان قرار داده نشده است...... و اگر سازمان ملل این عید را به رسمیت شناخت تنها نشانه دید وفهم آقایان است ... چرا که این عید زیباترین و پر محتوا ترین عیدها در جهان است ... و البته منظور من فقط زمین نیست ... به هرحال ایام نوروز یعنی از اول فروردین تا آخر روز دهم فروردین است ، و این ایام بسیار مبارک است  و اگر بخواهید از خدا چیزی را ......... ولی یادتان باشد چه بد باشید یا خوب  دراین ایام هر خوابی که ببینید تعبیر خواهد شد ..وبسیاری از همین خوابها مربوط به رفتار شما خواهد بود ... پس تصمیم بگیرید که میخواهید خوب باشید و یا بد  ؟؟؟؟ مطمئن باشید تصمیم در مورد شما در همین 10 روز گرفته خواهد شد و شما نمی توانید از مجازات فرار کنید و  اگر خوب باشید ، پاداش آن را خواهید دید.......... امید وارم همه شما خوبیها رو انتخاب کنید .. هنوز هم فرصت هست........

    

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 12:7  توسط ارژنگ  | 

حد دعا و ایمان

با تشکر از همه عزیزانی که مرا همون جوری که هستم  میبینند !  آیا واقعا هستند و یا شما این چنین هستید ..!؟؟؟ سعی کنید همیشه واقعیت ها رو درک کنید و و یا حداقل واقعیتها رو لمس کنید ....... سعی کنید مثل مولایمان علی (ع) همیشه سخن حق رو گوش کنید ....نه به گوینده سخن ..،،،، این خود سخن است که ارزش دارد نه گوینده آن ...!!!چرا ؟؟؟؟ : کم دکتر ، دانشمند ، پروفسور ، جامعه شناس ،  و غیره حرفهای چرت و اشتباه زدند ؟؟؟ آیا واقعا کم بودند ؟ آیا همین اشخاص مهم نبودند که به خاطر غرور علمی و  جهل فکری  دنیارو به آتش و خون و عقب افتادگی نکشیدند؟   من کسی نیستم که بتوانم برای شما  از خدا چیزی بخواهم ، من خودم محتاج دعای دیگران هستم ، البته دعای کسانی که ازمن اولا تر باشند !به همین خاط است که دعای دیگران برایم فایده ندارد! من اگرچه خودم رو از بعضی ها بهتر و یا مومن تر می دانم ولی این دلیلی برای  اجابت دعای من نزد خدای یکتا نیست ، علی (ع) مولایم در نهج البلاغه از ابوذر  میگوید  ( اگر نخوانده اید ، پس بخوانید )  ، از تنهائی او و مهمتر از ایمان او ... علی (ع) مقام ایمان ابوذر را در مرحله نهم  میداند و میفرماید: ایمان کامل به خدا ده مرحله دارد و ابوذر در مرحله نهم آن قرار دارد.   من مدتی پیش فکر میکردم در مرحله ششم این مقام هستم و امرو ز بیشتر مطمئن شدم که در مرحله سوم آن قرار دارم ، وشاید فردائی بیاید که مطمئن باشم که هنوزهم کلاس اول هستم ، فکر نکنید که شکست نفسی میکنم ، من اهل تعارف نیستم ، باور کنید که من نه پیر خرابات هستم و نه پیر میخا نه ، من فقط یک آدم معمولی هستم  که فعلا در این دنیا گرفتار این زندگی پر دردسر شده  و مشکلش این است که چند تا چیز رو فهمیده و همین چند چیز براش کلی مشکل بوجود آورده ! بعضی اوقات از نعمتهائی که خدا بمن ارزانی داشته چنان شاد میشم که مقرور شده و خدا رو فراموش میکنم و به خاطر همین کم ظرفیتی چنان مورد مجازات قرار میگیرم که باید کلی توبه کنم ، و دقیقا نمی دونم چرا این قدر زود مورد مجازات قرار میگیرم . من خودم دوستانم رو انتخاب میکنم  واگر میبینید که به بعضیها جواب میدم  دلیلی بر تائید آنها نیست و اگر جواب بعضی ها رو نمی دم چون می دونم فایده نداره  ، چون اگر نمی دونستم ..... خوب من هم میشدم مثل شما ! این توهین به کسی نیست  ، این یه واقعیت است که انسانها با هم فرق دارند  و علی (ع) میفرماید : فرق میان ما و شمامانند فرق میان جو و گندم  است  !!! حتی گندمها نیز باهم فرق دارند ، چه رسد به انسانها  ،  این که در ادیان الهی آمده که همه انسانها با هم برابر هستند به این معنی نیست  که همه انسانها یک جور آفریده شده اند ...... این حرفا برای چیزی گفته شده که این جا جائی برای گفتن ندارد ..... وسخن که انسانها باهم برابرند مگر در تقوا  نیز سخنی است نزد خدا  که ما انسانها برای آن نمی توانیم ترازوئی  را پیدا کنیم ..... به هر حال من در مقامی نیستم که بتوانم برای شما از خدا چیزی بخواهم ... اما می توانم شما را راهنمائی کنم ، و این خود شما هستید که باید بقیه راه را بروید  ..اگر جواب بعضیها رو نمی دم به دلیل این است که آدمهای صادق و درستی نیستند و این حق من است که آنها را از خودم ترد کنم و همچنین اگر مدارا میکنم با آنهائی که حرفهای مرا گوش نکرده و اظهار پشیمانی میکنند ، فقط بخاطر خودشون است . من همه را دوست دارم ولی همه این طوری نیستند  و بجای استفاده درست  یا حسادت میکنند و یا میخواهند از ما سو استفاده کنند ! نمی دونم این مردم از بدی و حسادت تا حالا چی نصیب شون شده !!!!!! به هر حال بریم سراغ دوستان : مرضیه عزیز  این سخن کاملا درست است و نشان دهنده شعور بالای این گوینده است که من باعرض تاسف نمشناسمش و این همان شعوری است که در جامعه ما بسیار بسیار کمیاب است  ، مگر در قرآن خدا خطاب به انسانها نمی فرماید که بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را !! البته من فکر میکنم در مورد ارتباط  انسان با خدا حتما باید مطالبی را بگویم  تا بعضیها بفهمند  اصلا قضیه چی هست  و ما انسانهای بی ارزش ، چگونه می توانیم به درگاه خدا دعا کنیم و یا  ارتباط با خدا آیا ممکن خواهد بود؟ و اما در مورد اون موضوع که درخواست کردی  مشخصاتی را که خودت میدونی به ایمیل من بزن تا جواب بدم درضمن تعبیر خواب تو مربوط میشه به نتیجه کنکور شما که اون چیزی رو که انتظار داری نخواهد شد اما به هرحال باید تلاش کنی چون راه دانشگاه برای تو وجود دارد و کم کم به نتیجه بدست آمده از کنکور راضی خواهی شد اما بازهم عرض میکنم که اگر تلاش بیشتری کنی همه چیز رو میشه عوض کرد،  و اما شما خانوم محبوب : می دونم با اینکه نمی گی سال و یا سالهای سختی داشتی مخصوصا امسال  ولی اگر مثل گذشته به من ایمان داری باید بگم که همه چی داره خوب میشه ، همه چی برای تو  و مشکلات مالی تو از بین خواهد رفت ، شاید باور نکنی که همه چیز در حال تعقیر است و تو این دفعه باید غرور رو کنار بزاری و اگر چنین کنی  باور کن موفق خواهی شد ، باور نمیکنی؟؟؟ پس بشمار !؟ ازپایان ماه صفر  به مدت 20 ماه به آهستگی زندگی تو به خوبی و آرامش پیشرفت خواهد کرد و بعد از آن به مدت 15 ماه بسرعت موفقیتهای پی در پی! باور نمیکنی ؟! پس بشمار... پس این 35 ماه رو از دست نده تو تو زندگی سختی زیاد کشیدی پس قدر این موهبت الهی رو بدون. محمد عزیز همونطور که گفتم فرصت تو تموم شده  و در این زمان فقط  باید به خدا توکل کنی تا فرصت های جدیدی رو در اختیارت بزاره و باید بیشتر تلاش کنی ، مهسا خانوم امید وارم که بتونم بازهم کمک کنم ، و خوشحالم که تونستم کمک کنم وباور کن یک دنیا خوشحالی و اما شما آقا ی شایسته : استاد شما فقط یک حقه باز میباشد ، پس هرچه زودتر این محفل شیطانی را ترک کن و کمک نخواهم کرد تا زمانی که مطمئن شوی که درست میگوئیم ، در این رابطه فقط باید بدانی که علم انرژی درمانی  هیچ ارتباطی با قدرت روحی ندارد ، پس هروقت که به این واقعیت رسیدی می تونی رو کمک من حساب کنی ........در آخر به آن چند نفری که فکر میکنند قالیباف برایم ارزشی دارد  باید فرمایش کنم که نه طرفدار این فرد هستم و نه دشمن آن ....و شاید برای شما بت شده باشد ولی برای من فقط یک غریبه کاسب است ...! ومن البته بصورت کلی در پست بعدی خواهم گفت که چرا او برای من غریبه است و یا چرا من در این شهر غریب هستم ، البته بدون گرایشهای مسخره سیاسی که زندگی و افکار شما گزنده های کوچولو رو مشغول داشته، البته اگر وقت کنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 16:3  توسط ارژنگ  | 

به یاد

به یاد مولایم : خدا پروردگار من است ....شریک او نسازم چیزی را ....توکل دارم بر زنده ای که هرگز نمیرد......... با عرض پوزش مدتی نخواهم بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 13:15  توسط ارژنگ  | 

شیخ ما

فرشته عزیز : از این تعبیر خواب بگذر................بهاره خانوم شما رو یادم نمی یاد ..!...... آقا امیر: جا نماز آب نکش و خوب نیست این افکار تو ...... محبوب خانوم : برای درخواستهائی این چنینی از من باید اسم کوچیک وتاریخ تولد خودت و طرف رو برام بفرستی ..... ولی باید زودتر بفکر میفتا دی ، چون دنیا بی ارزشتر و زودگذر تر از اونی هست که فکر میکنی ، ضمنا از عکسهای قشنگت ممنون ، ....... آقا فرزاد  : منظور از آن فرد نظامی آقای رضائی نبود  و اگر کمی به دور و اطرافت نکاه کنی میبنی که اوضاع اقتصادی داره میره به طرف بهبودی : نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا تجارت و حتی قیمتها ، بخصوص نفت در حال صعود میباشد ، پس منتظر صعود قیمت ساختمان نیز باش........ و اما محمد عزیز ... این حالت تو فقط یه شوک روحی است ..... اگر تو را به مقبره شیخ راهنمائی کردم فقط بخاطر  این بود که حاجت خودت رو بگیری و به این وسیله مورد لطف امام رضا قرار بگیری ..... اما تو وقتی رفتی که زمان را از دست داده بودی ...من گفته بودم  قبل از تمام شدن ماه رمضان و تو درست دقایقی بعد از اتمام ماه رمضان رفتی ....... اما اینکه  احساس کردی مورد امتحان قرار گرفته ای نشا نه  توجه خدای قادر به تو میباشد ، درسته که دوستی امام و یا شیخ بها  ( البته به گفته خودت با ارزش تر است ) .....اما یادت باشه که برای چی رفتی اونجا ..... پس برای خوشحالی و خوشبختی تو دعا گویم و از تو میخواهم که بری به طرف خواسته اصلی  خودت ، چون اگر دیر کنی میترسم  به حاجتت  نرسی پس بجنب پسر .... در ضمن می تونی از طریق اینتر نت  و یا کتاب  از شخصیت  شیخ بهائی آگاه بشی  ولی در هیچ جا نمی تونی پیدا کنی که شیخ بها  در حال حاضر یکی از بزرگترین نیروهای الهی در ایران است و ارتباط با او یعنی رسیدن و آکاه شدن از خیلی از رازهای این دنیا ..... و این یکی از ابعاد نیروی عشق است و شاید تو نتونی هیچ وقت به این مرحله برسی ولی میتونی به عشقی که خدا برات مقرر کرده برسی ... پس بجنب پسر ........ خدا همرات ........... و اما ممنونم از همه آنهائی که اظهار لطف میکنند ....... اما به هر حال مطمئن باشید اگر اوضاع و احوالم روبراه باشه ، بیشتر میام و بیشتر می تونم وقت بذارم  و این کم کاری  رو به حسا ب کم لطفی وبی وفائی نگذارید..  

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 19:41  توسط ارژنگ  | 

خدا و روح شما

فریبا خانوم نگفته بودی که دوسال پیش در همین ماه با من آشنا شده بودی !! ومن متشکرم که یاد آوری کردی این موضوع رو ........ این ماه  ، ماه خداست ، ماه جدی شدن و ترس فرشتگان  بخاطر غرور و یا کاهلی در انجام وظایفشون !!! ماه ضعیف شدن نیروهای شیطانی  وبهترین فرصت برای نزدیکی به خوبیها و نزدیک شدن به خدا ......... در این ماه خدا  بدون واسطه فرشتگان  ، نفس بیدا ر (روح ) و یا زمان  به ما انسانها نزدیک میشود ...و باور کنید که حتی بشما گناهکاران نیز اگر او را بخوانید نظر خواهد کرد و ..... نظر خواهد کرد که چه میخواهید و چه  کسی دل شما را شکسته است . و من نیز با آنکه گفته بودم نمی آیم و یا کم می آیم و تعبیر خوابهای ساده شما را انجام نمی دهم و بقول بعضیها خودم را میگیرم و یا بی وفا هستم ، ولی وقتی که میبینم که خدا جواب همه را میدهد ... چرا من نباید جواب دوستان خوبم رو ندم ؟ ! پس من هم هستم با شما تا پایان این ماه و اگر هم شد بیشتر.... و اما تعبیر خواب شما فریبا خانوم : پدر شما از شما راضی است ، برایت دعا کرده ، چون از شما راضی است ، ( یادم افتاد : برعکس آن خوابی که مدتها پیش گفتم از شما و کارهای شما راضی نیست..یادته) راه درست رو داری کم کم تو زندگیت پیدا میکنی .... پس به راهت ادامه بده .... یادت هست گفتم و تاکید کردم که فقط به فکر خودت باشی ! پس به هیچکس جز خدا اعتماد نکن ... حتی به نزدیکانت مثل : زن برادرت  و یا هرکس دیگری چون میروی زیر بار تعهد  و همین تعهد بتو صدمه خواهد زد...... رو درباسی و یا کم روئی رو بزار کنار......... مرضیه عزیز همیشه نمیشه تنها خوری کنی ....بعضی وقتها باید بادیگران باده خورد ! ....و اما شما دخترک ، تازه وارد  ، نیلوفر و،،،، اگر کمی دقت میکردین گفته ام که خوابهای ساده رو تعبیر نمی کنم و شما آقا اسماعیل : به قول خودت این خواب رو یکسال پیش دیده بودی .... البته این خواب تعبیر دارد ولی من قبلا هم گفته ام که به نفع شماست اگر بعضی از خوابها رو تعبیر نمی کنم ، پس بهتره در موردش دیگه فکر نکنی.  و با تشکر از تیلا و فاطمه 2 و سپهر .............. اما بازهم عرض میکنم : یادتون نره که در این ماه خدا  همه را می خواند و تنها آنهائی این صدا را خواهند شنید که روحی بیدار داشته باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 14:58  توسط ارژنگ  | 

احساس خوب

آقا ی اسماعیل خواب شما هیچ شباهتی با خواب دوست من نداره ...... اما تعبیر خواب شما تعقیر و تحول در سطح مدیران محل کار شماست و شما از این تعقیرات مصون هستید ... پس خیالت از تعقیرات راحت باشه.  ، تازه اگر قدر فرصتها رو بدونی می تونی موقعیت بهتری را نیز بدست بیاری ..... خانم مائده من نمی تونم بشما کمک کنم ....چون شما خیلی از مرحله پرتیت... بهتره برید دنبال همون آقایان سیدها ، فال چائ بگیرها و یا سرکتاب باز کن و احیانا فالگیری های دیگر.....اما بهتر است بری پیش یک روانشناس  تا آدمهای سید و یا فالگیر..! ؟    و اما همه دوستان  :نمی دونم چه کار کرده ام که بعضی از شما فکر میکنید که نمی خواهم بشما گوش کنم..... من همه شما رو دوست دارم  ، پس شما هم بهتره من رو دوست داشته باشید ... فکر میکنم تا اینجا کسی ضرر نخواهد کرد.... اما اگر به بعضیها اجازه نمی دهم بیشتر بمن نزدیک شوند ، به این خاطر است خودشان ضرر خواهند کرد  ، نه اینکه من از آدم به دورم ! من یکبار دیگه هم میگم ..... ارتباط من با آقایان  هیچ مشکلی را پیش نخواهد آورد..... اما ارتباط من با خانوم ها  فرق دارد و تنها کسانی از اونها میتونن بمن نزدیک بشن که یا مومن باشن ( البته از نظر من) و یا خیلی منطقی و از نظر روابط عمومی  راحت باشن....... اما شما مرضیه و فاطمه 2عزیز : شما از دوستان من هستید و هیچ گاه فکر نکنید که مزاحم من هستید ، و مطمئن باشید  من همیشه آماده شنیدن مطالب شما هستم و از این بابت احساس خوبی دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 18:12  توسط ارژنگ  | 

مسافرت

میرم مسافرت .......فکر کنم چند وقتی نباشم .......همه چی باشه وقتی برگشتم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 23:9  توسط ارژنگ  | 

انار کوچولو

فریبای عزیز خوشحال شدم که اون گلدون رو خریدی .......... و تعجب کردم از انتخابت...... واین انتخاب رو یک هدایت آسمانی دیدم !! من هم مثل تو یه گلدون انار کوچولو دارم ..... تقریبا 10 سالی میشه با من زندگی میکنه ! همه همسایه ها یا فامیل و دوستان تعجب میکنند ...از رشد ، شادابی و  تعدادانارهای اون ... ازش تا حالا خیلی تکثیر کرده ام و به هرکسی که خواستم داده ام  ولی همه میگن نمی دونیم چرا گیاه ما ثمر نمی دهد !!! گلدون تو آفتاب میخواد و آب زیاد و هوای آزاد.......تا زمانی  که غنچه ها کاملا به انار تبدیل شود  ،  بعد می تونی اون رو به داخل اتاق پشت  پنجره آفتاب رو بزاری و این گیاه رو  تا اواخر بهمن ماه می تونی در اتاق بزاری  بعد میتونی میوه های کوچولوی اون رو جدا کرده و از دانه های اون برای یک ارتباط آسمانی استفاده کنی !!! تعجب نکن ،ودرضمن یادت باشه که گلدون رو ببری بیرون از اتاق تا گیاه خزان کند و به خواب برود و در اواخر اردیبهشت دوباره جوانه بزند، فعلا به اون مرحله برس  تا بعدا برات طریقه این ارتباط رو بگم ، اون موقع است که ایمان میاری که اون گیاه تو رو دوست داره و میتونه تو رو تو انتخاب بعضی  راه ها کمک کنه و اون موقع میفهمی که گیاهان روح دارن و از ما به خدا نزدیکتر  هستند..... البته جای بعضی از صحبتها اینجا نیست و وقتی رسیدی به اون مرحله ، مطمئن باش تو رو توسط ایمیل خودت راهنمائی میکنم ، در مورد کار هم جدا تلاش کن و اگر نتونستی شاید من مجبور بشم  سفارشت رو بکنم ولی اگر خودت پیدا کنی خیلی بهتره ، من رو از حال خودت باخبر کن و فراموش نکن و یادت باشه که در قرآن خدا میفرماید : ستارگان و درختان به خدا سجده میکنند...... ! من سجده ستارگان را درک نمی کنم ولی ایمان بعضی از درختان و گیاهان رو به خدای یکتا و قادر  به چشم و جان خودم دیده و کاملا ایمان دارم. امیدوارم موفق بشی و هیچ وقت نا امید نشی و یادت باشه همیشه که قرارمون چی بود:: تو این دنیا فقط تو وجود داری و همه چیز وهمه کس فقط برای توست ، و تو این نعمتها رو فقط باید از خدا بخواهی ، ، ، چون کس به غیر از تو و خدا وجود ندارد...مگه یادت رفته قصه های مامان یا بابا رو:::: یکی بود یکی نبود  غیر از خدا هیشکی نبود...........و اما شما صبا خانوم....اگر کمی دقت میکردید ، من از سال جاری تصمیم گرفتم خوابهای ساده رو تعبیر نکنم ، یعنی دیگر حوصله ندارم، البته می دانم که شما تعبیر این خوابهای ساده را نیز در هیچ جا نمی توانید پیدا کنید ، چون روانشناسان در مورد تعبیر خواب نمی توانند اظهار نظر کنند... تعبیر خواب با روانشناسی هیچ ارتباطی ندارد.... حرفهای زیگموند فرید و یا موریس مترلینگ هم که با توجه به پیشرفتهای علم پزشکی بخصوص در زمینه مغز و اعصاب کاملا مردود است ..... به هر حال این مشکل شماست و من نمی توانم  قوانین خودم را بخاطر شمانقض کنم .... اما در مورد ارتباط خواب شما با اون آقا .... باید بگم بله شما درست درک کرده اید و این ارتباط بین شما و ایشان وجود دارد و ارتباطی به افکار و یا در فکر او بودن ندارد : این یک ارتباط روحی مشترک است   ...نه خوابی کهبخاطر افکار روزانه شما باشد............و اما شما آقایان و خانومهائی که از من دلخور هستید که چرا جواب نمیدهم ... یکیش همین به همین دلیل بالاست ولی مطمئن باشید : خوابی را که تعبیر آن به نفع شما و یا به ضرر جان شما باشد حتما تعبیر خواهم کرد و اگر سکوت میکنم به معنی بی خیال شدن شماست . به هر حال از همه شما متشکرم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 23:4  توسط ارژنگ  | 

عشق یکطرفه نمیشه

مرضیه عزیز : فقط با تنهائی میشه به خدا رسید ..... تمام پیامبران و حتی امامان ما با تنهائی به خدا رسیدند ، اما نه مثل روشنفکران و یا فیلسوفان در کنج کتابخانه ها و یا اتاقهای دربسته ، بلکه در طبیعت !!؟، چون زیبائی آن را درک میکردند، کسانی که زیبائی تنهائی در طبیعت را درک میکنند نه بخاطر نسیم و یا هوای خوش و یا زیبائیاهای دیگر طبیعت است ، بلکه به خاطر وجود انرژی مثبتی است که در جسم آنان وجود دارد و با تقویت همین انرژی است که انسان می تواند خودش را بشناسد...مگر مسیح (ع) و یا بودای گرامی انرژی خودشان را از کجا میگرفتند؟ مگر پیامبر عزیز اسلام محمد (ص) عاشق زیبائی و عظمت کویر های اطراف مکه نبود ، مگر پیامبر در غار  حرا جبرائیل را ندید؟؟؟ پیامبر در تنهائی مبعوث شد ، و علی (ع) در تنهائی  شب خدا را عبادت میکرد ،و امام رضا (ع) نیز در تنهائی خدا را عبادت میکرد و در دوران زندگی مبارکش نیز بسیار تنها بود !!!    آیا اینان افسرده بوده اند؟ آیا کسی که تنهائی را دوست داره افسرده است ؟ پس زیاد از حرف این مردم دنیازده ، کوچولو و معمولی  دلخور نباش و سعی کن مانند امام رضا (ع) با این مردم ناسازگار ، خودپسند ، دروغگو  و حسود بسازی و از آنها بگذری ، می پرسی چرا ؟؟ خوب معلومه به خاطر اینکه مردم احساس نکنند تو خودت رو برتر از اونها میبینی !؟ البته این حرف جامعه شناسها و روانشناسان است و  تا اندازه ای هم درست ولی اگر یادت باشه یک بار بتو گفتم که تو می تونی انرژی داشته باشی و میتونی  از انرژی درونی و طبیعت استفاده کنی ...و به همین خاطر است که به تنهائی و طبیعت علاقه داری و لی باید بدونی که تا طبیعت کسی رو دوست نداشته باشه ، کسی نمی تونه ادعا کنه که طبیعت رو دوست داره.... آخه عشق که نمی تونه یکطرفه باشه ..... و این یک قانون بدون تعقیر در این جهان است نه تنها در بین انسانها ی روی زمین.... پس تو افسرده نیستی ، بلکه فرق تو با دوستانت فقط همین است که تو میتوانی از زندگیت بیشتر از  دیگران  لذت ببری و این نعمت به هرکسی داده نشده است ، پس همیشه به خدا امید وار باش  که تنها نخواهی بود... درضمن خواب تو دلیلی بر دشمنان و حسادتهائی است که نمی تواند به تو زیانی برساند ...همیشه شاد باشی.......و اما شما تیلا ....... مطمئن باش یه ارتباطی وجود داره ، البته این ارتباط با منطق معمولی این دنیای فعلی قابل  درک نیست .....حرفهای شما هم  به دلم نشست و هم دلگرم کننده بود و خیلی خیلی خوشحال هستم  که دوستی مثل شما دارم ، این دوستیهاست که برای ما میمونه ........یه روزی با کسی که خیلی دوستش داشتم قهر کردم ...... به 2 روز نکشید بهم زنگ زد و گفت : با هام آشتی میکنی ؟....گفتم: هیچ چیز مثل یه دوست قدیمی نمیشه ........و همیشه میگفت این قشنگترین حرفی بود که من  شنیده بودم!!! امیدوارم همیشه دوستم باقی بمونی....

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 22:7  توسط ارژنگ  | 

آقا بالا سر

مطلبی رو که میگم باید گوش کنی : تو در وهله اول به یک کار خوب تو محیط خوب احتیاج داری  و یا به یک شغل مستقل برای اینکه سرگرم بشی ........ چون آدمی نیستی که بتونی یک قدم پاتو از گلیمت بزاری اون ور تر،  پس برای شروع باید سرتو بندازی پائین و هر کاری بود ..سعی کنی  به نحو احسن انجام بدی ، مهم نیست چه کاری باشه ، چون هنوز جوانی ، مهم اینکه ارتباطات کاری و اجتماعی خودت را زیاد کنی ، روابطی که تو را سرگرم کند .........نه اینکه تو رو به کسی وابسته کند و تو بیرون از وقت کار هم بری توفکر آقا بالا سر یا محیط کار.....!میخوام کاری کنم که از این به بعد دیگران بتو فکر کنند ، نه تو به دیگران ..! می دونی چرا...؟؟ چون از این به بعد این تو هستی که از همه مهم تری ...! بله تو از همه مهم تری و اصلا اگر راستش رو بخواهی چیزی به غیر از تو وجود ندارد و همه چیز باید برای تو و یا درخدمت تو باشد..!! ...پس باید کار کنی تا زمان رو احساس نکنی ، زمانی که بر علیه تمام ما انسانهاست...... اگر موفق شدی یا نشدی مهم  این است که  برای اولین بار  با یک احساس خوب و شاد بری و یک گلدان  گل بخری ...! من یه گلدون گل یاس ، یا گل حنا ، و یا هر گلی که با محیط زندگی تو بتونه خوب رشد کنه پیشنهاد میکنم..! به اون محبت کن ...! بهش بگو که دوستش داری ...! بهش آب بده و فقط خودت این کار رو بکن و نذار دیگران به اون آب بدهند....... بعد از مدتی اگر درست عمل کنی هم عشق رو خواهی آموخت و هم مسئولیت را ...و اینکه باید زندگی کرد ولی نبایدمثل احمقها رفت دنبال زندگی ...!! زندگی عشق بوجود نمیاره و این عشق که میتونه زندگی بوجود بیاره ..!! و فلسفه این که باید به اون گلدان رسیدگی کنی  همین است که باید عشق رو بیاموزی .....! آموزش عشق در معکتب من این جوری شروع میشه ... رسیدن به زیبائی و قدرت طبیعت  میتونه با عشق به یک گیاه کوچولو شروع بشه..... گیاهی که به  تو  وابسته میشه ....!! باور نمیکنی؟ آمدی و نسازی .... قرار شد هر کاری گفتم بگی چشم....... اگه گفتی چشم اون موقع مطمئن باش اونی رو که میخواهی نیز مثل همون گیاه بتو وابسته میشه ...تو آدم بسیار درستکاری هستی  ...پس باید یه آدم درستکار پیدا کنی ...تو از تنهائی در میائی من بتو قول میدم و فقط باید چیزی حدود5یا 6 ماه دیگر صبر کنی  و تو این مدت باید خودت رو بسازی و بیرون و درون خودت رو  آماده شریک زندگیت کنی .... به هر حال فکر نکن وقت زیادی داری  از همین فردا شروع کن  شاید زیاد گفتم ... ولی تصمیم گرفته ام کمک کنم همونطور که قول دادم  و لی خودت باید همت کنی ...چند بار مطالب من رو بخون  و ساده نگذر از من چون هم باید جواب گو باشی و هم باید پیشرفت کنی ، چون هنوز خیلی راه مونده تا بتونی خودت و یارت و زندگی واقعی خودت رو پیدا کنی و من اگر بودم حتما تو تمام این مراحل سعی میکنم باهات باشم.با آرزوی موفقیت  شمافریبا خانوم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 20:31  توسط ارژنگ  | 

قرارمون یادت نره

مرضیه ...امام تو رو از من زودتر طلبید ...فقط یادت باشه قرارمون و یادت باشه که اول خوب فکر کن تا بتونی چیز خوبی رو........... امام از خدا برات طلب کنه. اما باید بدونی که خوابهائی که قسمتی و یا اکثر اون و یا کل آن فراموش میشود تعبیر ندارد... به امید موفقیت و شادی تو....... و اما تو فاطمه ...من نمی دانم کدوم هستی ، اصلا  تا دلت بخواد تو زندگی من فاطمه است ، مادرم ، اولین دوست دخترم ، همسرم ، همکار فعلی ام ،  شریک سابقم ، پیر زنی رو که سرپرستی کردم،دختری رو که از بهزیستی بیرون آوردم ،و به اکثر خانومها و یا دخترانی که به دلیلی و یا بهانه ای سر راه من سبز میشن ..... در بین دوستان و مراجعه کننده گان به وبلاگم از هر4مراجعه یک فاطمه دارم!! و نمی دونم تو کدوم یکی از اونها هستی ....ولی فرقی هم نداره ، چون گفته ام اگر بتوانم کمک خواهم کرد حتی به آنهائی که به من بی حرمتی ، حسادت و یا دشمنی میکنند. مشکل شما بر میگردد  به خوب بودن شما و یا سادگی شما و یا حتی خودخواهی شما ، در هر صورت برای بررسی مشکل شما به اطلاعات  احتیاج است ولی در ابتدا بهتر است با یک روانشناس خوب یک و یا چند نوبت مشاوره داشته باشید و اگر راضی نشدید آن موقع شاید من بتوانم کمک کنم........ و اما شما محمد و یاسمین و دیگر عزیزان ... درسته که برای حل مشکل آن دوست گفتم با نماز صبح شروع کندولی مشکل و شرایط همه یکسان نیست...... و معتقد هستم نماز نمی تواند در مورد افسردگیهای روحی و یا جسمی کار برد چندانی داشته باشد..... به قول امیر المو منین علی (ع) کسی که گرسنه است نمی تواند ایمان  درستی داشته باشد ..... پس خواسته های روانی و یا نفسانی انسانها را نمی توان با نماز سیراب کرد ، اگر چه در بعضیها نماز جواب میدهد ولی در اکثر مردم تاثیری ندارد ...همین دوستی را که عرض کردم : در واقع دختری بود که از هر مرد جذابی نمی توانست بگذرد،  و به دلیل اطمینانی که به من داشت مرا از تمام رازهای زندگیش آگاه میساخت .... و بالاخره خودش فهمید که تنها یک راهنمای خوب تو زندگی داشتن کافی نیست و  من همیشه نزد او نیستم و او به کسی احتیاج دارد که همیشه با او باشد ....و به همین سادگی این دختر تو دلبرو  همه خواسته های نفسانی خودش را فراموش کرد و بطرف خدا رفت ...و از نماز صبح شروع کرد و حالا به جای رسیده که به من ایراد میگیرد !!! او حدود سه سال است که نماز می خواند و همه او را خوب و خوشبخت میدانند و من نیز هرزگاهی از خوشی ها و یا آرامش و یا موفقیتهایش خوشحال شده و  روحم آرام میگیرد....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 15:39  توسط ارژنگ  | 

تیلا

تیلاخانوم ...مدتها بود از کسی با چنین محبتی  از راز دلش سیراب نشده بودم ، خوشا به حال دلهائی که بتو نزدیکن و یا مورد محبت تو هستند .... من در شروع تعالیمم به همه آنهائی که طالب  رسیدن به عشق و یا خدای یکتا هستند فقط میگوئیم : بدون حس محبت نمی توانید به چیزی دست یابید ، نه به خدا و نه به ایمان به خدا ، ونه به عشق ...و من میبینم که شما  روح بزرگی دارید ....چون محبت  دارید ومیتوانید محبت را در کلام من پیدا کنید . احالا که تو را محرم رازم میبینم بتومیگویم تا اهل زمان و زمین نیز بشنوند ..... خیلی ها از من با ناآگاهی و یا خواهش و تمنا چیزی را میخواهند  که خودشان بهتر از آن را دارند! خیلی ها ازمن که نا امید میشوند میروند سراغ دعا نویس، فال گیر و دیگر خرافات و به این وسیله خود را به ورطه نابودی میکشند ! یه بابائی که ازمن کاملا دلگیر و دلخور شده بود.... رفت پیش یک فال گیر قهوه !! آنهم به این دلیل که من در جائی گفته بودم که فال قهوه را قبول دارم !!! اما بعد از چندی بمن گفت : مثل این بود که تمام رازهای زندگی مرا میدانست ! همه چیز را در مورد پدر، مادر و حتی دوست پسرهایم گفت! من هم پیش خود گفتم ، حالا که این فالگیر را دارم چه احتیاجی به ارژنگ دارم ؟؟ اما از هر انفاق بدی که خبر داد ، اتفاق افتاد ولی از هر اتفاق خوبی که خبر میداد ، چیزی در زندگیم ندیدم ...و اینجا بود که ازمن دلیلش را پرسید؟ در جواب گفتم : من گفتم که فال قهوه را قبول دارم ولی این عمل را به دلیلی که تو و آ ن فالگیر نمی داند نهی میکنم و بتو نگفتم که بروی و فال بگیری !! گفت چاره ای نداشتم ! گفتم حالا رسیدی به آرزویت ؟ گفت نه!!! گفتم حالا میخواهی به آرزویت برسی ؟ گفت :بله  ..... او اهل نماز خواندن نبود ولی من از او تعهد گرفتم که حتما و حداقل نماز صبح را بجای آوردو بعد از نماز سجده کند و از خدا بخواهد اورا بخاطر گرفتن این فالها ببخشد و توبه کند و فقط آرزویش را از خدا بخواهد ،( به همین سادگی ) با انکه می دانستم این آرزو به صلاح او نیست . به هر حال او به آرزویش رسید و فهمید که من درست گفته بودم و او حالا به دنبال چیزهای بهتری از خدای یکتا میباشد  . اما تیلای عزیز محبت وجود تو نیروی روح توست  و روح بدون محبت هیچگاه نمی تواند به بلوغ خودش برسد ..و تو باور کن که با همین محبت می توانی همیشه مورد توجه خدا ی قادر باشی ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 23:10  توسط ارژنگ  | 

کله شق

نمی دانم که چرا بعضیها فکر میکنند که من برگشته ام ..! اگر کمی د قت میکردید متوجه میشودید.... به هرحال بگذریم از چند نفری که یه جورهائی در وبلاگ من سرقفلی دارند و من فکر میکنم باید به آنها جواب بدم و یا خوابها شون روتعبیر کنم ، ولی دویاره عرض میکنم که من اولا خوابهای ساده را دیگر تعبیر نمیکنم ....دوما فکر میکنم به خیلی چیزها تا توانسته ام جواب داده ام .... سوما دنبال بحث و تبادل نظر هم نیستم ........چهارما پیشگوئی رو فراموش کنید مگر در مواردی خاص که آن را نیز خودم تشخیص میدهم ........در ضمن  من از ایجاد این وبلاگ هدفهای شخصی نیز داشتم که به آنها نرسیدم .. ......( به جهنم ) ...........ولی به همه شما نصیحت میکنم که خوابهای خودتان را همچون سابق برایم بفرستید ...! چرا ؟ ..  چون دوستتون  دارم ،چون اگر قرار باشه که اتفاق بدی  برای شما پیش بیاید ... آن را بشما پاسخ داده و تعبیر خواهم کرد و فقط در این مورد به شما جواب خواهم داد چون اگر چنین نکنم وجدان درد خواهم گرفت ........ داشت یادم میرفت ... بعضی ها از لحن کلام من خوششون نمیاد و اون رو از روی غرور و خودپسندی می دانند  ...... به هرحال من این جوری هستم ..... خیلی رک و پوست کنده ویا به قول شما یک مغرور کله شق .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 11:33  توسط ارژنگ  | 

عشق شما

بنی آدم اعضای یکدیگرند       که در آفرینش زیک گوهرند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  معنی این شعر رو کی میدونه؟   شما؟ ....دیگران ؟ .... امریکائیها؟.... جن ها ؟ ..... فرشتگان ؟.... یا شیطان؟؟؟؟؟ پس هر کدام از شماها اگر فهمیدین  معنی این سخن را میتواند معشوق خود را در آسمان و یا زمین پیدا کند!!! پس الکی خودتون رو به درو دیوارنزنید ...... اما مطمعن باشید که شیطان و جن ها معنی این سخن را خیلی بهتر از ما آدمها  و فرشتگان درک میکنند !؟ چرا ؟؟ چون ما آدمها از قدرت خود و شناخت خود بی خبریم....... سعدی این شعر رو نگفت که شما بخوانید و بگوئید به به، به به....... این شعر رو گفت تا انسانها متوجه قدرت عشق شوند....... پس آ نهائی که معنی عشق را در این بیت شعر میفهمند میتوانند عشق را درک کنند....... خانم فاطمه  ...شما که در سایت خودتون از فهم عشق دارید میترکید ........پس چرا از من کمک میخواهید !! شما که به خدا توکل میکنید چرا از من درخواست کمک کرده اید!! به این نه عشق میشود گفت ونه توکل به خدا....شما گمراه هستیدو من نمی توانم بشما کمک کنم ..... البته زیاد دلخور نشوید این درد شما درد اکثر جامعه است ، پس وضعیت شما  یک وضعیت معمولی است  ...در ضمن خوابهای شما معمولی است ...و شما بهتر است با یک رولنشناس صحبت کنید ...شاید بتواند بشما کمک کند...........و اما شما خانم رز ...خیلی خیلی از جوک شما لذت برده ام.. به شما میشود کمک کرد پس اون اطلاعات لازم رو که در پستهای سابقم عنوان کرده ام بفرست   در ضمن من نیروی درونی زیادی ندارم ، من تنها توانسته ام روح خودم را بشناسم و با آن زندگی کنم و بدان که قدرت درونی به نیروهای مغناطیسی  سلولها و یا قدرت ذهن اطلاق میشود و قدرت روحی با قدرت درونی فرق دارد............و اما شما فاطمه عزیز : خوابهای شما  دلیلی بر نا امیدی شماست  و این همون چیزی است که نیروهای شیطانی میخواهند...سعی کن مقاومت کنی ...باور کن که شادیها و پیروزی های زیادی در مقابل تو خواهند بو و تو با صبر به آنها خواهی رسید...... مرضیه عزیز : بعضی ها میگن معنی عشق در مادر خلاصه میشه ! شادی تو همیشه باعث شادی من نیز میشه..... و اما شما کاظم عذیز تعبیر خواب با تفسیر خواب خیلی فرق دارد...ولی تو باید از هوش خودت استفاده کنی ....شاید آن مرد شریک تو بوده ...ولی اگر چنین شده حتما علتی دارد و اگر تو بر حق هستی مطمعن باش پیداشدن آن مرد در زندگی تو نشانه تمام شدن مشکلات شما خواهد بود... امید وارم خدا بشما کمک کندو از خبر مارا نیز شاد کنی.....

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 22:20  توسط ارژنگ  | 

بهار و شعله های (؟)

الهام خانوم خوشحالم که خودت تونستی تصمیم بگیری ، به این میگن اراده ، اراده خودت ، برای بدست آوردن چیزهای واقعی در زندگی مثل: احترام ، شغل ، موقعیت، و بالاخره عشق و یا محبت واقعی ...تو هنوز اول راهی....امیدوارم همیشه شاد و موفق باشی............ و اما شما بهاره غمگین: اگر یکی توی راه زندگی کمکت کرد به این معنی نیست که تو هم باید باعشق جبران خدماتشو بکنی و اگر نکنی ...وجدان درد بگیری ..... این یکی از شگردهای ما مردهاست که در قبال کمک به یک خانوم ، از اون توقع داشته باشیم که با ما حتما بخوابه یا صیغه بشه تا بعد ببینیم چی میشه .....!! من یکبار گفته ام که خدای قادر و مهربان برای کمک به بنده گان خوبی مثل تو افرادی رو وسیله قررار میده ولی به این معنی نیست که شما هم حتما باید جبران کنید..... اگر در رابطه شما شک وجود داره بدون این رابطه یک رابطه جنسی معمولی ویا یک رابطه اجتماعی معمولی است نه یک رابطه عشقی ، خواهش میکنم واقع بین باش به این نمیگن عشق به این میگن هوس و یا یک رابطه ...فقط همین ..وقتی خواب شما رو تعبیر کردم بمن اطمینان کردی و حرفای خودت رو زدی !! دیدی که من جریان شمارو از طریق خواب درک کرده بودم پس دختر اگر الآن دلتنگ هستی چون چیزی رو که داشتی حس میکنی نداری و این عشق نیست ، این فقط یک دوستی و همیشه یادت باشه دوستیها همیشه یک روز تموم میشه..... پس بهترین کار اینه که روابط خودت رو گسترش بدی مطمئن باش چیزهای بهتری نیز در این دنیا هست بشرط اینکه خودت رو محدود نکنی راههای جدیدی برات در حال باز شدن است.......واما تو مرضیه عزیزشاید  حساب کن دوروئی مردم و دوستان ، مشکلات و سختیهای تحصیلی ، تعقیرات آب و هوا (بهار) باعث افسرده گی میشه یعنی همه چیز دست به دست هم میده ..زیاد جدی نباش زندگی ارزش اندوه خوردن رو ندارهامیدوارم از این حالت بیای بیرون..چون همه مرضیه شاد و خوشحال رو دوست دارند ...

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:7  توسط ارژنگ  | 

مرضیه

مرضیه عزیز باید بگی آیا از این لباس در واقعیت داری و یا چنین لباسهائی میپوشی یا نه تا بتوانم دقیقا جواب بدهم ............ با این وضعیت خواب این آقا مربوط میشه به خواسته های درونی خودش و به جز این تعبیر دیگری نداردمرضیه عزیز واما شما ساده دل عزیز ... از شعری که برام دادی خیلی خیلی خوشم اومد و لذتش رو بردم و تائیدش کردم تا همه دوستان نیز لذت ببرند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 22:8  توسط ارژنگ  | 

مهار عشق

از این به بعد .... اسم شما باشه فریبا....عزیزم من نگفتم یکی رو پیدا کن و اون جانشین طرف کن ! اگه یادت باشه گفتم امسال یکی سر و کله اش پیدا میشه...و تو می تونی روی دوستی و حتی ازدواج  حساب کنی و من هم به موقع اش میتونم تو رو راهنمائی کنم که طرف خودش است یا نه .... چرا؟ ..برای اینکه یه وقت  اون از دست ندی و همونی باشه که خواست خداست نه خواست شیطان ، چون تمام ازدواجهای اشتباه خواست شیطان و نیروهای او هستند ، چرا ؟ چون شیطان و نیروهاش از این راه است که به خیلی از مقاصد شوم خود میرسد...جدائی ، فساد ، اعتیاد ،وغیره ...... و مهم ترین هدف او نابودی و بی مقدار جلوه دادن عشق  است !!همون اتفاقی که تموم اروپا و امریکا رو در بر گرفته !! و تو چامعه ما هم کم نیست عشقهائی که بعد از ناکامی و جدائی تبد یل میشه به فحشا و انتقام و کینه و عقده و...! و این رو باید جدی بگیرید چون این اتفاق میتونه برای همه  بیفته ! دختر زیبائی رو میشناختم که بعد از جدائی میگفت میخواهم 10 سال فقط حال کنم و بعد ازدواج!! این حرف رو کم و بیش خیلی از دخترها امروز میزنند ..مخصوصا اونهائی که بغل هرکی میرن و می خوابن ..البته اونها هم یه روز عاشق بودن و خیلی هم به عشق شون وفادار.... و امروز فقط وسیله ای هستند در دست شیطان ......و فکر میکنن بعد از فحشا دیگه چیزی به اسم عشق و یا احساس براشون باقی میمونه تا اون رو به همسرشون و یا حتی معشوق و یا دوستشون تقیم کنند....نمی خوام از بحث دور بشم فقط بدون که فحشا نه زن میشناسه و نه مرد. تو باید صبر کنی ...پس همین الان یک نفس عمیق بکش و به خودت بگو من تنها چیزی که میتونم به خدا بدم فعلا همین (  صبر ) است  و  مطمئن باش من ضامن محبت خدا نسبت بتو خواهم بود... نگران تنهائی نباش ..یه روز میرسه که قدر این تنهائیها رو می فهمی ..از این تنهائی مخصوصا تا پایان روزدهم نورو ز استفاده کن ... در ضمن من مثل بقیه و خود تو فکر نمی کنم  که پدر تو فوت کرده .... اگر کمی دقت کنی میبینی که این تو هستی که مثل مرده ها رفتار میکنی !! بزار یه رازی رو در مورد پدرها  بتو بگم ؟! اگر پدری درحق فرزند خود دعا کند مطمئن باش این دعا مستجاب خواهد شد......و اگر تو ایمان بیاوری میتونی از پدرت کمک بگیری ، پس بابا هنوز هم زنده است و میتونی ازش کمک بخواهی ! امتحان کن و از من گوش کن و سعی کن برای یه چیز مهم ، خیلی مهم که در آینده پیش خواهد آمد از بانو فاطمه کمک بخواهی ..نه از این موضوع ها و یادت باشه که بابا در این زمینه می تونه کمک کنه ولی باید صبر کنی تا همون زمانی که گفتم....شکی نیست که تو عاشق شدی و این حالتهای تو به همین دلیل است ، برای رهائی از این حالتها بازهم اول یه نفس عمیق بکش و بگو من باید مقاومت کنم در مقابل ناملایمات  و مخصوصا بیماری عشق ، برو سراغ ورزش ، برای خودت یه گلدون بخر و  بهش آب و  محبت بده ، کتاب بخون ،برقص ، آواز بخون، هرجوری شده برای خودت از هیچ و پیچ وپوچ شادی بوجود بیار ،به تنها عزیزانت : مامان و خواهرت توجه کن ودر ضمن صبر کن و تنها در دلت از خدا بخواه  ..! بدون کلام ..! فقط از خدا بخواه آنهم دردلت ...بدون کلام ...حتی سر نمازو یا دعا خواندن ....... اگر موفق شدی  اون موقع است که نیروهای الهی نیز کمکت خواهند کرد چون قدم اول رو همیشه تو باید برداری و باید نشون بدی که از خواست خدا نه تنها راضی بلکه خشنود هستی .... به این میگن راز خوشبختی  .........( اوج لذت عشق رو خدا تعیین میکند نه بنده کان خدا) پس مطمئن باش کسی رو که خدا بتو خواهد داد بسیار بسیار بسیار بهتر از انتخاب خودت خواهد بود،، و این تجربه شخصی من است  و نصیحت پدرانه یا روانشناسانه یا فیلسوفانه نیست وبالاخره ببخش اگر نکته ای دیگر از ذهن من مخفی ماند ، من باید بتو جواب بدم چون مشکل تو مشکل خیلی از دوستان است مثل همین نگین عزیز که بهش قبلا قول داده بودم ، من سر قولم هستم و فقط کافی مشخصاتت و خواستهات رو دقیق عنوان کنی  و شما مرضیه عزیز : من رو از دعا ی پاکت  همیشه  سیراب کن.وشما محمد نمی خواهد نگران چیزی بشی ،، هیچ اتفاق بدی قرار نیست بیفته و شما نرگس عزیز از smsهای قشنگت ممنون.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 19:23  توسط ارژنگ  | 

والنتینتون مبارک....

والنتینتون برهمه دلداده ها مبارک... راستش یادم رفته بود و با تشکر که گوشزد فرمودین ... ..این رسم به دلیل زیبائیش و دور بودن از بازی های سیاسی باعث شد یه جشن یا بهتر بگیم یه عید فراگیر در بین تمام ملل بشه ...... ببینید اگر سیاست رو از زندگیمون بندازیم دور چقدر اون روزچقدر زیبا خواهد شد!!؟ و روز قشنگ والنتین می تونه چنین کنه !!! ...ولی ما فقط  بایدیک روز قشنگ در سال داشته باشیم ویا فقط یه روز عاشق باشیم  و یا ادای عاشقهارو در آورد!!  بیائید این روز رو بدون تعصب مذهبی و یا ملی گرامی بداریم و در این روز قهر و غرور رو فراموش کنیم و بیشتر به هم نزدیک بشیم امروز رو داشته باشید و دیروز رو فراموش کنید چون خدا فقط در زمان حال با شما خواهد بود ...نه در آینده و نه در گذشته 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 14:24  توسط ارژنگ  | 

خدا .....قرارمون

با اونکه قرار بود پایان بهمن بیام ولی چند مورد استثنائی رو نشد که جواب ندم ، یکی هدیه حافظ عزیز بود در شب تولد م از اون دنیا که :  هان مشو نومید چون واقف نه یی از سر غیب ..............باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور            دربیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم ..............سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور..!!!!  ویا شعر زیبای دوست عزیزم مرضیه که در واقع همون هدیه تولد من بود و آنهم  از شهر حافظ عزیز که ای ( غافل از خدا بیهوده غم مخور) ..... بدون آنکه عزیزم مرضیه بداند که این شعر چقدر برایم پیام مهم و شادی در بر داشت  !!!!  شعر مرضیه را می نویسم تا شما هم از شادی من شاد شوید.... ستاره ها ، ستاره ها

شب همه شب به خستگی ام لبخند می زنید

بر این چشمان بی سوی من چشمک می زنید

سیاهی شب بر دلم هجوم می آورد

روشنی می رود تاریکی می آورد

درخت دلم روز به روز پژمرده تر می شود

فغان دلم روز به روز فزون تر می شود

خودم را ز نگاه ها جدا می کنم

دلم را از هیاهو ها سوا می کنم

می نویسم بر دل سرد سحرگاه

از دلم ناله ها گاه و بیگاه

می خزم کنج دلم تا که ببینم چیست او

پر می زنم در آسمان تا که ببینم کیست او))..................
اگر کسی منظورم رو نفهمید ... میخوام بگم که خدا برای راهنمائی ما آدمها همیشه کسانی رو سر راهمون قرار میده  تا کمکمون کنند مثل مرضیه !  پس سعی کنید قدر همدیگر رو بدونیم و با لبخند  و خوشبینی با مردم بر خورد کنیم ........ و اما سمانه عزیزم ... بسیار متاسفم.......درسته که تو منظور منو فهمیدی ولی کجا اشتباه کردی!؟؟؟ که حالا داری درد و دل میکنی ؟ یادت هست ؟  درسته که من گفتم هر چی از خدا بخواهی بهت میده ....ولی این رو هم که من مکرر بهت گفتم باید میگرفتی که : اما اون چیزی رو که خدا به انسانها میده بهتر از اون چیزی است که ما خودمون میخواهیم....... هر چی بخواهی خدا بهت میده تا تو بفهمی که همه خواسته های دنیائی ما چقدر بی ارزشه........ و من باز هم متاسفم و امیدوار هستم دیگه اشتباه چیزی رو از خدا نخواهی ...ولی تو مطمئن باش و خودت رو پیدا کن چون تو میتونی خیلی چیزها بدست بیاری ........ فعلا خدا همه جور میخواد تو رو کمک کنه ...فقط مراقب خواسته های بعدیت باش خواهر مهربون من.  ولی این با ر باور کنید که تا اخر ماه نیستم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 10:53  توسط ارژنگ  | 

من که خدا نیستم ...

من نمی دونستم که تو شیرازی هستی دختر .. مگر نشنیده ای که حافظ عزیز میفرماید : اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا            به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را...... هر موقع که گذرت افتاد تهران می تونی با طرف تماس بگیری و بری  پیشش . و اصلان هم قابل شما را ندارد مر ضیه خانم ... آقا کیان  از جن های روی زمین تا فرشتگان درگاه الهی چیزی نمی دانند مگر به خواست خدا .... .... پس تکلیف من نیز مشخص است  ، چرا که من هم مثل شما هستم  ولی انسانها با هم فرق میکنند  و هر کدام  دارای احساسات و استعدادهای متفاوتی هستند... من تنها از طریق خواب می توانم پیشگوئی کنم ،آنهم باید کلی انرژی صرف کنم و این مطلب شاید برای شما دوستان جا لب باشد ،، همانطور که برای حسودها مزحک و غیر منطقی است .  و اما کاری را که شما از من خواسته اید  از من بر نمی آید ، اما به عنوان یک دوست بشما میگویم که این کار درست نیست، و بهتر است بگذارید طرف برورد دنبال سرنوشت خودش ... تنها خدا قادر مطلق این جهان است و هر چه هست تنها ثانیه ای توهم و خیال است به اسم ..........زندگی ................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 9:38  توسط ارژنگ  | 

مرضیه و انرژی

سه یا چهار نفری بودن که میگفتن .. ای بابا این دیگه کی تو ازش تعریف میکنی ! مثل اینکه اومده بودن تو سایتت و به هر حال قبول نداشتن افکارت رو ..... ولی این حالت تو می تونه جوابی باشه برای دوستان عزیزی که مخالف شما هستند !؟ مرضیه اگر این حالت برای تو بوجود آمده نشانه مستعد بودن تو برای کسب انرژی و انتقال آن به دیگران است! و اگر دوست داشتی خودت رو مورد آزمایش قرار بدی میتونم کمکت کنم و اگر بتونی در این کار موفق بشی می تونه نقطه عطفی تو زندگی تو بشه ...کم هستند کسانی که بتونن صاحب انرژی بشوند پس اگر مایل بودی بگو تا تو رو به یکی از اساتید انرژی درمانی معرفی کنم ..... به امید موفقیت تو

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 17:20  توسط ارژنگ  | 

مهناز ناز و خوبم.....

من نمی تونم کمکی کنم ..!من که که گفتم گنجشکهای مرد  از ما مردها بامرام تر و وفادارتر هستند .../ چون اونها خودشون رو میشناسن  و به خدا هم نزدیکتر هستند و اعتقاد دارند که خدا به آنها بهترین روزیها رو عطا کرده ! ولی ما آدمها .. یکی خودت تو نه خودمون رو میشناسیم و نه خدای خودمون رو و به دنبال خواهشهای نفسانی خودمون میریم و میگیم : چشم همه کور ... ما عشق رو شناختیم و معشوق خودمون رو تا آخر عمر پیدا کردیم ....ها ها ها ...ولی ما دختر های احمق نمی دونیم که پسرها از نظر جنسی به شما دخترها احتیاج دارن ....هاهاها ولی شما خودتون رو می زنید کوجه علی چپ و می گید خوش باحالمون که پسره عاشقمون شده !!!!! و وقتی که پسر سیر شد چی؟؟؟ از تو خوشگل تر وجود نداره ؟؟؟؟ مگه نشنیدی که مردها دوست دارند تنوع رو ؟ حداقل ۵ برابر خانمها !! ... حالا هم دیر نشده .. بزار برود دنبال دلش !! چون می تونی از این فرصت استفاده کنی و خرش کنی و باهم و با توافق بری طلاق بگیری ! اعلان بهترین فرصت است.. بزار بره حداقل یک نفر دیگر رو بدبخت کنه ولی اگر بخواهی صبر کنی تا یه روزی آدم بشه مطمئن باش تو تو زندگی باختی نه اون ....و بعد ازاین چیزی رو بخواه که خدای قادر برات انتخاب کرده و اشتباه اول رو مرتکب نشو ..چون بسیار دیده ام که دخترهائی مثل تو اکثرا همان راه اشتباه اول را دوباره تکرار خواهند کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 12:4  توسط ارژنگ  | 

عشق دوم

چند روز پیش بود که میدیدم یک دسته از گنجشکها بر روی درختی از کنار هم بودن لذت می بردند... شکی نیست که باهم بودن رو دوست دارن..... البته در بین اونها هم حسود و بدجنس  ، بی وفا و یا دروغ گو وجود دارد ! چون گنجشکها از نظر رفتار به ما انسانها خیلی شبیه هستند ، می دونم که باورتان نمیشه ، مگر اینکه شما هم مانند من آنها را بشناسید . اما مهم ترین شباهت آنها با ما عاشق شد نشونه !!! البته عشقهای معمولی  مثل همه آدمها ! گنجشک نره مثل مردها ئی هستند که برای تصاحب  و یا خر کردن زنها به هر وسیله و یا دروغی متوسل میشن و کنجشکهای ماده نیز مثل زنها یا بهتر بگم مثل دختر های 14 الی 20 ساله  ( البته در ایران) دیر یا زود فریب عشق رو میخورن  ! اما برتری گنجشکها در این است که اونها فقط در بهار عاشق میشن ! چون به ندای درون خودشون پاسخ میدهند  و بعد از تشکیل خانواده به یکدیگر خیانت نمی کنند!! اما ما آدمها چطور ؟  عشق اول ، عشق دوم و ...........بالاخره تا اونجا که امکان داشته باشه ... قرار نیست جواب بدین ... چون قدرت جنسی گنجشکها خیلی بیشتر از ما آدمهاست  ولی با این حال اونها به اصول اخلاقی خودشون از ما آدمها بیشتر پایبند هستند  می فهمند که چه وقتی باید عاشق شد و عاشق چه کسی باید بشوند  !! اما ما چطور ؟ می دونید چقدر دختر از دوره راهنمائی و یا دبیرستا ن به من امیل میدن که من عاشقم و یا به دنبال عشق هستم ، آیا طرف من رو دوست داره و یا با من ازدواج خواهد کرد ؟؟!! اما تما م این ماجراهای عشقی  در یک نکته مشترک هستند و آن کور بودن عشق خانم کوچولوها و البته بسیار کمتر آقا پسرها و اما نکته جالب این عشقها این است که تمام این افراد بخاطر خودخواهیهای ذاتی خود عشق خودشون رو پاک ترین و بزرگترین عشقها ی دنیا میبینند !! ولی این نیز نباید ناگفته ماند که این رفتار مسخره که در جامعه ما به اسم عشق شیوع پیدا کرده   از یک ناهنجاری اجتماعی سرچشمه میگیرد و تمام این مشکلات مربوط به طغیان جوانی و یا عشق این دختر خانمها نیست ،، بله واقعیت این است که این دختر های عاشق پیشه مقصر نیستند و خود آنها نیز در درون خود از این احساس راضی نمی باشند و به همین دلیل است که یک روز میرسد که در دلشلن افسوس میخورند که چرا چنین رفتا ر کرده اند و میخندند و برای تسکین خود میگویند : خوب جوانی است دیگه !!؟ اما سوال مهم این است که آیا همین افراد  شکست خورده نیستند که امروز و یا فردا بر سر دختران و پسران خود می کوبند که چرا حرف از عشق میزنی !!؟ حالا وقتی یکی از همین عشقهای پوچ  دردسر ساز میشن و سر از صفحه حوادث روزنامه ها در میارن ،، چندتا کارشناس و یا روانشناس و دکترو غیره پیدا میشن و می گویند بله باید چنین و چنان کرد... بله آقا باید آموزش داد!  و......... غیره ... اما مگر میشه عشق رو در چهار چوبی خاص مهار کرد؟؟؟  مگر میشود عشق رو آموزش داد؟؟؟ پس بااین وضعیت فکر نمکنید که گنجشکها عشق رو بهتر از ما درک میکنند ؟           

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 12:42  توسط ارژنگ  | 

عشق قسمت اول

گفتم برم سراغ قولی که مدتها پیش داده بودم ، عشق چیه  و عاشق و معشوق کی هستند؟ چرا  حالا ؟ چون میبینم بعضیها  ول کن معامله نیستند!! آقا من عاشقم ، من چکار کنم،  آیا منو دوست داره ، من که خیلی دوستش دارم .......و بعضیها هم که میبینم رابطه با همجنسان خودشون رو هم  یک رابطه عشقی میبینند!!! من نه یک رمان نویس هستم  که از شدت شکست و یا سرخوردگی چیزی بنویسم و نه یک روانشناس که بخوام عشق رو فقط از دریچه نیاز و یا خودخواهی ببینم .... من فیلسوف و یا عارف و یا زاهد هم نیستم که بخواهم عشق به خداوند قادر رو جای عشق بین آدمها قرار بدم و بگم عشق یعنی همین  ، مانند مردم روزگار یوسف هم نیستم تا زلیخا رو مورد انتقاد قرار بدم که چرا عاشق شدی؟؟ به قول رضا صادقی عزیز که تو شعر قشنگ وایسا دنیا میگه:( همه درویش ....همه عارف....جای عاشق پس کجاست........) شما می توانید صحبتهای مرا از دو جنبه آن مورد توجه قرار بدهید : یکی آنکه یک رابطه عشقی یا عاطفی و یا یک ازدواج که شما در آرزوش هستید و یا نیستید قبلا از طریق خواب بشما  اعلام میشود و حتی نتیجه آن !! و دوم اینکه کسی با شما صحبت میکنه که به دلیل داشتن زیبائی  روابط زیادی رو تجربه کرده ، و میفهمه که چی میگه ، پس نرفته  از تو کتابها  چیزی برای شما پیدا کنه و بگه عشق یعنی  فلان .... پس آقا پسر ها ی خوشگل مامانی  اگر 4 تا دختر افتادن دنبالتو ن و خواهش و التماس .... فکر نکنید که اینها  عاشق شما شدن ! اینها فقط جذب زیبائی شما شده اند .... چون زنها نیز مثل مردها تصاحب کردن رو دوست دارند و این افکار فقط مختص مردها نیست ( قابل توجه مذهبیون و روانشناسان ) .... به چه دلیل ؟ .... چون زنها نیز احساس دارند و زمانی که مرد زیبائی را مشاهده میکنند  سعی در تصاحب  او دارند و البته اکثر آنها اسمش را عشق میگذارند و خوب بعضی از مردها هم از همین ضعف زنها استفاده می کنند و جالب اینجاست که اگر خانمها فکر کنند فریب خورده اند ، اونوقت  است که میگویند مردها بی وفا و بد هستند وفکر میکنند شکست عشقی همین است! و این وضعیت برای خانمهای زیبا نیز بدتر است  ، چون واقعیت این است که مردها حس تصاحب بیشتری نسبت به زنها دارند و زمانی که با یک زن زیبا برخورد میکنند ، خیلی زود  عاشق میشوند ولی همیشه یا بهتر بگم معمولا با آن زن زیبا ازدواج نمی کنند و موقع ازدواج که برسد میرن پیش مامان جونشون و میگن مامان من یه زن خوب و مومن می خوام !!!!!!!!!!!! و خانم می ماند و عشق شکست خورده اش ! و شروع میشود چیزهائی که نباید شروع شود ... البته اون آقا پسر نیز فکر میکند  با کمک مامان جونش به یک ازدواج و زندگی موفق دست پیدا خواهد کرد و چنین شروع خواهد شد  خیلی از مشکلات ........ اینجا تموم میکنم قسمت اول عشق رو.....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 9:48  توسط ارژنگ  | 

قرآن و .....ما

            ناشناس عزیز میبینم که بحث من و شما طرفدار پیدا کره ! و مثل شما از من در مورد قرآن سوال میکنند ؟ من با انکه دوسال با عربها بودم به دلیل آنکه از زبان عربی خوشم نمی آید  نتوانستم عربی بیاموزم و در نتیجه از قرآن به زبان عربی تقریبا 90درصد چیزی نمی فهمم ، پس نمی توانم مانند کسی که به زبان عربی تسلط دارد در مورد قرآن اظهار نظر کنم . بگذریم از عده ای که با گذراندن یک کلاس قرائت قرآن خود را علامه میبینند ! چرا که این کار تقریبا از عهده همه بر میآید ولی من این افراد را قرآن شناس نمی بینم  و فایده این قرآن خواندن را فقط در قرائت آن میدانم . همانطور که جنابعالی میفرمائید دستورات قرآن برای همه قابل فهم است و اگر رازی در آن وجود دارد مخصوص به خدا و بندگان خاص اوست . پس در آن دنیا از کسی درمورد رازهای قرآن سوال نخواهد شد  همانطور که در زمان پیامبر این رازها فقط مربوط بود به پیامبر و معصومین او ... حتی صحابه پیامبر نیز از این رازها آگاه نبودند!! و قرا هم نیست آگاه باشند و امروز نیز چنین است . و حالا اگر ما تصادفا از آن چیزی فهمیده ایم دلیل نمی شود که ما قرآن را از دیگران بهتر درک میکنیم . .. این چهار تا چیز رو هم ما از طریق خواب دریافته ایم  نه از طریق مطالعه و یا پژوهش قرآن .  در ضمن آقای دکتر امینی.... من  تعبیر خواب از طریق قرآن و یا استخاره از آن را قبول ندارم ... اگر چنین بود پیامبر و یا دیگر معصومین و حتی بزرگان گذشته و یا بزرگان و علمای واقعی  امروزحتما چنیین مطلبی را عنوان میکردند ... البته در مورد استخاره چنین روایتهائی وجود دارد و اگر واقعیت هم داشته باشد من آن را به کسی توصیه نمیکنم ... چون بسیار بودند کسانی که در مورد طلاق صحبت میکردند و میگفتند ما قبل از ازدواج به دفعات  استخاره کردیم و خوب میامد و حالا نمی دانیم چرا چنین شد!!!؟؟ پس این هم تجربه شخصی من.... در ضمن سایت من در مورد تعبیر خواب است و این بحثها برای من خسته کننده ...این بحثها باید بماند برای جامعه شناسان، فیلسوفان ، علما، ودانش پژوهان......  و عاشقان ودلداده گان . و ما بمانیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 11:39  توسط ارژنگ  | 

مطالب قدیمی‌تر